انتقادات از اصلاح طلبان افزایش یافته است. کار به جایی رسیده که سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین، که نقش اصلی در موفقیت حسن روحانی و فراکسیون امید را داشته نیز، علیه دولت و نمایندگان لیست امید لب به انتقاد گشوده است. شعارهای مردم در دی ماه سال ۹۶، اصلاح طلبان را که مست پیروزی در انتخابات بودند، به خود آورد. در این میان بیشترین فشار بر روی محمدرضا عارف قرار دارد. او که ریاست شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را برعهده دارد، سیبل اصلی حملات حامیان اصلاحات است.

روز گذشته وبسایت تابناک گزارشی منتشر کرد و در آن به انعکاس استراتژی اصلاح طلبان برای انتخابات اسفند مجلس اشاره کرد. تئوریسین اصلی جریان اصلاحات، «سعید حجاریان» که سابقا به طرح ایده­ی شرکت مشروط در انتخابات پرداخته بود و نهادهای انتصابی را در صورت عدم تسهیل نظارت استصوابی، به تحریم انتخابات تهدید کرده بود؛ حال با تغییر موضع خود اکنون معتقد است که عدم مشراکت، روند دموکراسی خواهی را مخدوش می‌کند و اصلاح طلبان را به پایان می‌رساند. او معتقد است عارف و چندی دیگر، عملا لجام تصمیم گیری در شورای سیاست گذاری اصلاحات را در دست گرفته‌اند و از خاتمی تنها استفاده تبلیغاتی می‌کنند. او در کنار بسیاری دیگر از وفاداران اصلاحات، معتقدند کنارگذاشتن عارف از این شورا و معرفی سرلیستی دیگر، موضع این جبهه را در افکار عمومی بهبود خواهد بخشید. حجاریان به همین بسنده نمی‌کند. نفوذ او بر بدنه اصلاح طلبان و نخبگان این جبهه را نمی‌توان نادیده گرفت. او در بخشی از سخنانش که معطوف به انتخابات جاری است، می‌گوید: «ما اگر صد نماینده به مجلس بفرستیم، ولی لیدر نداشته باشند، به هر طرفی می‌لغزند و هزینه ایجاد می‌کنند، فراکسیون امید به چنین وضعیتی دچار شد لذا می‌بینیم استراتژی دقیق ندارد و مواضعش ناهمگون و رأی‌هایش غیرشفاف است، اما در مقابل رادیکال‌های مجلس مدیر دارند. به یاد دارید زمانی آقای ناطق نوری در مجلس بود و چنین نقشی را برای راست‌ها ایفا می‌کرد، می‌گفت اگر دست به عمامه‌ام زدم یعنی رأی منفی بدهید و اگر دستم پایین بود رأی مثبت بدهید، یعنی نظر نمایندگان به رهبر فراکسیونشان بود. ما باید سطح رئیس فراکسیون اصلاح طلبان را بالا ببریم.» او در این سخنان رسما عارف را هدف قرار می‌دهد و خواهان تغییر او و معرفی فردی با وجهه اجتماعی بالاتر است. نتیجه این سخنان حجاریان، شایعه جانشینی موسوی لاری به جای عارف در شورای سیاست گذاری بود. او که در حال حاضر، نایب رییس شورا است، از این خبر استقبال نکرد و تلویحا این پیشنهاد را رد کرد.

محمد رضا عارف نیز در پاسخ به این انتقادات بدون نام بردن از حجاریان گفت: گاهی از سخنان برخی افراد، بوی دیکتاتوری به مشام می‌رسد. جریان اصلاحات قائم به فرد نیست و ذاتمان بر نمی‌تابد که کسی با دست زدن به عمامه نتیجه را تعیین کند. او با نادیده گرفتن نقش و مسئولیت خود در ریاست فراکسیون و شورای سیاست گذاری افزود: با توجه به ضربه‌ای که از لیست امید خوردیم، برای انتخابات بعد باید به فکر یک اقلیت تاثیرگذار باشیم.

نقد عملکرد عارف تنها به سعید حجاریان و بدنه اصلاحات محدود نیست. هفته گذشته خبری منتشر شد که حزب تکنوکرات کارگزاران سازندگی، از این جبهه خارج می‌شود. اگرچه این خبر به سرعت توسط محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران تکذیب شد. اما موضوعی که این شایعه را تقویت کرد، تاکید غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی بر نحوه مدیریت سید محمد خاتمی به عنوان رهبر جریان اصلاحات بود. او در بخشی از سخنان خود، به عملکرد رئیس فراکسیون امید مجلس و رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان نیز انتقاد کرد. کرباسچی معتقد است، عارف عملا هیچ دستاوردی نداشته است و حضور او منجر به ناکارآمدی فراکسیون شده است.

