این روزها وقتی از مراجعه به آرای عمومی برای تغییر قانون اساسی صحبت می شود، اولین سئوالی که مطرح می شود، در باره هویت برگزار کننده رفراندم است، و اگر در پاسخ گفته شود، دولت مستقر جمهوری اسلامی، با واکنشهای مختلفی روبرو می شوید، از جمله،

  • خدا به تو عقل درست و به من پول هنگفت بدهد.
  • ما تا بحال نشنیدیم، چاقو دسته خودش را ببرد
  • مسئولین جمهوری اسلامی باید دیوانه باشند که همه پرسی برای تغییر قانون اساسی را برگزار کنند
  • کارگزاران جمهوری اسلامی اگر بخواهند هم تغییر قانون اساسی را به رفراندم بگذارند از ترس تبعات بعدی برای خود و خانواده اشان این کار را نخواهند کرد.
  • و غیره

پاسخهائی مشابه بالا به شنونده این را القاء می کند که جمهوری اسلامی حکومتی است که با کودتا به قدرت رسیده و فاقد زیرساختهای مشروعیت در دوره تاسیس و تشکیل بوده است. اگر مجددا سئوال دیگری  بپرسید که  آیا اسم نظام حکومتی جمهوری اسلامی با رای اکثریت مردم تائید نشد، قانون اساسی توسط منتخبین مردم (مجلس خبرگان) تهیه و تدوین نشد، و متعاقبا در معرض رای عموم ایرانیان قرار نگرفت؟  آیا در مرحله انتخاب افراد برای سمتهای حکومتی به آرای مردم مراجعه نشد؟ آیا در آخرین انتخابات ریاست جمهوری، آقای روحانی با رای بالائی برای این مسئولیت رای نیاورد؟ می گویند کاندیداهای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بایستی از نظارت استصوابی شورای نگهبان بگذرند، و این عادلابه نیست، آیا قانون نظارت استصوابی شورای نگهبان به تصویب مجلس نرسیده است؟

مخالفین جمهوری اسلامی در رد این حکومت ابراز می کنند که خمینی  پس از پیروزی انقلاب کودتا کرد و انقلاب را به نفع خودش مصادره کرد، ولی نمی گویند که سربازان کودتا مردم بودند، و یا موارد دیگری که بیشتر مضحک است تا استدلال منطقی برای استقرار جمهوری اسلامی است. در حال حاضر مخالفین تنها به ساقط شدن جمهوری اسلامی فکر می کنند و برای بعد از سرنگونی نظام، شعارهای کلی حاوی لغاتی که تعدادی از آنها برای مردم عادی کشور، قابل فهم نیست، مثل دمکراسی، سکولار، سوسیال دمکرات، حقوق بشر، حفظ محیط ریست، و غیره.

در یکی از سمینارها که از من برای سخنرانی دعوت بعمل آمده بود، سخنران پیش از من از در معرض نابودی بودن کرگدنهای آفریقائی اظهار تاسف کرد و به آفریقائی هائی که این حیوانات بی گناه را برای شاخ آنها شکار می کنند به شدت بد و بیراه گفت . من در ابتدای سخنان خود گفتم، ما حیوانات، گیاهان، و منابع کره زمین را برای درخدمت انسان بودن می خواهیم، نه برعکس. شکار کرگدن برای آن آفریقائی که خود و خانواده اش گرسنه هستند، نه تنها مباح که لازم است، حتی اگر به قیمت نابودی کرگدنها تمام شود.

دوستان گرامی، من می توانم لیست بلند بالائی از بی قانونی، تخلف، فساد اخلاقی، حیف منابع کشور، بی عدالتی در دادگاه ها، میل ثروتهای کشور توسط افرادی که دارای وابستگی به نظام بوده اند، عدم کارائی در اداره کشور، بی کفایتی در ساماندهی امور، و غیره  برای شما تهیه کنم.

آنچه ما می گوئیم، چهل سال پیش اکثریت مردم، نظام جمهوری اسلامی را  انتخاب و به مستندات و ساختارهای مدیریتی آن از رهبر تا پائین رای دادند با این امید که هم به خواسته های این دنیای خود برسند و هم به آخرت خود کمک کنند، و مدت چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی، تمامی راه های قانونی برای ایجاد قابلیت در نظام را پیموده اند، از انتخاب هاشمی، سردار سازندگی، خاتمی، مرد آزادیخواه، احمدی نژاد، فردی با منش مردمی،تا آخرین آنها روحانی که با انتقاد از گذشته نظام پا به عرصه گذاشت و وعده اصلاح امور را داد. متاسفانه تمام کوششهای مردم برای تغییر مسیر نظام بر ریل خواسته های  آنها با شکست روبرو شده است. آنچه بعنوان شکست گفته می شود، در خروجی 40 ساله نظام قابل رویت است. عدم فقرزدائی از کشور، رشد صنعتی، بدون توسعه و بصورت گلخانه ای، بدین معنی که در کنار ساخت موشکهای پیشرفته از تولید مایحتاج روزانه مردم کشور عاجز هستیم. وابستگی شدید کشور به نفت، بطوریکه با تحریم خرید نفت از طرف آمریکا، کلیه ارکان مملکت متزلزل و سرنخ کنترل قیمتهای ارزاق عمومی  از دست دولت خارج شده است.

