مباحث اخیری را که در مورد تجزیه طلبی و عواقب آن در گرفته است را میتوان از منظر ناسیونالیسم دفاعی ایرانی و رویاهای کمال اجتماعی، به مورد نقد و بررسی قرار داد. اولین منظربرخاسته از یک عقلانیت عملی است که با سیاست پیوندی ناگسستنی دارد و دومی برخاسته از رویاهایی است که غالبا در عمل سیاسی به اشکال مختلف به توحش می انجامد. مباحث اخیر در حول و حوش حقوق اقوام و سر و صدای تجزیه طلبی ریشه در افکار چپ ایرانی دارد. در حوزه سیاسی چپ ایران تاکید برمفاهیمی کلیشه ای و رویائی که از واقعیت عمل و ضرورت سیاسی به دور است، ما را به یاد پروکرست راهزن افسانه ای اساطیر یونان میاندازد که اسیران بدست آمده از جنگ را بر تختی میخوابانید، اگر اسیر کوتاهتر از تخت بود اعضای بدنش را میکشد و یا اگربلندتر بود سر و پای اسیر را میبرید تا اندازه تخت شود. این سخن بدین معنا است که اگر شرایط سیاسی ایران امروز را با الگویی معین که از گذشته ای آمیخته با تخیل و خیال پروری سرچشمه میگیرد بسنجیم درست به این معنی است که سرنوشت اکنونی ایران را در این شرایط حساس روی میزتشریح تاریخ (میز پروکرست) بگذاریم و له و لورده کنیم. تاکید افراطی بر روی انسان درست بدین معنی است که اجبارا بخواهیم دیگران را مطابق سلیقه خود سعادتمند کنیم. سعادت و مصلحت سیاسی از کانال سیاست میگذرد وسیاست واقعی، جزئی و انضمامی است. در سیاست انتزاعی کردن پدیده سیاسی راه به جایی نخواهد برد. این که ما از انسان تجریدی دفاع کنیم و آن را راهگشای عمل سیاسی خود بپنداریم، مسئله استبداد در پیش رو را که عینی و واقعی است، حل نخواهد کرد. امتیاز اساسی یک تفکر سیاسی در این است که ما از تمام رویاهای کمال اجتماعی رویگردان شویم و به عمل گرایی سیاسی روی آوریم. در ادامه باید یاد آور شد که اگرسیاست با این گونه روشهای سیاسی اداره شود به ناگزیر به یک وحدت هلوستیکی میرسد که همه ارزشها را با معیار واحدی می سنجد؛ وحدت گرایی به مثابه خودکشی سیاست است که کثرت گرایی جان و نفس آن است. در تاریخ اخیر ایران از این نوع خودکشی ها کم نبوده است که همه یک سرشان در آخور وحدت گرایی بود. سخن از اصول سیاست عملی دال بر بی پایه بودن سیاست و دمدمی بودن آن نیست. بلکه این نگرش بر این اصل معطوف است که سیاست با عدم کمال و بحران آمیخته است، و در شرایط بحران و عدم اقناع راه خروج از بن بست را با راهکارهای عملی و عینی میسرمیسازد. ای کاش به جای تفکر سیاسی تجزیه طلبی و چپ لنیستی در ایران تفکر پوپری رونق می یافت که عاری از هر نوع خوش خیالی سیاسی است. سیاست برای پوپرعبارت است از تجربه و ترمیم و حذف خطا. در واقع سیاست در فرآیند آزمون و خطا است که از پیشرفت و ترقی بهره مند میگردد، نه از اندیشه های انتزاعی و افراطی که در جستجوی ایجاد مدینه های فاضله هستند. شرایط اکنونی ایران احتیاج به درگیر شدن با یک انسان ایرانی انتزاعی ندارد. انسانی که ماواء و ملجاش در حال فروپاشی است، کجا میتواند به خود به معنای یک انسان تجریدی و واقعی نگاه کند. برای اواصل حضورش در زمان و مکان واقعی و عینی است. اصلش حفظ چهارچوب انسانی است. تاکید بر روی ناسیونالیسم دفاعی را بایستی از این منظر نگاه کرد؛ بگذارید آنگونه که ایرانی هستیم باشیم نه کم و نه زیاد. بر این موضع دفاعی، قالب های کلیشه ای رویائی را اضافه کردن و در تاکید افراطی اش آن را بی رنگ کردن نه تنها به آن انسان ایرانی کمکی نخواهد کرد بلکه آن را بیشتر در موقعیت اسیر پروکرستی قرار خواهد داد. سیاست ورزی آنگونه که هنوز در حوزه سیاست ایران به خوبی تفهیم نشده است تقلید گری از جهان نیست بلکه حریف و رقیب جهان است. ما در موقعیت  اکنونی خود احتیاج نداریم تصویری از انسان گرایی قرضی خود را در آینه ببینیم، بلکه احتیاج داریم که در مقابل حریفی بصیرت سیاسی نشان دهیم که در شرف بر افکندن موقعیت انسانی ما است. انسان ماهیت منزوی ندارد و در ارتباط با عناصر دیگر تعریف میشود؛ مکان جزء اساسی آن است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)