تا پیش از تغییر رژیم در سال 57، در باب رفتار و کردار معممین آنچه در سابقه تاریخ ثبت گردیده، رک گویی، صراحت لهجه و مبارزه سیاسی بوده است. مردم معممین را نماد آزادیخواهی و عدالت طلبی و مبارزه با ظالم می دانستند و خط مشی آنان را خط مشی آزادیخواهی و ظلم ستیزی تلقی می نمودند. این ذهنیت تا حدی در متن و بطن جامعه ریشه دوانیده بود که اشتباهات و موضع گیری های بگونه ای بارز خصمانه و قشری وابستگان به این صنف را به دیده اغماض می نگریستند و توجیه می کردند. بعنوان نمونه، تغییر موضع آیت الله کاشانی در همراهی با ملیون که بزعم بسیاری از مورخین از دلایل اصلی سقوط دولت دکتر محمد مصدق و شکست ملیون به حساب می آید و یا موضع گیری خصمانه، متحجرانه و غیراصولی آیت الله خمینی در جریان تغییرات پیشنهادی در باب اعطای حق رای به بانوان و حذف قسم یاد کردن به قرآن در ماجرای انجمن های ایالتی و ولایتی و در ادامه مخالفت با انقلاب سفید و اصلاحات پیشنهادی نهفته در آن و تهدید محمدرضا شاه به خشم علمای مذهبی و…
اما منشا قدرت ویرانگر معممین چه بود. چه چیز باعث می شد که گفته ها و مواضع آنها همچون وحی منزل مورد پذیرش آحاد جامعه و در مواردی حتی روشنفکران ملی گرا قرار گیرد. چه چیز موجب می شد که پادشاه با همه عظمت و قدرتش و یا ملیون با پشتوانه مردمی قوی در مقابل معممین و مطالبات غالبا غیراصولی، متحجرانه و زیاده خواهانه این جماعت همواره متوقع و پرگو کوتاه بیایند؟! پاسخ، عدم وابستگی به نهادهای قدرت و اتصال به آحاد جامعه و ملت بود. معممین در تمام طول تاریخ، اپوزیسیون نظام سیاسی حاکم بودند و تا سال 57 بر روی صحنه رندانه این نقش را ایفا نمودند. از طرفی اعضای این صنف در عین اتصال و همدلی با یکدیگر از استقلال فردی برخوردار بودند. معروف است که به تعداد معممین نظریات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی وجود داشت و هیچگاه از مخالفت با مواضع یکدیگر پروایی نداشتند. مقلدین مراجع مذهبی در عین تقلید در امور فقهی، نه لزوما اما غالبا در امور سیاسی هم از نظریات سیاسی مرجع خود پیروی می کردند. بر این اساس بنوعی باید گفت معممین در عمل مخالف حضور رهبری واحد و یک خط سیاسی واحد بودند چرا که تحقق چنین ایده ای را مخالف استقلال خود می دانستند.
این روند چند صد ساله از چهل سال قبل یعنی دقیقا همزمان با نشستن معممین بر اریکه قدرت و لمس قدرت سیاسی در دستانشان تغییر کرد. معممین ظرف چند ماه استقلال فکری، سیاسی، اجتماعی و بعضا حتی فقهی خود را از دست دادند و تک به تک هویت خود را به قدرت سیاسی حاکم فروختند. انگشت شمار اعضایی که در مقابل این رویه مقاومت کردند همچون آیت الله شریعتمداری و یا آیت الله منتظری و الباقی با پرونده سازی حذف فیزیکی و یا ترور شخصیتی و منزوی و خانه نشین شدند. اینگونه نسل مراجع مستقل و آزادیخواه برای همیشه به تاریخ پیوست و آنچه باقی ماند نسل جدیدی از معممین است که همچون طوطی صحبت های ولی نعمت خود را تکرار می کنند.
در گذشته، یکی از تریبون های مستقل معممین در کنار منبرهای مساجد و روضه خوانی ها نمازهای جماعت روزهای جمعه بود. تریبونی که بعد از تغییر رژیم برای اولین بار توسط آیت الله طالقانی بعد سیاسی اش پررنگ شد و بمرور به تریبون حکومت بدل گردید. تا جاییکه صحبت های امامان جمعه حال نه کلام و باور سیاسی خود آنها که بازتاب صحبت های هیات حاکمه تلقی می شود. رفته رفته امام جمعه بودن به یک شغل حکومتی بدل گردید و یک امتیاز بزرگ برای اعضای این صنف. در حقیقت امامان جمعه نه امام جمعه که سخنگوی هیات حاکمه تلقی می شوند و همه می دانند که آنچه این گروه می گویند طوطی وار در راستای منافع هم لباسی های بر مسند قدرتشان است. کمیته سیاست گذاری دارند، با حکم حکومتی رسمی پشت تریبون قرار می گیرند و بخوبی می دانند که اگر کلمه ای کم یا زیادتر از آنچه به آنها دیکته می شود بر زبان جاری سازند برای همیشه ساکت خواهند شد و یا خوشبینانه اش از دایره قدرت بیرون رانده می شوند. نگاه مردم به آنها نیز نگاه به نوکر و برده زرخریدی است حقوق بگیر که وظیفه اش پیروی از دستورات صاحب و ولی نعمتش است. آن که بیش از دیگران عربده بکشد و یقه بدراند پاداش می گیرد و مابقی هم حقوق و مزایای قراردادی نوکری اشان را می گیرند.
