کوتاه دربارهٔ یک رخداد, پیش از آنکه تکان دهندگیش بزودی به دستِ مفسّرانِ رسانه های رنگارنگ فروکاسته شود

………………………………………

 

 ماه هاست که انگار خیلی ها می دانستند که دیر یا زود آنجا شلوغ خواهد شد و خیل بیکاران و محرومان به خیابان ها خواهند آمد. برای نظام حاکم حتما این مسجّل تر هم بود، پس برنامه مقابله با آنها و سرکوبشان در یک وضعیت شورش احتمالی حتما از قبل به دقت ریخته شده بوده است.

روشنتر حرف بزنیم: پیشتر تک تیراندازان، قاتلان حرفه ای شده و چماق (باتوم) بدستها برای سرکوب خونبار آماده شده بوده اند.

این نظام حکومتی گرچه نشان داده در تقریبا هیچ برنامه ریزی شهری و مدیریتی مدرن کفایتی ندارد، در سرکوب، توحّش و ضرب و جرح  اما بشکل عجیبی کارآمد است.

اشتباه است اگر شکل گیری تاریخی این سیستم را فراموش کنیم: پایه های آن از همان سالهای بعد از انقلاب بر گردهم آوردن و سازماندهی شدن چماقداران و لمپنهای کوچه و بازار شکل گرفته است که حالا و بعد ازتثبیت سیاسیش در دهه های خیر به آلات و ادوات مدرن مجهز شده اند. احتمالا می شود این سیستم را به مثابه یک دولت نئوفاشیست اسلامی توضیح داد که البته گرچه ریشه در فرهنگ, تاریخ ، شیوه زندگی وخاک خودمان دارد، اما در شکل گیری تدریجی و غلبه اش بر دیگر گروههای سیاسی بعد از انقلاب سال ۵۷ عجیب نیست اگر بشود نقش ومنافع  دولتهای خارجی را هم ردگیری کرد.

…..

آبانِ امسال زمینِ خیابانهای آنجا بار دیگر و اینبار جوری به خونِ پرشماران آغشته شده که دیگر شاید عذری برای از یادبردنش نداشته باشیم. همه این سالها قساوتهای زیادی در آن خاک انجام شده، این آبان ماه امّا همه چیز را به شکل ’برگشت ناپذیری’ عوض کرده است

بعد از این شعر و ادبیات چه معنایی خواهد داشت اگر خشمگین و سوگناک نباشد

یا شایداز شعر و داستان هم حالا کاری برنیاید …باید سکوت کرد، به سنگفرش آن خیابانها خیره نگریست و قتل عامی که رخ داده را هرگز فراموش نکرد

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)