در هفته آخر آبان ماه امسال رژیم اسلامی با افزایش ۳۰۰ درصدی قیمت بنزین باعث خشم و نفرت توده‌های به جان آمده از ۴۰ سال حاکمیت آیت الله‌های دزد و جنایتکار اسلامی شد و همان اولین روز، مردم به خیابانها ریختند و به این یورش به معیشت و زندگی ۵ برابر زیر خط فقر اعتراض کردند. این اعتراضات به خیزشی عظیم وسرتاسری تبدیل شد و بنا به گفته برخی منابع خبری خیابانهای ۳۰۰ شهر بزرگ و کوچک صحنه رویارویی مردم معترض با نیروهای سرکوب بود. رژیم با تمام قدرت اقدام به سرکوب وحشیانه مردم معترض کرد و متقابلا مردم نیز دست به مقابله با سرکوبگران زدند. حکومت اسلامی تمام تلاشش را کرده است تا آمار واقعی کشته شدگان معلوم نشود اما بنا بر اطلاعات تا کنون اعلام شده توسط منابع خبری مختلف آمار کشته شدگان بسیار بیشتر از ۳۰۰ نفر است.
در پایین گفتگوی ما با محسن ابراهیمی در باره جایگاه این خیزش در جنبش سرنگونی را میخوانید.
فراز آزادی: میخواستم در باره جایگاه این خیزش عظیم که بنا به نظر اکثر صاحبنظران سیاسی، بزرگترین اعتراض توده‌ها در طول حیات رژیم جمهوری اسلامی است، نظر شما را بدانم. به نظر شما جایگاه این خیزش در جنبش سرنگونی طلبی مردم چیست؟
محسن ابراهیمی: این خیزش – یا حتی بهتر است از آن به مثابه یک قیام نام ببریم – حیات سیاسی جامعه ایران را در موقعیت کاملا جدید قرارداده است. جامعه ایران بعد از این قیام از هیچ نظر مثل پیش از آن نخواهد بود. در نتیجه این قیام رابطه مردم با حکومت، رابطه اقشار مختلف مردم با یکدیگر، موقعیت حکومت و مردم در قبال هم، خودآگاهی و روحیه سیاسی مردم، روحیه سیاسی خود حکام اسلامی و نهایتا توازن قوای سیاسی عمیقا متحول شده است.
قبل از هر چیز، مردم تصویر بسیار روشنتری از این حقیقت سیاسی گرفتند که ابعاد و عمق نفرت از حکومت سراسری است و مهمتر از این آمادگی برای دست به عمل زدن مخصوصا در میان اقشار محروم جامعه بسیار بالاست. آنهم دست به عمل زدن نه برای تحمیل یک یا چند مطالبه بلکه برای پایان دادن به حیات حکومت اسلامی. حتی اگر این قیام به سرانجام سیاسی مورد نظرش نرسید، بی تردید اکثریت معترض را بیش از پیش آگاه کرد و به آنها احساس قدرت داد که همدلی، همسرنوشتی و مهمتر از همه همرزمی علیه جمهوری اسلامی محدود به یک شهر و یک منطقه نیست. سراسری است. این یک اعتراض و جنبش محلی و منطقه‌ای نیست. یک جنبش سراسری است. جنبش سرنگونی سراسری است.
آیا واقعا هنوز کسانی در ایران هستند که کوچکترین توهمی داشته باشند که ممکن است جمهوری اسلامی با زبان خوش کناربرود؟ پاسخ من منفی است. مردم قبلا بارها ابعاد توحش این حکومت را دیده‌اند. اما واکنش حکومت به اعتراضات آبان این حقیقت را بیش از پیش جلوی مردم قرار داد که پایان دادن به حیات حکومت اسلامی راهی ندارد جز آماده شدن به قیامی گسترده تر، تعرضی تر که توسل حکومت به سلاح را با سلاح پاسخ خواهد داد.
