دکتر سید محمد حسن حسینی -دکترای آموزش و روش تدریس زبان انگلیسی از دانشگاه میسور

در صورتیکه حوصله خواندن این یادداشت را ندارید اینجا را کلیک کنید و ویدیوی آن را که کاملتر هم هست ببینید.

مقدمه
از آنجا که مردم ایران پی به اهمیت زبان انگلیسی بعنوان زبانی بین المللی برای تضمین آینده آکادمیک و کاری خود و فرزندانشان برده اند اشتیاق بسیار زیادی به فراگیری آن نشان می دهند. در چنین شرایطی است که موسسات و افراد متتعدد سود جویی از این فرصت نهایت سو استفاده را می برند.
اخیرا برای چندمین بار تبلیغات بسیار گسترده ای در شهرهای مختلف ایران از جمله در مشهد برای کلاس های زبان موسوم به “کلاس آمپول زبان در ۱۰ روز” توسط فردی به نام “دکتر مرتضی جاوید” که می گویند سلطان حافظه ایران است شد. چون در حوزه علایق و تخصص من هم بود از روی کنجکاوی در تنها یکی از همایش تبلیغاتی ایشان در مرکز همایش های حاتمی آموزش و پرورش مشهد که حدود ۴۵۰ نفر در آن حضور پیدا کرده بودند شرکت کردم. دکتر جاوید در ابتدای این همایش با استفاده از اصول روانشناسی برای جلب مشتری و با علم بر نقطه ضعف اساسی موسسات آموزش زبان خیلی استادانه این سوال کلیدی را از شرکت کننده ها پرسیدند:

چرا شما بعد از ۲۰ تا ۳۰ ترم هزینه در موسسات زبان قادر به بکارگیری آن در شرایط واقعی نیستید؟! ایشان خیلی متبحرانه ادامه دادند که در ده جلسه ۴۰۰ قالب گرامری را به همراه ۲ تا ۳ هزار لغت به آنها آموزش می دهد طوریکه تا آخر عمرشان یادشان نرود و بتوانند از آنها استفاده کنند!
و این شعار اساسی آنقدر قشنگ و جذاب و بر مبنای اصول روانشناسی هست که مردم ما را که همواره در پی معجزه ای برای حل مشکلات خود از جمله یادگیری زبان هستند بفریبد. غالب آن ۴۵۰ نفر که تنها در این جلسه تبلیغاتی از ۱۰ جلسه ای که در این سالن همایشهای حاتمی آموزش و پرورش قرار بود برگزار کند برای کلاسهای ایشان ثبت نام کردند و هزینه اش را پرداختند!.

روش تدریس مورد استفاده دکتر جاوید
در ادامه سمینار ایشان متوجه شدم روش تدریس ایشان بر اساس ارتباط دادن لغات به معانی و یا تصاویری تخیلی، و همینطور تکرار و مرور و جانشین سازی آنها در ساختارهای گرامری خاص، محدود، فشرده و طبقه بندی شده می باشد. این روش تدریس در واقع قسمتی از روش تدریس گرامر محور ارتشی هست که اول بار در سال ۱۹۷۰ توسط زبان شناسان ارتش آمریکا ابداع شد. بن مایه این روش تدریس شرطی کردن زبان آموزان و ایجاد “عادت” تولید جملات از طریق طوطی وار تکرار و حفظ کردن بواسطه بکارگیری یک سری تمرینات جانشین سازی در ساختارهای گرامری می باشد.

در آن همایش تبلیغاتی دکتر جاوید برای اینکه برای نمونه کلمه homicide را درس دهد گفتند این لغت به معنای “قتل” هست و برای اینکه این لغت در ذهن شما بماند یادتان باشد که صدای این لغت همانند این است که بگوییم “حامد یک سایت برای قتل زد –
برای آموزش کلمه abolish به معنی لغو کردن هم گفتند: یه بالش بیار خفه اش کنم و لغو ش کنم! و یا برای تدریس کلمه
diminish گفتند: دامنش کوتاه میشه کم میشه – diminish یعنی کم!
ایشان ادامه دادند که بعد از آموزش ۲ تا سه هزار لغت به این شیوه، ۴۰۰ ساختار گرامری را آموزش می دهد که با تزریق آن لغات به آن ساختارها بی نهایت جمله تولید می شود. بعنوان مثال ایشان گفتند Take me to … به معنی من را ببر به …. می باشد که بجای نقطه چین می توان ده ها لغت گذاشت. در انتهای ویدیوی بالا تدریس چند لغت را توسط ایشان در این همایش تبلیغاتی ببینید.