گسترش فساد مالی در مبالغ افسانه ای و رسیدن عوامل فساد در خانه کارگزاران ارشد نظام، بی قانونی حاکم در کلیه عرصه های اجتماعی، اقتصادی، اداری، و سیاسی، بطوریکه عامه مردم می گویند، در کشور با پول و پارتی هرکاری بخواهی می توانی انجام بدهی. گسترش بی اخلاقی در میان مردم و کارگزاران ارشد و دون پایه نظام، از جمله، عدم شفافیت در عملکرد که به ترویج شایعات دامن می زند، دروغگوئی واضح مسئولین جمهوری اسلامی و رسانه های دولتی، و همگانی شدن اخلاقیات ضد ارزشی در میان مردم عادی کشور، که نتیجه قابل مشاهده آن، توسعه جایگزینی بی ارزشی ها بجای ارزشها با تغییر مفاهیم به معانی جدید، فی المثل، زرنگی بجای حقه بازی و شارلاتانی، زبل، همتراز کلاهبردار یا کسی که کلاه دیگران را برای منافع خود برمی دارد.  و قس علیهذا.

همانطور که در توضیحات بالا  بیان شد، مردم ایران از طبقات مختلف، در مدت چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی مردم به زبانهای مختلف، شامل، رای به کسانی که مورد نظر هسته اصلی قدرت جمهوری اسلامی نبودند، اعتراض از طریق نوشتن در رسانه های محدود موجود، با پرداخت هزینه زندان و جلای وطن، اعتراضات خیابانی، به قیمت از دست دادن جان و ضرب و جرح توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی حکومت، نوشتن نامه به کلیه کارگزاران ارشد نظام و بازگوئی شرایط مملکت و کشور و درخواست رفع مشکلات از آنها را کردن.

متاسفانه علیرغم اینکه در بعضی از موارد خود مسئولین جمهوری اسلامی به  وضعیت نابهنجار اعتراف و قول اصلاح را داده اند، اما در عمل نتوانسته اند، تغییری ایجاد کنند، و در بر همان پاشنه چرخیده است.  

روشن است، عملکرد هر نظامی از خروجی آن برای مردم و کشور خودش مورد ارزیابی قرار می گیرد. فرض کنیم اگر حکومت برای رفاه و آبادانی کشور دیگری کارهای بزرگی بکند و برای آنها رفاه تامین کند. این اقدام بعنوان عملکرد مثبت برای مردم و کشور خودش به حساب نمی آید، چرا که مسئولیت و تکلیف هر حکومت و منتخبین آن خدمت به مردم خودشان است، و بقول معرف “چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است”.

حال حداقل بخشی از مردم ایران، با توجه به شرایط مشروح  بالا، بعنوان صاحبان کشور، و با توجه به گذشت چهل سال از آخرین رفراندم برای تعیین نوع حکومت، از مسئولین جمهوری اسلامی ، طبق اصل 6 و 59 قانون اساسی، خواستار برگزاری مجدد همه پرسی برای تائید و یا تکذیب  نظام مستقر ” جمهوری اسلامی” در کشور هستند، روشن است، مسئولین نظام جمهوری اسلامی، کارگزاران مردم برای اداره کشور بوده و بعنوان مستاجر مستقر در منصب دولت، موظفند خواست مردم را به اجرا بگذرد.

مستاجر هر عمارتی باید بداند که اشغال یک ملک ، مالکیتی به همراه نمی آورد، لذا بهترین حالت تخلیه ، توافق بین مالک و مستاجر است، تا بدون جنگ و دعوا، و بدون وارد آمدن خسارت به طرفین و ملک ، جابجائی مستاجر جدید به جای مستاجر قدیم انجام شود، ضمنا اگر مالک خواستار تمدید استقرار مستاجر در ملک باشد، این امر از طریق رفراندم بیان می شود، و بخشی که مطالبه تخلیه ملک را دارند، نمی توانند بر خواسته خود اصرار بورزند.

توضیح واضحات است، عدم  برگزاری همه پرسی ، گویای پافشاری مستاجر برای ادامه سکونت غیرقانونی در ملک بوده، و مردم ایران بعنوان صاحبان این ملک و بوم از هر وسیله ای برای اخراج مستاجر متمرد استفاده کرده و در پایان مسببین عدم تخلیه، تحت تعقیب قضائی قرار گرفته و محاکمه خواهند شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)