اگرچه شعار مشهور در قیام دی ماه ۹۶ علنا و با صدای بلند به هر دو جناح و باند حکومت اعلان جنگ کرده است، اما قیام آبان ۹۸ عمق پلیدی و ددمنشی و هم جهتی جناح اصلاح طلب با کل حکومت را بیشتر برملا کرد. بیشتر نشان داد که “طرفداری از حقوق شهروندان” توسط این جناح یک حقه بازی سیاسی است برای نجات حکومتی که شغلش پایمال کردن حقوق شهروندی است. بیش از پیش نشان داد که مردم یک دشمن با دسته‌ها و باندهای مختلف دارند که اسمش جمهوری اسلامی است.
به این معنا، قیام آبان ۹۸ مردم را یک گام بسیار بزرگ برای قیام بعدی برای سرنگونی جمهوری اسلامی آماده تر کرد.
فراز آزادی: در این خیزش از همان ابتدا شهرهای بزرگ آذربایجان مانند تبریز و ارومیه هم در کنار سایر شهرهای سرتاسر ایران شرکت داشتند و مشخصا محلات فقیر نشین این شهرها در اعتراضات نقش محوری داشتند. به نظر شما آیا این نشان نمیدهد که در خیزش آتی مردم، بازهم شهرهای آذربایجان علی رغم تبلیغات ناسیونالیستها بیش از پیش مشارکت خواهند داشت؟
محسن ابراهیمی: این نوع تبلیغات ناسیونالیستها از یکطرف بی ربطی آنها را به واقعیات معاصر جامعه ایران مخصوصا آذربایجان نشان میدهد و از طرف دیگر نشاندهنده آرزوهای بیمارگونه این فرقه‌ها برای جامعه آذربایجان است. حضور جدی مردم شهرهایی مثل تبریز و ارومیه در قیام آبان روشن میکند که مردم آذربایجان به همان اندازه مردم سایر نقاط ایران در عزم مبارزه برای رهایی از حکومت اسلامی سهیم هستند و غیر از این هم انتظار نمیرفت.
میدانیم که مثل همه جای ایران، در خیزش اخیر در آذربایجان هم نیروی اصلی توده‌های محروم و فقر زده جامعه بودند. همچنین میدانیم که در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی فقر مرز و ملیت و جنسیت و سن نمیشناسد. فقر در پیشاپیش تبعیضات و ستمهای دیگر اجتماعی و فرهنگی حکومت اسلامی، به اصطلاح ترک و کرد و فارس و بلوچ و عرب و غیره نمیشناسد. به همین دلیل مرزهای ملی و قومی مهندسی شده توسط ناسیونالیسم حکومتی و به اصطلاح اپوزیسیونی نتوانست قیام آبان را در محدوده یک جغرافیا و یک “ملت و قوم” نگه دارد. نتوانست مانع گسترش قیام به همه جای ایران و تبدیلش به قیام سراسری شود و از این به بعد هم نخواهد توانست.
جمهوری اسلامی نهایتا با قیامی سرنگون خواهد شد که یک سر آن در آذربایجان و سر دیگر در سیستان وبلوچستان، یک سرش در خراسان و سر دیگر در کردستان و خوزستان خواهد بود.
فراز آزادی: در جریان این خیزش چند روزه مردم به بانکها، خانه‌های امامان جمعه‌ها، نمایندگان خامنه‌ای، مراکز امنیتی و سرکوب مانند بسیج و سپاه و و مراکز سیاسی مانند فرمانداری و شهرداری‌ها یورش بردند، به نظر شما این تاکتیک مبارزاتی مردم نشاندهنده چیست؟
محسن ابراهیمی: نشان دهنده این است که مردم دشمن خود را در تمام جلوه‌هایش میشناسند و علیه تمام جلوه‌های این دشمن مبارزه میکنند. مردم علیه حکومتی به پاخاسته‌اند که ایدئولوژی رسمی و حکومتیش اسلام است؛ مبانی قوانین و دستگاه قضاییش شریعت اسلامی است؛ حکومتی که به نام اسلام و با قوانین اسلام از حاکمیت اقلیت میلیاردر و نظم طبقاتی سرمایه داری محافظت میکند. به طریق اولی، حکومتی که سران و حکامش راسا سرمایه دار هستند و به این معنا طبقه و حکومت و اسلام، اقتصاد و سیاست و ایدئولوژی، یک در هم تنیدگی بسیار عمیق دارند. مردم با شرایطی مواجه هستند که در آن سرمایه داری، حکومت اسلامی و اسلام باهم و در کنار هم و به کمک هم زندگی اکثریت عظیم محروم این جامعه را چپاول میکنند.