پایه تیوریک روش تدریس مورد استفاده دکتر جاوید
از نظر کسانیکه این روش را در حدود ۵۰ سال قبل اختراع کردند و پیرو مکتب رفتارگراها در آموزش بودند “یادگیری زبان یک پروسه مکانیکی است که با عادت سازی در ذهن زبان آموز میسر می شود. از نظر آنها زبان آموز هر چقدر زبان را بیشتر تکرار کند، عادت بکارگیری آن قوی تر و در نتیجه شانس یادگیریش بیشتر می شود. لازم به یادآوری است که این تیوری بدوا برای تربیت و آموزش به حیوانات و شرطی کردن آنها ارایه شده بود.

معایب روش تدریس مورد استفاده دکتر جاوید
اولین عیب این روش تدریس که در همان ۱۹۷۰ به شدت رد شد به این واقعیت بر می گردد که خیلی از لغات چندین معنی دارند اما در این روش فقط به معرفی یک معنای آن لغت می پردازند.

ایراد دیگر این روش این است که لغات، گرامر و مکالمات را decontextualize و در محیطی تصنعی و یک طرفه ارایه می کند: من معتقدم:
A word out of the text is like a fish out of water – I mean you should contextualize what you want to learn.
دومین ایراد این روش این است که اگر زبان آموز قادر نباشد معنا و یا تصویر تخیلی ای را که برای یک لغت ساخته است به یاد بیاورد نمی تواند معنای آن لغت را به یاد بیاورد و بنابراین در رسیدن به معنا و درک مطلب گوینده و یا نویسنده مشکل پیدا خواهد کرد. ضمن اینکه تلاش برای به یادآوری آن معنا و یا تصویر تخیلی برای به یاد آوردن معنای لغت و بکارگیری آن فرایند مکالمه و ارتباط را کند و حتی مختل خواهد کرد.

ایراد دیگر این روش این است که مطالب به همان سرعت که حفظ می شوند به همان سرعت فراموش می شوند و اگر هم فراموش نشوند صرفا برای خواندن و درک مطلب و تست زدن مفید خواهند بود و کمتر به درد مکالمه و نوشتن خواهند خورد.

مهمترین نقطه ضعف این روش همان نقطه ضعف موسسات زبان و مدارس و دانشگاههای ما هست و آن غفلت کردن از پرورش خلاقیت ورزی زبان آموزان در تولید جملات منحصربفرد برای شرایط واقعی و یا حتی شبهه واقعی می باشد. ضمن اینکه این روش تدریس همانند روشهای تدریسی که در موسسات و مدارس و دانشگاهها برای آموزش زبان به کار می رود مهارت “تفکر به زبان انگلیسی” را در زبان آموزان ایجاد نمی کند. همانطور که ملاحظه می فرمایید آنها مجبورند به فارسی فکر کنند و به انگلیسی صحبت کنند که این امر سرعت و دقت آنها را در تعاملات روزمره به شدت کاهش می دهد. خروجی های این کلاس ها و کلاس های موسسات قادر نیستند بعنوان مثال ۵ دقیقه راجع به سوالاتی از قبیل
Which country is your dream country? Why?
How do you distinguish between dictatorship and democracy?
به انگلیسی صحبت و ایده پردازی کنند.

