وابستگی سالم ترکیبی از احساس علاقه و خو گرفتن به یک انسان دیگر است که منجر به از دست رفتن فردیت شما نمی شود. به عبارت بهتر، در وابستگی سالم، شما در دیگری «غرق» یا «حل» نمی شوید و مرزهای«خودتان» را از دست نمی دهید. در این نوع دل بستن، نوعی تعادل میان صمیمیت(حس نزدیکی به دیگری) و استقلال(میل به داشتن علایق، سلایق و مرزهای خود) وجود دارد. چنین تعادلی موجب می شود که شما در مواقع تنهایی یا وقتی که فرد مورد علاقه تان حضور ندارد، همچنان زندگی را لذت بخش و معنادار بیابید و از تنهایی تان لذت ببرید. افرادی که سالم دل می بندند از از تنها سفر کردن، تنها غذا خوردن یا تنها فیلم تماشا کردن، با وجود داشتن شریک عاطفی؛ ابایی ندارند و این تنها بودن با خودشان، آنها را دچار احساس ناامنی، خشم یا ترس نمی کند.
در دلبستگی سالم هیچ یک از دونفر، مقهور قدرت/ کنترل فرد دیگری نیست. فرد، برای دوست داشته شدن از سوی دیگری، اجباری حس نمی کند که تصمیمات و یا نظرات خود را مخفی کند. در وابستگی سالم افراد رشد می کنند و علاقه شان به یکدیگر، آنها را در سایر حوزه های زندگی شان متوقف نمی کند.
نقطه مقابل چنین علاقه ای، وابستگی های اعتیادی یا بیمارگونه است که مشخصه اصلی آن این احساس است که « بدون او نمی توانم زندگی کنم» ، « بدون او می میرم» ، « نمی توانم زندگیم را بدون او تصور کنم» ، « تا او نباشد غذا از گلویم پایین نمی رود» . چنین فردی گویی تمامیت وجود خود را در رابطه با دیگری تعریف می کند و بدون وجود رابطه، فاقد «خود» است. این نوع وابستگی، منجر به آن می شود که فرد علیرغم شایستگی ها و نقاط ارزشمندش، خود را بدون دیگری یا تایید او، هیچ ببیند. افراد وابسته برای حفظ کردن شریک شان در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند. حتی اگر به قیمت این تمام شود که تحقیر شوند یا به زورگویی روی بیاورند.
وابستگی سالم چطور به دست می آید؟
برای ایجاد یک وابستگی سالم لازم است:
1- خودتان را عمیقا ً دوست بدارید. روی عزت نفس تان کار کنید و ارزش درونی خودتان را بشناسید.
2- باور پیدا کنید کسی که با او وارد رابطه می شوید مسوول معنا بخشیدن به زندگی شما، تسکین دادن آلام روحی و ناامنی های گذشته شما نیست(هر فردی باید خودش، بطور مستقل و قبل از ورود به رابطه، در زندگیش معنا و هدفی داشته باشد نه اینکه بخواهد با ورود به یک رابطه از احساس پوچی و بی معنایی و تنهایی بگریزد. اگر احساس تنهایی، غم، بی هدفی یا پوچی دارید، اگر از گذشته تان زخم خورده هستید، اگر بی اعتمادید یا کودکی دشواری داشته اید، حل این موارد وظیفه شریک شما نیست. برای بهبودی در این موارد، باید روی خودتان کارکنید و یا از روان-درمانگر کمک بگیرید تا این چالش ها را حل کنید. اگر با این امید وارد رابطه شوید که این احساسات بهبود خواهند یافت سرخورده خواهید شد).
3- به نیازهای خودتان بها بدهید. وقتی وارد رابطه می شوید، خودتان را نادیده نگیرید. وقتی در رابطه اید پنجاه درصد از انرژی و امکانات و وقت شما باید صرف شریک و رابطه و اهداف مشترک تان شود. پنجاه درصد باقیمانده وقت، انرژی و تلاش شما باید صرف خودتان و اهداف شخصی (شغلی- تحصیلی- خانوادگی) شود. هیچ گاه تمام برنامه زندگی تان را برپایه وجود یک فرد دیگر بنا نکنید. بخشی از وجودتان را برای خودتان نگه دارید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)