“گيتار من فاشيست ها رو مي کشه”

Woody Guthrie 1912 -1967

وودي گاتري ، پدر موسيقي اعتراض و افسانه ي موسيقي فولک آمريکا و یکی از مهم ترین شخصیت های تاریخ موسیقی ، يک قرن پيش در ۱۴ جولای, ۱۹۱۲ در اوکلاهاماي آمريکا متولد شد . خواننده، شاعر و آهنگسازي که او را پدر موسيقي اعتراض ميدانند.اهميت و تاثير وودي گاتري براي هزار ترانه اي است که موسيقي مردمي مدرن آمريکا که ترانه سرايي بنيان پيدايش آن است قبل و بعد از جنگ دوم جهاني با آن معنا پيدا کرد .او معبود و خداوند نسل خوانندگان معترض جهان بعد از جنگ جهاني دوم بود و موسيقي راک غير مستقيم تحت تاثير افکار و شخصيت اوست . باب ديلن وودي گاتري را معبود خود مي دانست و و از شکل گيتار و خواندن تا نوع سفر کردن خود را از او مي دانست و حتي به خود مي باليد که موهايش مثل موهاي وودي گاتري فرفري است

وودي گاتري در فقر سال هاي دهه ۲۰ و قبل از آن در اوکلاهاما رشد کرد در مدرسه سازدهني مي زد و به دليل فقر و مشکلات ،دبيرستان را نيمه تمام رها کرد ،در نوجواني خانواده اش از هم پاشيد و شهرش را ترک کرد .نوازندگي گيتار او از زماني آغاز شد که در مغازه اي کارگري مي کرد که صاحب آن يک گيتار داشت در اوقات بيکاري در تنهايي خود سعي مي کرد آهنگ هايي که از مادر مرحومش به ياد داشت همينطور لالايي مادرش را با گيتار بنوازد . وودي اما پسر بسيار باهوشي بود او اهل مطالعه بود و روزنامه و کتاب زياد مي خواند و در اين بين سعي مي کرد شيوه اي مخصوص به خود در سرودن ترانه به وجود بياورد و در اين راه بسيار موفق عمل کرد و از خود نبوغ نشان داد. يکبار کسي از او پرسيد که اهل کجاست؟ و او در عرض چند دقيقه ترانه تپه هاي اوکلاهاما را نوشت که الگو و سنگ محکي براي موسيقي کانتری شد.

او با گيتارش مثل نقال هاي دوره گرد دائم در سفر بود در کافه ها و برنامه هاي راديويي و ميتينگ هاي سياسي که بسيار دوست داشت هنرنمايي مي کرد .او جثه اي کوچک داشت و جين مي پوشيد و چون هميشه در سفر بود مانند چمداني متحرک بود چند پيرهن روي هم مي پوشيد تا دست و بالش ازاد باشد. با اينکه در فقر و محروميت بزرگ شد اما دست و دلباز بود .از طرفي عقيده داشت پول زياد روح را فاسد مي کند.از طرفی بارها تاکید کرده بود هدف موسیقی او بیداری کارگران و دعوت به ستیز با ظلم است.جمله مشهور اين ماشين فاشيست ها رو مي کشه که بروي گيتارش نمايان بود بسان شعار موسيقي اعتراض درآمد که مي توان فاشيسم و ظلم رو با هنر از پا درآورد. او سه بار ازدواج کرد و هشت فرزند داشت و به دليل علاقه اي که به بچه ها به خصوص دختر خود که در آتش سوزي از بين رفت داشت آهنگ هاي بسياري براي کودکان ساخت که در کتاب آهنگ هايي که با آنها بزرگ مي شوي منتشر کرد که اکنون در هر مهد کودکي در آمريکا شنيده مي شود.

وودی گاتری در جوانی از شدت بیکاری و فقر به کالیفرنیا کوچ می کند .او براي کارگران و فقرا آواز مي خواند و براي آوارگان که با آنها همذات پنداري مي کرد برنامه اجرا مي کرد آهنگ “خداحافظ از آشنايي باهات خوشحالم” درباره مردمي است که به خاطر طوفان سرزمين خود را ترک کرده و به غربت کوچ کرده بودند.

آهنگ” دوشيزه اتحاد “که در حمايت از جنبش کارگري سرود سال هاي سال محبوب ترين آهنگ بود .

آهنگ “من خانه اي ندارم “عکس العملي بود به سرود “اين دنيا خانه من نيست” که به عقيده او باعث مي شد مردم کوتاهي حکومت درباره خود را بپذيرند.

همچنين آهنگ ” این خانه خانه تو ست” جوابيه خشمگينانه اي بود به ايروينگ برلين که ترانه “خداوند آمريکا را تقديس کند ” را سرود. به نظر وودي گاتري اين آهنگ بسيار جاهلانه بود.

آهنگ” اين سرزمين سرزمين توست “به سرود ملي غير رسمي آمريکا بدل شد.وودي گاتري مثل مريد خود باب ديلان صدايي سرد و زير داشت و گيتاريستي معمولي بود اما نمايشي جذاب و حرفه اي داشت که همه را جذب مي کرد باب ديلن کشدار خواندن همچنين نفوذ کلام و تاثير جادوي کلمات را از او فرا گرفت . يکي از تکنيک هاي خوانندگي وودي گاتري تاکينگ بلوز بود که خوانندگان کانتري و بلوز قديمي هم آنرا اجرا مي کردند که عبارت بود از ریتمیک حرف زدن یا تلفيق حرف زدن و آواز خواندن به گونه اي که خواننده طوري آواز مي خواند که گويي دارد صحبت مي کند شايد ترجمه درست تاکينگ بلوز ، تکلم ريتميک باشد.در بين خوانندگان جديد مارک نافلر از اين تکنيک استفاده کرده و در ميان ايراني ها خواننده گروه کيوسک هم از اين شيوه استفاده مي کند.
Mean Talking Blues

وودی گاری این هنر را هم داشت که ترانه هایش را با نوشتن شعرهای جدید برای ملودیهای فولک موجود خلق کند. مانند این است که شما بخواهید برای آهنگ مراببوس یا سلطان قلب ها شعری جدید بگذارید!
.او جايي گفت :”از آهنگايي که باعث ميشه فکر کني براي از دست دادن به دنيا اومدي بيزارم ، سعي مي کنم آهنگي بنويسم که نشون بده اين دنيا مال توست.”او نيز مانند بسياري از شهروندان ايالات ميانه آمريکا در آن زمان که دچار خشک سالي شديد شده بودند راهي کاليفرنيا شد.در سال ۱۹۷۶ فيلمي درباره او به اسم جوياي افتخار توسط هال اشبي و موسيقي لئونارد رزنمن ساخته شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)