در مصاحبه هایی که با بی بی سی، صدای آمریکا و نیز کانون صنفی فرهنگیان داشته ام و مقالات متعددی در این زمینه نوشته ام اصلی ترین علل ناکامی آموزش زبان در مدارس، موسسات و دانشگاه ها را بر شمرده ام و تشریح کرده ام که چرا زبان آموزانی که تا ۷۰ ترم موسسه رفته اند و حتی اساتیدی که دکترای تخصصی دارند و هیات علمی دانشگاه های تاپ ما هم هستند و بیش از ۶۰۰۰ ساعت کلاس زبان را در مدرسه و موسسه و دانشگاه پشت سر گذاشته اند قادر نیستند ۵ دقیقه در شرایط واقعی به بیان ایده های خود بپردازند و یا سه پاراگراف راجع به موضوع به روزی بنویسند. خلاصه این گفتگوها را در ویدیویی کوتاه در وب سایت و وبلاگم که زیر نویس کرده ام آورده ام که می توانید ببینید.

نظر من راجع به چگونگی تدریس زبان
من معتقد هستم معلم باید زبان را بصورت معنا دار و حداقل در شرایط شبهه واقعی و مشارکتی و تعاملی از طریق فعالیت هایی خاص و علمی که کارایی شان ثابت شده ارایه دهد و نه اینکه با مجبور کردن زبان آموزان به تکرارهای مکرر در محیطی تصنعی سعی در آموزش زبان به آنها داشته باشد. یادگیری زبان یک پروسه مکانیکی نیست که با عادت سازی در ذهن زبان آموز میسر شود. روش تدریس های رایج فعلی و روش دکتر جاوید که بر این امر تاکید دارند در واقع همانطور که گفتم برای تربیت و یا آموزش حیوانات و طوطی و … استفاده می شوند. یادگیری زبان یک پروسه پیچیده ذهنی، شناختی، هوشی، عاطفی و روان شناختی زمان بر است که با در معرض زبان قرار دادن زبان آموز – که انسان و چند بعدی هست – و تشویق او به بکارگیری زبان در محیط های واقعی و یا شبهه واقعی میسور می شود.
حالا ممکن هست بپرسید روش تدریس صحیح به چه صورت باید باشد؟

من معتقد هستم زبان یک کل هست و نمی توان بعنوان مثال لغات و یا گرامر را بدون در نظر گرفتن مهارت های دیگر و متنی که در آن واقع می شوند بصورت مجزا و ایزوله تدریس کرد. ضمن اینکه بعد از ارایه لغات و یا مطالب با استفاده از روش های تدریس مدرن امروزی، معلم باید از طریق فعالیت ها و تکنیک های علمی خاص چک کند تا مطمین شود زبان آموز لغت و یا مطلب ارایه شده را فهمیده است و سپس او را تمرین دهد طوری که آن لغت و یا مطلب در ذهن او نهادینه شود و نه اینکه صرفا حفظ شود. معلم باید زبان آموز را تمرین دهد تا بتواند در شرایط واقعی و یا شبهه واقعی به انگلیسی فکر کند و به تولید جملات و یا ایده های جدید و ناب بپردازد. مهمتر اینکه معلم باید زبان آموز را تشویق و ترغیب به بکارگیری زبان برای بیان تجربیات زندگی خود که شامل بیان اندیشه، ایده ها، رویاها و مسایل شخصی خود و مسایل مبتلا به جامعه هم می باشد کند.

