کتاب خاطرات مادر محمد رضا شاه  را می خواندم، شرحی از ملاقات استالین با شاه فقید در کاخ سلطنتی در زمان برگزاری کنفرانس تهران در میانه جنگ جهانی دوم را آورده است، استالین پس از دیدن تابلوهای نقاشی روی دیوار می گوید این اشیاء به مردم تعلق دارد، اینها را در محلی نصب کنید که همه بتوانند ببینند و از هنر آن لذت ببرند. و بعد ادامه می دهد، شما شاه جوانی هستید، اگر نمی خواهید یک روز مردم شما را با اردنگی از کشور بیرون کنند، همراه مردم شوید. وگرنه سرنوشت شما شاه جوان بدتر از پدرتان خواهد شد.

و دیدیم که ۳۵ سال بعد محمد رضا شاه با چشم گریان ایران را ترک کرد، و در غربت با کوهی از غم دنیا را وداع گفت، قطعا شاه فقید همچون سایر حاکمان خدمات ارزنده ای ، در کنار نقض عهد با مردم ، به کشور کرده بود، و آنچه او را تا پایان زندگی عذاب داد پاسخ به این پرسش بود، آیا جواب پادشاهی که به کشورش خدمت کرده این است؟

اما، استالین ناصح شاه ، در دوره حکومتش روسیه از یک کشور عقب مانده به ابرقدرتی تبدیل شد که آمریکا و انصار غربیش، تمام سعی خود را در جهت براندازی اتحاد جماهیر شوروی بکار گرفته بودند. استالین کسی بود که در زمان فوت لباس زیر وصله دار به تن داشت، امروز مردم روسیه و سایر کشورهای جهان او را جنایتکاری می نامند که در دوره زمامداریش میلیون ها انسان کشته یا زندانی شدند.

آقای خامنه ای، تصور می کنم شما می توانید مقایسه و ارزیابی از عملکرد استالین و خود داشته باشید، ایران در چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی، در عرصه رفاه مردم ایران شکست خورده ، بطوریکه رئیس جمهور شما آقای روحانی اذعان دارد که ۶۰ میلیون نفر از جمعیت ایران به کمک های دولت نیازمندند.

در حوزه ارزش های اخلاقی و اجتماعی که سرمایه ملی هر کشوری است، کلیه مسئولین نظام به آن اعتراف می کنند، فساد مالی با ارقام عجیب و غریب رایج شده، رشوه دادن و رشوه گرفتن در کلیه سطوح از یک کارمند ساده تا بالاترین مقامات گسترده شده، فحشا و بی بند و باری چنان در جامعه اشاعه پیدا کرده که بعضی از اصول اخلاقی از جمله تشکیل خانواده به سمت ازدواج سفید چرخیده، دانشگاه های ما که روزگاری مظهر پاکی و درستی بودند با برقراری روش سهمیه های ویژه، و ورود مبانی کاسب کارا نه به آن، موجب نگرانی و اعتراض مسئولین نظام آموزشی شده بطوریکه کاربرد لفظ “دکتر” برای افراد و بخصوص مسئولین حکومت، با لحن استهزا بکار می رود.

یکی از بدترین صدماتی که در عمر جمهوری اسلامی به کشور وارد شده، از دست دادن انسان هائی است که در زمینه های مختلف بعنوان نخبه شناخته شده اند. آمار مهاجرت سالیانه ۱۸۰ هزار نفر از جمعیت تحصیلکرده به خارج از کشور، فاجعه ای است که اثرات نقصان آن در حال حاضر و در ابعاد بزرگتر در آینده گریبانگیر کشور خواهد شد. متاسفانه در میان مهاجرین کشورهای مختلف جهان، ایرانیان مهاجر بیشتر از همه مهاجرین،  تابعیت کشورهای  محل سکونت خود را می گیرند. مسئولین کشورهای محل اسکان ایرانیان مهاجر، هر روزه از مسئولین جمهوری اسلامی تشکر و سپاسگزاری می کنند که چنین سرمایه های با ارزشی را برای آنها فرستاده اند.