در متن چنین در هم تنیدگی اقتصاد و سیاست و ایدئولوژی هست که مردم همزمان به نمادهای اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیک، به بانکها و مراکز پاسدار و بسیج و نیروهای انتظامی و دفاتر امام جمعه‌ها حمله میکنند.
در یک سطح تاریخی تر باید گفت که اینها شواهد گویایی هستند که نشان میدهند انقلاب آتی ایران قرار است همان نقشی را علیه اسلام بازی کند که انقلاب کبیر فرانسه علیه مسیحیت و دستگاه کلیسا بازی کرد.
انقلاب آتی ایران، اسلام را نه فقط در عرصه سیاسی بلکه در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی هم به عقب خواهد راند. مساله فقط سرنگونی حکومت اسلامی و دستگیری و محاکمه جنایتکاران اسلامی حاکم نیست. مساله فقط پایان دادن به حضور و دست درازی اسلام به قوانین و آموزش و پروش نیست. مساله فراتر است. خودآگاهی ضد مذهبی- ضد اسلامی، آگاهی به نقش مخرب و تباه کننده مذهب و مشخصا اسلام، مخصوصا در میان نسل جوان آنچنان گسترده است که با پیروزی سیاسی انقلاب در ایران، پیروزی مردم آگاه و رها از خرافه مذهب و متنفر از مذهب، مبارزه برای سم زدایی ضد مذهبی – ضد اسلامی در ایران همزمان از بالا و پایین، از طرف حکومت و نسل بزرگی از ستم دیده‌های یک حکومت مذهبی باهم پیش خواهد درفت.
تصور کنید جوانانی که امروز در مقابل و زیر سلطه یک حکومت ددمنش، حکومتی که براحتی به “جرم” سب النبی حکم اعدام بالای سر انسانها میچرخاند کوتاه نمی‌آیند، در فردای پیروزی چه تلاش شعف انگیزی برای رها شدن ذهن و روح هم نسلانشان و کل جامعه از سمومات و لجنزار مذهب به پیش خواهند برد.
فراز آزادی: مردم معترض در برابر سرکوب وحشیانه رژیم نه تنها مرعوب نشدند، بلکه مقاومت و تعرض را به محلات کشاندند. و در برخی شهرها کنترل محلات را به اجرا گذاشتند. به نظر شما خود این تاکتیک نشاندهنده نوعی خودآگاهی در روند جنبش سرنگونی مردم ایران نیست؟
محسن ابراهیمی: هیچ جنبشی همه تاکتیکهایش را از پیش نمیتواند مثل یک نقشه عمل معلوم کند. حتما که فعالین یک حرکت اعتراضی در آغاز کار شکل معینی از اعتراض را در دستور میگذارند؛ اشکالی که قبلا هم تجربه کرده‌اند و یا در تجربه اعتراضات کشورهای دیگر با آنها آشنا شده‌اند و یا ابتکار جدید خود جبنش است؛ (معمولا اعتراضات توده‌ای، دقیقا به خاطر حضور تیپهای مختلف با تواناییهای مختلف منبع سرشاری از ابتکارات تازه و شگفت انگیز است). اما این سیر بعدی رویدادها، نحوه و سطح سرکوبگری رژیم و تاکتیکهای سرکوب بکار برده شده است که میتواند تاکتیکهایی کاملا جدید در دستور معترضین بگذارد. جزئیات این تاکتیکها و ابتکارات سیاسی را هیچکس و حتی هیچ حزب سیاسی هم نمیتواند از پیش به عنوان نقشه عمل سیاسی اعلام کند.
در قیام آبان، مردم اعتراضشان به افزایش قیمت بنزین – بهتر است بگوییم به بهانه افزایش قیمت بنزین – را با تجمع و تظاهرات خیابانی و بستن راهها شروع کردند، اما بسرعت با سرکوب وحشیانه توسط گلوله‌های جنگی مواجه شدند. با تک تیراندازها مواجه شدند که مستقیما قلب و مغز معترضین را نشانه میگرفتند. در جاهایی حتی با سرکوب توسط تانک و تیربار مواجه شدند.
