امروزه حضور زنان ایران در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی باعث شده تا زنان ایرانی الگوهای پوشش مذهبی و یا به عبارتی بهتر پوشش اجباری حکومت را تغییر دهند. نکته ای که تحقیق مرکز پژوهش های مجلس ایران در سال گذشته که نشان داد فقط 35 درصد مردم ایران حجاب را ارزش می دانند و تنها 40 درصد به اجباری ماندن حجاب اعتقاد دارند مهر تایید دیگری بر ان است و نتیجه این گزارش ان شده که محققین به مقامات تصمیم گیر توصیه کرده اند که به جای تحمیل حجاب به سمت تشویق برای حجاب بروند.

انچه در این گزارش آشکار است میل جامعه ایران از سمت حجاب اجباری به سمت پوششی آزادانه است تحول عمیقی که آرام آرام درحال صورت گرفتن است.اما این حرکت با حضور رسانه های فارسی زبان و اشخاصی که با تکیه بر خواستگاه سیاسی صاحبان خود در این عرصه گام برداشته اند سرعت این تحول را کند و حتی در برخی از مواقع آن را متوقف کرده است. چرا که این رسانه ها در کنار اشخاصی فعال حقوق زن نامیده می شودند با ارائه افراطی تصویری نامناسب از زنان ایران و با پنهان کردن تصویر واقعی دولت های خود در تلاشند تا زنان ایرانی را زنانی قربانی قوانین مرد سالارانه و در بند حکومت ایران نشان دهند و برای گنجاندن چنین تصویری در باور مخاطبین خود دست به هر اقدامی می زنند.

به عنوان مثال این رسانه ها گاها با پخش تکه های بریده شده برجستگان دینی حکومت ایران در گزارش خود سعی می کنند به مخاطب خود القا کند قوانین در حکومت ایران علیه زنان است.تلاشی که با رجوع به قسمت های پخش نشده ان نه تنها ناکام می ماند بلکه شیطنت این رسانه ها را آشکار می سازد.سیاست دیگر این رسانه ها حذف واقعیت های جامعه ایران با هدف نشان دادن بیگانگی نسل جدید با ارزش های حکومت می باشد ،این رسانه ها در حالی به برجسته کردن#دختران_خیابان_انقلاب می پردازد که بخش قابل توجهی از زنان ایران که به هر دلیلی و با هر پوششی در مناسبت های ملی و مذهبی حکومت شرکت می کند را سانسور می کند دقیقا تکرار همان تکنیکی که حکومت ایران به ان مبتلاست و مورد انتقاد منتقدینش است.

بی بی سی فارسی در ویژه برنامه #صد_زن خود در تلاش است تا غرب را الگویی مناسب برای برابری حقوق زن و مرد نشان دهد و زن غربی را زنی مترقی و برخوردار از حقوق برابر معرفی می کنند باران عباسی گزارشگر و مجری این رسانه در گزارش خود ادعا می کند “بریتانیا برای نابرابری دستمزد بین زن و مرد 50 سال پیش چاره ای اندیشده و بعد از اینکه این زنان به حقوق نا برابر اعتراض کردند دادن دستمزد کمتر بر مبنای جنسیت ممنوع شده است”، اما هنوز مدت زیادی از این ادعای نگذشته که خبر دستمزدهای نجومی مجریان مرد بی بی سی و شورش زنان در این رسانه به خبر اول رسانه های خبری تبدیل می شود.

از رسانه ها که بگذریم به فعالانی چون مسیح می رسیم کسی که امروز دیگر کمتر کسی است نزدیکی او با دولت آمریکا را انکار کند کسی که قرار است طرفدار حقوق زنان باشد اما در قبال مشکی پوش شدن زنان هنرمند آمریکایی به دلیل تجاوز و آزار جنسی انها در هالیوود و اعتراض به استفاده ابزاری از آنهاسکوت می کند .

همین پارادوکس ها، تناقضات و استاندارهای دوگانه ،در رفتار رسانه های فارسی زبان و اشخاصی مانند مسیح علی نژاد باعث شده تا حکومت ایران با برجسته کردن همین دوگانگی در تلویزیون و رسانه های خود زن ایرانی و روند میل زنان ایرانی به سمت وسوی حجابی آزادانه را سرکوب کند.با این حال می توان گفت علت اصلی روند کند تغییرات پوشش زنان در ایران این رسانه ها و فعالان زنی چون مسیح علی نژاد می باشند که اگر بدبینانه نگوییم ابزار حکومت هستند باید بگوییم در جهت خواسته های حکومت گام برمی دارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)