آنچه موجب می شود تا کارگزاران جمهوری اسلامی به خود ببالند، نفوذ در کشورهای دیگر و بخصوص عراق، سوریه، لبنان، و یمن ، و بقول شما عمق استراتژی جمهوری اسلامی است. شما بعنوان کسی که سال ها است در سیاست جهان حضور دارید باید بدانید، نفوذ در کشورهای دیگر بر دو نوع است، نفوذ در حکومت، و نفوذ در الیت گروه های مختلف مرجع . نفوذ از نوع اول مشابه ارتباط دولت زمان شاه با آمریکا است، که با تغییر حکومت تمامی رابطه بر باد رفت. اما نفوذ از نوع دوم، از جنس حضور انگلیس در دیگر کشورهاست، انگلیس در کنار داشتن رابطه دوستانه با مسئولین کشور مربوطه، به سراغ افرادی که در گروه های مختلف اجتماعی نفوذ داشته و به عنوان مرجع شناخته می شوند، روشن است روش دوم پایدار و ماندگار است. و هر تغییری که در کشور مذکور بوجود بیاید، آنها در میان دوستان حکومت جدید محلی برای خود دارا هستند.

نکته بعدی  منازعه  با آمریکا ست، در اوایل پیروزی انقلاب ، به دلایلی که هرگز برای مردم توضیح داده نشد، سفارت آمریکا در تهران اشغال و برای مدت ۴۴۴ روز کارکنان آن به گروگان گرفته شدند. در آن زمان گفته شد این عمل برای بازپس گرفتن  محمد رضا شاه  انجام شده است، در حالیکه بدون استرداد پس از مدت کوتاهی ایشان

درگذشتند، اگر هم شاه را به جمهوری اسلامی مسترد می کردند، نهایتا اعدام می شد. از همان زمان مقوله ای وارد فرهنگ جمهوری اسلامی شد که تا کنون باقی مانده است و آن چیزی نیست بجز شعار “مرگ بر آمریکا”. قطعا دولت آمریکا زور گو و قلدر است، آیا دیگران از جمله انگلستان، فرانسه، و غیره، زورگو نیستند؟ شما سوابق مشعشع انگلستان و فرانسه در استعمار سرزمین های دیگر را می دانید. اگر استدلال مقابله با زورگویان درست است، پس باید با سایر کشورهای زور گو همان رفتاری را کرد که با آمریکا می شود.

آقای خامنه ای، کشورهای دنیا پس از جنگ و جدل های بسیار با یکدیگر سازمانی بنام ملل متحد درست کرده اند تا روابط میان دولت ها، ملت ها، حدود و ثغور ها از طریق این سازمان انجام شود. شرایط حاکم بر سازمان ملل ناعادلانه و با حق وتو برای تنها ۵ کشور ترتیب یافته است. حال کشورهای دنیا حق اختیار دارند که در سازمان ملل عضو شوند یا نشوند، اگر عضو شوند می توانند بعنوان یک عضو در صدد تغییر شرایط سازمان برآمده و حتی المقدور آنرا عادلانه تر کنند و اگر حاضر به پذیرش عضویت سازمان ملل نشوند، کسی نمی تواند آن کشور را مجبور به پیروی از قوانین سازمان بکند. همانطور که کشور سوئیس تا این اواخر از عضویت در سازمان ملل سرباز زده بود. اما اگر کشوری خود خواسته به عضویت سازمان ملل در آمده، نمی تواند قوانینی که جنبه اصولی را داراست نقض کند و توقع داشته باشد مورد احترام سایر دولت ها و ملت ها قرار گیرد. جمهوری اسلامی در چهل سال حاکمیت خود بارها و در عرصه های مختلف قوانین بین المللی را نقض کرده که می توان از جمله اشاره کرد به اشغال سفارت های آمریکا و انگلیس، آتش زدن سفارت عربستان، ترور مخالفین جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر، کمک به بمب گذاری در تاسیسات و ساختمان های سیویل و نظامی ، گروگان گیری افراد با هدف اخذ باج از دولت ها، دخالت در امور دیگران، و حتی توسل به انواع حیله برای عدم مسابقه ورزشکاران ایرانی با حریفان اسرائیلی.

