شریفه خانم ۱۶ سال کولبر بوده و در این مدت بارها و بارها مسیر صعب العبور کوهستانی را با بارهای سنگین بیست کیلویی طی کرده است,او بعد از مرگ همسرش و برای تامین مخارج زندگی و هزینه ی تحصیل سه فرزندش مجبور شده تا کولبری کند,برای او و بسیاری دیگر از زنان سرپرست خانوار در شهرهای مرزی که نه سواد دارند و نه سرمایه ی لازم برای شروع یک پیشه,کولبری تنها گزینه ی پیش روست.شریفه خانم می گوید: او پنج روز در هفته به همراه گروه های پانزده تا بیست نفری از زنان قبل از طلوع آفتاب و روشن شدن هوا مسیر کوهستان را به سمت مرز عراق در پیش می گرفته تا بارهایی را که در اغلب مواقع سوخت,نان و یا شکر بود را به قاچاق چی های عراقی در آنطرف مرز برساند و در راه برگشت نیز بار چایی,لوازم آرایشی و بهداشتی را با توجه به تقاضای بازار و قاچاق چی ها همراه خود به ایران می آورده است,او اضافه می کند که: ما خیلی وقت ها مجبور بودیم ساعت های طولانی در سرما و کولاک زمستان و یا زیر نور شدید آفتاب پشت سنگ و صخره ها از ترس کمین نیرو های مرزبانی پنهان شویم,ما آنقدر صبر می کردیم تا آنها بالاخره خسته می شدند و می رفتند,بعد بیرون می آمدیم و راهمان را ادامه می دادیم البته همیشه هم به همین راحتی نبود مثلا خود من چند بار بعد از مسافت کوتاهی در کمین دیگری افتادم و برای هر کولبری این شروع یک بدبختی بزرگ است.او در جواب سوال من که از او می پرسم چرا آنها باید تا به این حد از گرفتار شدن در کمین نیروهای مرزبانی هراس داشته باشند,جواب می دهد که: اگر کولبری دستگیر شود اولین مرحله در پروسه ی بازداشتش این است که بارش را توقیف کنند,برای کسی مثل من که در هر رفت و برگشت چیزی حدود ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان برایم باقی می ماند پرداخت خسارت میلیونی بار به قاچاقچی مثل یک کابوس بود چون یکی از شرط های قاچاق چی ها قبل از تحویل بار به کولبر این است که در صورت توقیف شدن بار,خسارت آن را باید کولبر بپردازد این یعنی یک کولبر چندبار باید مسیر چهارده ساعتی کوهستان را مجانی و برای جبران خسارت طی کند تا بدهی اش به قاچاق چی پرداخت شود.
از او می پرسم که آیا تفاوتی بین آنها به عنوان زنان کولبر با مردان وجود دارد و او در پاسخ می گوید: البته که همیشه بین زن و مرد فرق هست حتی اگر کولبر باشند,خیلی از قاچاق چی ها حاضر نیستند بارشان را به کولبر زن بدهند و در مواردی هم که قبول می کنند اغلب دستمزد کمتری پرداخت می کنند این در حالی است که مسیر حرکت و تمام شرایط و خطرات راه برای زن و مرد یکسان است,من در طول سال ها کولبری زنانی را دیده ام که هدف گلوله ی نیروهای مرزبانی قرار گرفته اند,زنانی که کشته و یا زخمی شده اند,بعضی از کوه سقوط کردند و معلول شدند,یکبار یکی از زن ها تنها چند صد متر جلو تر از من پایش روی مین رفت و کشته شد.
مین های به جا مانده از جنگ هشت ساله ی بین ایران و عراق یکی از عمده ترین مشکلات در مسیر حرکت کولبرها ست,این مین ها که در نوار مرزی و از سوی هر دو کشور حاضر در جنگ کاشته شده اند سالانه جان ده ها کولبر و اهالی روستاهای مرزی را می گیرند و با گذشت بیش از سه ده از اتمام جنگ دولت ایران هیچ گونه اقدام عملی جهت پاکسازی پایگاه های مرزی انجام نداده است و در پاسخ به این بی توجهی نبود نقشه ی میدان های مین را بهانه می کند این در حالی ست که طی این سالها و با توجه به شرایط اقلیمی منطقه و بارش های شدید برف و باران که باعث حرکت خاک شده, نتیجه ی آن جابجایی مین ها و برهم خوردن محل دقیق طبق نقشه ی میدان های مین است و همین مین را به خطری جدی تبدیل کرده است که در هر قدم جان شهروندان را تهدید می کنند.
شریفه خانم در ادامه ی گفتگویمان برایم از مصائب و مشکلات جسمی کولبرها می گوید,از اینکه تمامی آنها بعد از مدتی به دلیل پیاده روی های طولانی و طاقت فرسا در مسیرهای سنگلاخی کوهستان دچار دیسک کمر و بیماری های مرتبط با زانو و مفاصل می شوند و این در حالی ست که چون کولبری به عنوان شغل در قانون تعریف نشده است لذا هیچ گونه بیمه خدمات درمانی,بیمه از کار افتادگی,دیه,سابقه کاری و مستمری بازنشستگی  برای آن در نظر گرفته نشده است و با اینکه سال ۹۶ و با پیگیری نمایندگان مجلس از استان های کردستان,آذرباییجان غربی و کرمانشاه که بیش ترین تعداد کولبران در کشور را دارند,صدور کارت کولبری و نیز دفترچه بیمه خدمات درمانی برای کولبرها در دستور کار مجلس قرار گرفت با این حال با گذشت بیش از دو سال هیچ یک از این موارد به مرحله ی عملی نرسید و مسکوت ماند.
شریفه خانم در ادامه می گوید که تمام سال هایی که کولبری کرده است تنها از فرزندانش خواسته که درس بخوانند و تحصیلاتشان را ادامه دهند و امیدوار بوده که آنها بتوانند آینده روشنی برای خودشان رقم بزنند اما امروز وقتی که جوانان دانشگاه رفته ایی را می بیند که کولبر هستند به گفته ی خودش احساس می کند که زحمات او و بسیاری دیگر از پدران و مادرانی که تمام عمرشان را در کوه و کمر صرف کولبری کردند,ثمری نداشته است.
شریفه خانم می گوید: ما نان حلال سر سفره ی خانواده هایمان گذاشتیم با عزت و شرف زندگی کردیم اما نتوانستیم آینده ی بهتری برای فرزندانمان بسازیم.او اضافه می کند که: کولبری از آنچه که شما می نویسید و یا در تلویزیون نشان می دهید سخت تر است,تنها یک کولبر و خانواده اش می توانند درک کنند که هربار رفتن ممکن است برگشتنی نداشته باشد,مرگ هر لحظه و سایه به سایه ی هر کولبری در کوهستان می گردد.
در سال های اخیر و با مسدود کردن بسیاری از راه های مال رو و نیز کم خطر از سوی نیروهای مرزبانی دولت ایران,کولبرها به ناچار راه های صعب العبور و طولانی تر را برای رسیدن به مرز در پیش می گیرند و همین امر باعث شده تعداد کولبر های زن کاهش بیابد با اینحال در بسیاری از مناطق هستند زنانی که تنها برای صد هزار تومان مجبور به کولبری اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)