در چنین شرایطی، عقب نشینی به محلات، هشیارانه ترین تاکتیک و به عبارت بهتر ضد تاکتیک سرکوب بود که اتخاذ شد. به جای ادامه تمرکز در یک مکان و در معرض سرکوب متمرکز حکومت قرار گرفتن که به قصد کشت به آن مراکز حمله میکرد، صدها و شاید هزاران محل به جغرافیای ادامه اعتراض تبدیل شدند. اولین اثر این تاکتیک به هم زدن تمرکز نیروهای سرکوب، پراکنده کردن آنها، درگیر کردن آنها در صدها محل در هر شهر بزرگ بود. حکومتی که یک رکن مهم سرکوبش تک تیراندازهایش با فرمان تیر در مراکز تجمع و تظاهرات بود، دیگر نمیتواند به صدها محل در هر شهر تک تیرانداز بفرستد. حکومتی که حتی تانک و تیربار – اگر چه هنوز در سطح محدود – به خیابان آورد، نمیتواند به هزاران محل تانک و تیربار بفرستد.
به این اعتبار، گسترش و به این اعتبار تداوم تظاهرات و سنگری بندی خیابانی به اعتراض در محل و مقاومت و مبارزه وسنگر بندی محلی، رژیم و مشخصا نیروهای سرکوب رژیم را مستاصل میکند.
جدا از این، اعتراض در محلات، خود مردم محل را – چه مستقیم و چه غیر مسقیم به صورت لجستیکی – در گیر اعتراض میکند. همانطور که در قیام آبان عملا دیدیم. دیدیم که چگونه مردم به معترضین در خانه‌هایشان پناه میدادند، غذا و آب میرساندند و از زخمیها پذیرایی میکردند.
با توجه به همه اینها، دقیقا همانطور که در سئوال مطرح کرده‌اید، قیام آبان شیوه جدیدی از مقاومت و مبارزه در مقابل دستگاه سرکوب رژیم را خلق کرد، تجربه کرد، و به لیست ابتکارات قیام در مقابل یک حکومت بشدت سرکوبگر اضافه کرد.
این یک خودآگاهی حاصل از تجربه قیام آبان ماه بود که اگرچه به قیمت جانهای زیادی بدست آمد اما تردید نکنید که در قیام بعدی دست جنبش برای سرنگونی جمهوری اسلامی را قدرتمندتر خواهد کرد و امکان پیروزی را بیشتر خواهد کرد.
فراز آزادی: حزب شعار گسترش اعتراضات و اعتصابات و سرتاسری کردن را در دستور گذاشته است. به نظر شما ارتباط این تاکتیک با طرح ایجاد شوراهای اعتراضات در محلات شهرها چیست؟
محسن ابراهیمی: حزب کمونیست کارگری همیشه روی تشکل یابی در محل کار و زندگی تاکید کرده است. این بحث قدیمی حزب است. تشکل یابی در محل زندگی بسیار فراتر – نه مهمتر بلکه فراتر – از تشکل یابی در محل کار است.
کارگرانی که در محل کارشان به انواع مختلف در شکل شورا و سندیکا و هر شکل دیگر متشکل میشوند، در محلات زندگی میکنند؛ جوانان و زنان و مردانی که یا بیکار شده‌اند و یا اصلا کاری پیدا نکرده‌اند در محلات زندگی میکنند.؛ اکثریت عظیمی که نه تنها جزوی از اقلیت سرمایه دار، اقلیت طبقه حاکم جامعه نیستند بلکه در مقابل آنها هستند و از تبعیضات مشترک – مثلا بر مبنای جنسیت و مذهب و عقیده و به اصطلاح ملیت و غیره رنج میبرند – در محلات زندگی میکنند.