آقای خامنه ای، شما می دانید، پیامد اعمال بالا در جهان، خوشنامی برای جمهوری اسلامی، کشور ایران، و ایرانیان نبوده است. روشن است می توان با نام نیک چون حاتم طائی معروف و یا با  بدنامی همچون برادر حاتم طائی شناخته شد.

در آبان ۹۸ بخشی از مردم محروم در اعتراض به افزایش قیمت بنزین، خودروهای خود را در خیابان ها متوقف و موجب راه بندان شدند. یک عمل اعتراضی به سبک مدنی برای اعلام نارضایتی از تصمیم دولت، که فرآیند آن با روشن تدوین قوانین در قانون اساسی جمهوری اسلامی مغایرت داشت. آیا سزای کسانی که با خودروهای خود باعث بسته شدن خیابان یا جاده شده اند، یورش به آنان با تانک و مسلسل و غیره است، و در توضیح این عمل ابلهانه، فرماندار منطقه بگوید، واردات کالا به خطر افتاده بود، کسی که نمی تواند تاخیر در واردات را با به خطر افتادن آن تمیز دهد. و یا فرماندار شهر قدس، که می گوید من دستور تیر دادم، چرا؟ چون عده ای  می خواسته اند وارد ساختمان فرمانداری شوند!

آقای خامنه ای، کلیه شواهد و قراین نشان می دهد، جمهوری اسلامی در اداره کشور و تفاهم با مردم ایران، و همچنین در همکاری با سایر دول و مردم دیگر کشورها به بن بست رسیده است. لذا چاره ای جز برچیدن بساط نظام جمهوری اسلامی در ایران نیست. این مطالبه به سه طریق می تواند به انجام برسد. حکومت جمهوری اسلامی با استناد به گفته بنیانگذارش با توجه به گذشت چهل سال و تغییر نسل گذشته، طی رفراندمی از ایرانیان، درخواست رای اعتماد مجدد بکند. اگر اکثریت مردم بر ماندگاری جمهوری اسلامی رای مثبت دادند، حکومت می تواند با مشروعیت به حاکمیت خود ادامه بدهد و در غیر اینصورت، مقدمات تغییر نظام با تشکیل مجلس موسسان فراهم شود. حالت دوم ادامه وضعیت کنونی و رسیدن مردم به نهایت محنت، در این صورت مردم همچون آبان ۹۸ و در سطوح گسترده تر و با جمعیت بیشتر به خیابان آمده و حاصل آن، کشتاری از مردم و حاکمان خواهد شد که تاریخ ایران سابقه آنرا به خود ندیده باشد. متاسفانه در آن زمان، مردم به حرف هیچ ناصحی گوش نخواهند کرد و با شما چنان رفتار خواهند کرد، که عمل مغولان به سایه تاریخ برود. سومین وضعیت حمله کشورهای دیگر به سرزمین ایران است، در این حالت، طبق روال گذشته، بیگانگان ابتدا کلیه زیرساخت های کشور از قبیل، پل ها، نیروگاه ها، مراکز نظامی، کارخانجات بزرگ، و غیره را نابود کرده و  بعد سراغ بقیه امور از جمله سرنگونی حکومت خواهند آمد.

بهترین گزینه در سه وضعیت ذکر شده، روش اول و مسالمت جویانه برای تعیین تکلیف کشور است. بارها مطالبه رفراندم از جانب افراد و کارگزاران جمهوری اسلامی طرح شده ولی هیچوقت به طور جدی به آن پرداخته نشده است. ملت ایران نمی خواهد تاریخ تکرار شود و کسی که بعنوان رهبر برای مدت ۳۰ سال بر قدرت سوار بوده بصورت ناپسند و با تحقیر از کشور رانده و یا بدست مردم تکه تکه شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)