پس از اعلام نتایج شورای شهر تهران و انتخابات مجلس، شایعات بسیاری در مورد عملکرد شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان مطرح شد. برخی شایعات به دریافت مبالغی کلان از متقاضیان قرارگرفتن در لیست امید خبر می‌داد. اگرچه این خبر بارها تکذیب شد، اما با توجه به عملکرد برخی از اعضای شورای شهر تهران و لیست امید، افکار عمومی نسبت به سلامت لیست، قانع نشدند. این موضوع تاثیری شدید بر اعتماد مردم به اصلاح طلبان و در راس آنها محمد خاتمی داشت. به نحوی که خود خاتمی در سخنانی گفت: من اگر «تکرار» کنم هم مردم دیگر رای نمی‌دهند. اما سوالی که همچنان پا برجاست و عارف هنوز به آن پاسخ نداده است این است که «ژن خوب» تا چه حد بر موفقیت‌های تجاری فرزندان موثر بوده است؟

اساس حضور در انتخابات آتی مجلس در میان نخبگان اصلاح طلب زیر سوال است. در حالی که سید محمد خاتمی و اعضای شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان موافق حضور در انتخابات هستند، عضو سابق جبهه مشارکت، مصطفی تاجزاده حضور در انتخابات را تنها مشروط به عدم اعمال نظارت استصوابی می‌داند. او که این روزها پرکارتر از قبل است و در مناظره‌ها و فضای رسانه‌ای حضوری پررنگ دارد، با توجه به ناامیدی جامعه از آینده و عملکرد فعلی اعضای لیست امید، معتقد است در صورتی که اصلاح طلبان نتوانند افراد شاخص و رادیکال را کاندید کنند، عملا شانسی برای پیروزی ندارند. حتی اگر در انتخابات موفقیتی هم کسب کنند، به مانند فراکسیون امید فعلی، هیچ دستاوردی نخواهند داشت. محسن صفایی فراهانی نیز اخیرا در سخنانی تاکید کرد، تا کی باید مردم بین بد و بدتر انتخاب کنند. دیگر نمی‌توان با وعده، مردم را امیدوار کرد.

حامیان اصلاحات از فراکسیون امید توقع تکرار مجلس ششم را داشتند که با توجه به عملکرد فوق العاده ضعیف این فراکسیون به ریاست عارف، ناامیدی شدیدی در میان بدنه اجتماعی اصلاحات ایجاد شده است. بررسی افکار عمومی در فضای مجازی و تحلیل‌های ارائه شده توسط نخبگان اصلاح طلب، نشان از ریزش وسیع در پایگاه مردمی این جبهه دارد. برآورد تحلیلگران این است که خروجی‌های جبهه اصلاحات به جای انفعال یا پیوستن به جبهه اصولگرا، عملا وارد طیف مخالف نظام شده است. خاتمی چندی پیش در سخنانی این موضوع را هشدار داده بود. به عبارت دیگر اصلاحات تا امروز نقش سنگر نهایی برای حفظ طبقه متوسط و روشنفکران را بازی کرده است. اصلاحات با شعارهای امیدبخش، افرادی را که نسبت به محدودیت فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی انتقاد داشته‌اند را داخل نظام حفظ کرده است. اما با از دست رفتن این طیف از مردم، عملا هر دو جبهه فعال داخل نظام، تضعیف شده‌اند. زیرا رقابت به حداقل خود کاهش یافته و مرزبندی‌های سیاسی در حال حاضر به شدت مخدوش است. حضور افرادی مثل لاریجانی در لیست امید مجلس یا حضور دری نجف آبادی در لیست خبرگان، به اعتبار اصلاح طلبان شدیدا لطمه وارد کرده است. مردم باور نمی‌کنند کسانی که روزی در سرکوب و حذف روشنفکران نقش پررنگی داشته و دشمن اصلی اصلاحات بودند، امروز داخل لیست امید قرار بگیرند. این موضوع نشان می‌دهد که اصلاح طلبان فاقد هر گونه خط قرمز و استراتژی مشخصی هستند.

با افزایش محدودیت‌های سیاسی و تنگ تر شدن حلقه خودی‌ها به واسطه نظارت استصوابی، امکان فعالیت آزاد از اصلاح طلبان سلب شده است. با توجه به رادیکالیزه شدن جامعه پس از ناآرامی‌های سال ۹۶، به نظر می‌رسد دیگر افرادی مثل عارف، امکان تحمیل خود به افکار عمومی را ندارند. این روزها شعارهای رادیکال، برای طیف ناامید از اصلاح، جذابیت بیشتری دارد. با توجه به حذف گروههای مختلف از ابتدای انقلاب، به نظر می‌رسد اصلاح طلبان حاضرند برای باقی ماندن در حلقه قدرت دست به هر کاری بزنند. حتی کارهایی که با آرمانهای دوم خرداد ۷۶ فاصله بسیاری دارد. علیرغم اینکه اعضای رادیکال این جبهه که سابقا در احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی فعال بوده‌اند، همچنان بر موضع مشارکت مشروط پا فشاری می‌کنند، اما به هر روی، غالب اصلاح طلبان با تغییر موضع، دیگر برنامه‌ای برای تحریم یا مشارکت مشروط در انتخابات ندارند. آنها می‌خواهند بر سر سفره انقلاب باقی بمانند. آن هم به هر قیمتی…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)