مقدمه چندانی لازم نیست، به لطف رقابت خسودانه قدرتها و حکومتها و محققان تاریخ سیاسی، امروزه بر من نوعی اثبات شده موجودیت کشورهای مثل ایران، بخش عمده اش خاصل حعل تاریخ و پروگاندای حاکمیتهای داخلی و دولتهای خارجی ذی نفع است.

اساسا کشوری به نام ایران، تا حدود 400 سال پیش وجود خارجی نداشت؛ تا اینکه امپراتوری آکنده از ظلم و جنایت صفوی شکل گرفت. صفویان که ملغمه چند نژادی و چند اتنیکی بودن خودباختگی آگاهانه کردند و از هویت تاتی (یا به احتمال قویتر کردتبار) ظاهر ترک نما گرفتند، و به همدستی قزلباشهای مرتد به آیین اسلام راستین (سنی)، آیین التقاطی (دست بردن بهدینی یا زرتشتی و بقیه ادیان در اسلام) و به شدت نژادپرستانه تشیع علوی-امامیه دستمایه رقابت رقیب خود یعنی عثمانی قرار دادند و هنگام فتح نواخی فلات مرکزی پرشیا یا موسوم یه ایران، متوجه وجود افسانه هایی چون شاهنامه شدند. شاهنامه ای چندین امتیاز داشت، اول خود اسم شاهنامه مشورعیت بخشی به حکومت سلطنتی میداد، دوم بر اساس راست و دروغهای شاهنامه، یک کتاب شبه مقدس برای صفوی ایجاد میکرد که قبلا کشوری موهوم به نام ایران وجود داشته که توسط قوای عرب تسخیر و نابود شده است. خالا صفوی ترکیزه شده مسلح ایدئلوژی شیعه امامیه، ممتسک خوب تاریخی دارد که برقراری مجدد کشور موهوم ایران است.

در حالی کشور ایران تا آن زمان تنها دست ساخته افسانه سرایان پر از عقد و کینه مثل موبدان بهدینی (اداعای زرتشتی داشند؟!) و توسط شخص کجهول هویه ای به نام ابوالقاسم فرودسی، مدعی بودند کشوری به نام ایران وجد داشته است.

در حالی به گواهی همه تواریخ معتبر، تنها اشاره نزدیک به کشور ایران، اصطلاخ شاه ارانشهر و همچنین دو اصطلاح اران و انیران حکومت ساسانیان است. خود ساسانیان به گواهی کاربرد همزمان دو اصطلاح اران و انیران، معترف بودند حاکم بر حداقل دو حوزه جغرافیا هستند. تمام داستان سرایی وجود از این همین جا در شاهنامه شکل میگرد.

شاهنامه، همان قانون اساسی نژادپرستانه ضد عرب و ضد ترک و دیگر نژاد و اقوام و ملیتهای تحت ظلم چند قرن اخیر حوزه فلات مرکزی پرشیا هستند.

ملیتهای ترک،کرد، لر، عرب، مازنی، گیلکی، بلوچ و… قرنهاست به بهانه نموجودیت موهوم ایران و قانون اساسی ضد استقلال ملیتهای منطقه یعنی امثال شاهنامه، به زیر یوغ حکومتهای مرکزی فلات گرفتند. در دویست سال اخیر قاجار و پهلوی و جمهوری اسلامی هم با تکیه دو ستون تشیع امامیه و افسانه ایرانیت، توانستند خکومتهای آکنده ظلم و جنایت و استثمار ملیتهای فلات و پیرامون ادامه دهند.

حال که ملیتهای منطقه به خود آمده و در فرصت اندک خاصل از ظهور ترامپ و لغو برجام، این شانس دارند ملتهای اسرائیل و عرب و ترک و کرد و لر و بلوچ و غیره یک برا و برای همیشه از شر موجودیت ضد بشری ایرانیت رهایی یابند و در این جهان بیرحم، با هویت خود زندگی کننند و بر منابع انسانی و مادی سرزمینهای خود حاکمیت یابند، گروهای نژادپرست پان ایرانیستی و ناسیونالیستی (بعضا فریب خورده و ناآگاه) تمام تلاش خود میکنند تا از نابودی جمهوری اسلامی جلوگیری کنند و تمام بهانه شان خطر جنگ داخلی و تجزیه ایران است.

در حالیکه تجزیه ایران بزرگترین موهبت به جامعه بشری است و اگر بر فرض بیقتد این اتفاق بیفتد، در حقیقت به 400 سال کابوس ملیتهای منطقه از اهریمن ضداتنکی منطقه پایان داده میشود.

نابودی کشور جعلی ایران، معنی اش رهایی و شانس استقلال بیش دهها ملیت تحت انقیاد حکومتهای 400 ساله استثمارگر و آکنده ظلم مرکزی کشور موسوم به ایران است.

تعلل 40 ساله جهان سکولار، در ادامه تصمیات اشتباه راهبردی کنفرانس گودالوپ است. مذاکره و مصالحه با ج.ا. ایران، ادامه کابوس رنج ملیتهای در بند ایران است.

تاخیر در حمله نظامی و تمام کننده، دادن فرصت برای تکمیل پروژه امپراتوری ولایی است که از نخستین قربانیانش اینها هستند:

الف- اسرائیل و موجدیت یهود

ب- موجودیت اسلام راستین (سنت)

ج- نابودی همه کشور  ودولتهای ستی و از جمله عربی

د- نابودی آرمان استقلال ملیتهای تحت ستم از جمله ترک و کرد ولر و بلوچ و…

اما در نهایت جهان سکولار (حتی کمونیستی سابق) قربانیان بعدی خواهند بود، نابودی ایین های هندو، بودایی، شینتو، مسیحیت و غیره در نسلهای آینده نظاره باشند.

امروز بزدلی و منفعت طلبی کوتاه نظرانه ابرقدرتها و تعلل در حمله نظامی و خود مشغول بازی با جنبشهای ناتوان داخلی ایران و بعضا مشکوک داخلی، و دلخوش کردند به چپ و راست و سلطنت جویان که چیزی جز جمهوری اسلامی نیستند با اسم و ظاهری دیگر ، یعنی با حفظ بنیادهیا ظلم و استثمار در نهایت مشروب فروشی و رقص و آواز و کاباره و رسمی شدن فاحشه خانه موجود اما مخفی خواهد بود!. اما خبری از استقلال و حاکم بر سرنوشت خود شدن ملیتهای تحت انقیاد حکومت مرکزی نخواهیم بود. هرگز شاهد عدالت اجتماعی  اقتصادی و نابودی فساد نخواهیم بود. همچنان زبان فارسی عامل عقب نگه داشتن وسرکوب زبان مادری خواهد بود. استثمار طبقات کاررگی، شکاف طبقاتی و غارت منابع زیرزمین مثل نفت و گاز خواهیم بود. جمهوری خواه و سلطنت جوی ایرانی کارش همین خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)