طبق آماری که در نشست دیروز با افتخار ارائه گردید، این روزها در ۹۰۰ شهر نمازجمعه اقامه می‌شود و ۲۰۷۹ هفته نماز جمعه در طول چهل سال گذشته برگزار گردیده! که ترجمه اش به زبان مردم کوچه و بازار حضور 900 نوکر حکومتی است که جیره و مواجب خود را از بیت المال می گیرند و تنها خاصیتشان تکرار یک حرف ثابت است. این افراد همچون مجریان و گوینده های رادیو و تلویزیون کاغذی در دست دارند که از روی آن می خوانند و در طول نمایش بسته به استعداد مجری گری گاهی با شکلک در آوردن و ادا و اطوارهای نمایشی موجب خنده حضار می شوند. جالب اینکه نه تنها این رویه را تکذیب نمی کنند بلکه بقول حجت الاسلام احمد خاتمی به نوکری خود و لقب «آخوند حکومتی» افتخار هم می کنند. عینا شبیه به آن دسته از درباریان رژیم سلطنتی که نوکر خانه زاد بودن خود را مایه افتخار و مباهات می دانستند.
اما راجع به فرمایشات آیت الله خامنه ای در باب خط مشی سیاست خارجی و روابط بین الملل نظام سیاسی تحت رهبری اش در نشست دیروز خطاب به نوکران خانه زاد و دست به سینه اش که قرار است پس فردا پشت تریبون های نماز جمعه طوطی وار تکرار کنند. ظاهرا فقط در داخل و ملت ایران نیست که از جملات تکراری و شکلک در آوردن ها و ادا و اطوارهای امامان جمعه خسته و دلزده شده و راه حل را در نادیده گرفتن، گوش نکردن به صحبت ها و گاها خندیدن به یاوه گویی های بی پشتوانه آنها یافته اند. مدتهاست که خبرگزاری ها و رسانه های جهانی به این گنده گویی ها و نفرت پراکنی ها عادت کرده اند و تنها در حد چند خبر کوتاه چند خطی از کنار آن می گذرند و حضور آنها اصولا جنبه جدی خود را از دست داده است اما الحق سوژه ناب کانال های طنز تلگرامی و صفحات اینستاگرامی اند!
در طول چهل سال گذشته سراغ ندارم زمانی را که آیت الله خامنه ای برای جامعه جهانی خط و نشان نکشیده باشد و به اشکال مختلف کشورهای دیگر را تهدید نکرده باشد اما سابقه چهل ساله نشان می دهد که در بزنگاه تاریخی با عناوین مختلف همچون نوشیدن جام زهر (بقول پیر و مرشد او آیت الله خمینی) یا نرمش قهرمانانه بر سر پیچ تاریخی، تا سکوت و انداختن بار مسئولیت بر گردن این نوکر و آن نوکر سر تعظیم در برابر ابرقدرت ها فرود نیاورده باشد. آیت الله برعکس آنچه وانمود می کند معامله گر خوبی است و دقیقا به همین خاطر بعد از چهل سال مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر فرانسه و آل سعود و … هیچگاه وارد نبردی جدی نشده است. او بخوبی می داند که الدرم بلدرم های سرداران سپاه تحت فرمانش، عکس ها و رپورتاژهای خبری سپاه از موشک سازی و موشک بازی و امثالهم بیشتر به کار تئاترهای لاله زار می آید تا مقابله با یک ائتلاف جهانی.
جمعی از عزیزان موضوع استعفای آیت الله خامنه ای را مطرح کردند! باید عرض کنم آیت الله اهل استعفا نیست اما اگر باشد هم دیگر دیر شده است و استعفایش مورد قبول ملت ایران واقع نخواهد شد، آیت الله باید تا آخر بماند و در دادگاه تاریخی ایران پاسخگوی جنایات خود باشد. این شامل حال نوکران و نوچه های همراهش نیز می شود. به امید آن روز …

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)