نتیجه
در خاتمه باید یادآوری کنم که کسانیکه به این افراد مجوز برگزاری این نوع همایش های تبلیغاتی و این نوع تدریس ها و در واقع بزنس ها را حتی در صدا و سیما هم می دهند همان مافیایی هستند که مجوز مدارس غیر انتفاعی و موسسات کنکور و بانک ثامن الحجج و پدیده شاندیز و موسسات زبان انگلیسی را به کسانی می دهند که غیر متخصص و کلاهبردار و حتی خاین هستند. خاین از این جهت که قوای تفکر ورزی و خلاقیت ذهنی شهروندان را سلب و آنها را استحمار، استعمار و استثمار می کنند. همین مافیا ۲۵ سال است که علاوه بر اینکه من را هیات علمی دانشگاه نکردند، اجازه تدریس بصورت حق التدریسی در دانشگاه و موسسات به من ندادند، اضافه کار و حتی کلاس در خود آموزش و پرورش هم که معلم رسمی آن هستم به من ندادند، یارانه ام را قطع کردند و ۱۲ سال ماهی ۳۰۰ هزار تومان از حقوقم دزدیدند و این سه ماه اخیر سه ماه حقوقم را قطع کردند و هزار مشکل دیگر برای من تراشیدند که من را مشغول نگاه دارند تا کار علمی هم نکنم، مجوز تاسیس موسسه زبان را هم به من که دکترای آموزش و روش تدریس زبان انگلیسی از یک دانشگاه بین المللی دارم و بیش از ۲۰۰ کتاب و مقاله راجع به مسایل آموزش زبان و تیوری ها و روش تدریسم نوشته ام ندادند!!؟؟ موارد زیادی سراغ دارم که در همین مشهد مثلا به یک لیسانس آموزش ابتدایی مجوز تاسیس موسسه زبان در روبروی دانشگاه فردوسی داده اند و بعضی از این افراد مجوزهای خودشان را اجاره می دهند. از ناچاری در آپارتمانم کلاس می گذاشتم که یک نفر آمد و بعد از ۲۰ روز آن یک نفر شد ۴۰ نفر که برای چندمین بار اجازه ادامه کار را به من ندادند!!!؟؟ همین تخلفات اداری و حراست آموزش و پرورش مشهد چند بار من را احظار کرده اند و تذکر داده اند و حتی سه ماه حقوقم را قطع کردند چون ۱۷ همین کتاب تخصصی م را که در جشنواره رشد برتر شناخته شد و توسط وزارت آموزش و پرورش به معلمان و دانشجو معلمان توصیه شد در کلاس هایم به دانش آموزانم معرفی کردم که به من گفتند “دارم تجارت می کنم”و سه ماه حقوق من را قطع کردند!. .. یادآوری اینکه در آن جشنواره کتاب من که راجع به روش تدریسم بود و کتاب همین دکتر جاوید که راجع به حفظ کردن لغات بود برتر شناخته شدند. از همان زمان تاکنون دکتر جاوید در حال تبلیغ روشش برای حفظ لغات هست اما به من اجازه نمی دهند برای ارتقای کیفیت روش تدریس معلمان روش تدریسم را تبلیغ کنم! همین حراستی ها و مسیولان تخلفات اداری دارند با مافیای کنکور که در حال غارت مردم هست همکاری می کنند و سالن در اختیار آنها می گذارند و بنر برایشان می زنند و … ضمن اینکه بارها به دانشگاههای مشهد از جمله دانشگاه فردوسی و دانشگاه آزاد و … رفته ام و برای اساتید و دانشجویان ارشد و دکترای آنها تیوری ها و روش تدریسم را به زبان انگلیسی بصورت مختصر معرفی کرده ام و از آنها خواسته ام سمیناری بگذارند تا من به معرفی کامل آنها بپردازم و بحث و گفتگو و حتی راجع به مضر بودن روش های تدریس آنها مناظره داشته باشیم اما آنها این درخواست من را نپذیرفته اند! همین درخواست را هم بارها از آموزش و پرورش مشهد و وزارت آموزش پرورش و حتی وزارت علوم داشته ام که آنها هم مخالفت کرده اند! در آموزش پرورش مشهد که مجوز برگزاری همایش های تبلیغاتی حتی به موسسات کنکور و حتی برگزاری مراسم عقد و عروسی در مراکز همایش های خود از قبیل همین مرکز همایش های حاتمی و پژوهشکده عباس زادگان هم می دهد به من مجوز برگزاری همایش برای ارتقای کیفیت روش تدریس معلمان و یادگیری دانش آموزان را نمی دهند! خلاصه بخواهم بگویم این مافیا از اساس با آموزش بطور عام و با آموزش زبان بطور خاص مخالفند و زبان انگلیسی را یک خطر و تهدید می بینند بنابراین تمام مکانیزم های بویژه آموزش زبان را طوری طراحی کرده اند که آموزش زبان در مدارس، موسسات و دانشگاهها موفق نباشد. کافیست نام من را به انگلیسی و فارسی در اینترنت سرچ کنید و یا وب سایت و وبلاگ من را ببینید تا با من و کارها، آثار و نگرش رهایی بخشم به آموزش آشنا شوید.

منبع – – وبسایت شخصی من

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)