این اکثریت عظیم که درد و رنج مشترک دارند، دشمن مشترک دارند، و دشمن مشترکشان را میشناسند در محلات به طور روزمره در فعل و انفعال دائمی هستند. حتی بدون تشکیلات هم این انسانها هر روز در خانه و کوچه و خیابان محلاتشان در باره هیولایی که باید پایین بکشند صحبت میکنند، تبادل نظر میکنند، در رنج و غم و فشارهای زندگیشان همدردی میکنند، نفرتشان از حکومت اسلامی را برای همدیگر ابراز میکنند، احساساتشان را شریک میشوند، آرمانهای و آرزوهای انسانیشان را سهیم میشوند و قطعا همین اکثریت در همه خیزشهای گذشته باهم و دست در دست هم بوده‌اند. روشن است که جغرافیای تشکل این انسانها دیگر محل کار نیست. محلات است. باید در محل خود همدیگر را پیدا کنند، دور هم جمع شوند و اعتراض مشترکشان را باهم و آگاهانه پیش ببرند.
این دور هم جمع شدنها در محلات میتواند اشکال و نامهای مختلفی بگیرد. مهم این است که مردم همدرد و هم هدف و همرزم علیه جمهوری اسلامی، مخصوصا و مشخصا پیشروها و فعالین محل علیه جمهوری اسلامی، همانهایی که قیام ۹۶ و ۹۸ را خلق کردند، در محل و از طریق محل در شهر و منطقه و و بالاخره در سطح سراسری، خودشان را متشکل کنند. سازمانیابی در محل نقطه شروع و نقطه اتکا سازمانیابی فرا محلی و نهایتا سراسری و به این اعتبار پیش بردن اعتراض سراسری است.
الان شرایط توازن قوای میان مردم و حکومت در سطح کلی طوری هست که در هر محلی فعالترین جوانان و مردم محل علیه حکومت اسلامی میتوانند جمع شوند، چه حضوری و چه اینترنتی و چه با ترکیبی از هر دو متشکل شوند، شورای محل را تشکیل دهند، همفکری کنند، راههای خنثی کردن تعرض نیروهای سرکوب حکومت را بحث کنند و تصمیم بگیرند، قدمهای بعدی را روشن کنند و به مردم معترض محل کمک کنند نقش فعالتر وآگاهانه تر در اعتراضی که شکل خواهد گرفت ایفا کنند.
چنین تشکلهای شورایی محلات، امروز ابزار سازماندهی مبارزه در محل، وصل کردن این مبارزه به محل بغل دستی و محلات بعدی و کلا محلات شهر و بعدا منطقه و کشور هستند. تا زمانیکه حکومت اسلامی سرنگون نشده است، هدف اولیه چنین تشکلهایی همین است. گذاشتن دست هر معترضی در محل در دست معترض دیگر، ایجاد امکان همفکری و تصمیم مشترک برای پیشبردن متحد و قدرتمند اعتراض و مبارزه.
اما نقش چنین تشکلهایی فقط محدود به سازماندهی مبارزه مشترک و متحد امروز نیست. اینها اگر امروز مبارزه برای سرنگونی را متشکل و متحد میکنند، فردا بعد از سرنگونی حکومت اسلامی، مردم را برای اداره زندگیشان در دوره بعد از جمهوری اسلامی سازمان خواهند داد. اینها ارگانهای اعمال اراده مشترک مردم در دوران بعد از جمهوری اسلامی، ارگانهای اداره جامعه خواهند بود.
تشکلی که مبارزه برای سرنگنی را سازمان میدهد در دسترسترین، مجربترین، مورد اعتمادترین تشکل برای ادامه سازماندهی برای اعمال اراده همان مردم برای سازمان دادن زندگیشان بعد از پیروزی این مبارزه است؛ کاراترین تشکل برای سازماندهی تولید و توزیع و کلا اقتصاد و همه ابعاد زندگی خود همین مردم است. شوراهای محلات در کنار شوراهای محل کار، اگر امروز ابزار سازماندهی مبارزه هستند، در ادامه این مبارزه و با پیروزی این مبارزه ابزار اداره امور میلیونها انسانی خواهند بود که توسط همین تشکلها توانسته‌اند حکومت اسلامی را سرنگون کنند. ***

۲۴ دسامبر ۲۰۱۹

۳ دی ۱۳۹۸

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)