ترقیخواهان قفقازیه ودومین مرحلۀ انقلاب مشروطیت ایران

خسروشاکری می نویسد :

« ..عجب آنکه …ایالت های سابق ایران درقفقاز، که به لحاظ سیاسی نا دیده گرفته می شدند ، طی دهه های آینده درست درمیان پهنۀ سیاسی ایران قرارمی گرفتند. حلقۀ اتصال جامعۀ کارگران مهاجرایرانی درقفقازبود که با درگیرشدن درفرایند انقلابی روسیه ، بستررا برای فعالیت سوسیال دموکراتیک خود درانقلاب مشروطیت فراهم آورد.»[1]  

در سال 1905/1284درمیان تاجران و کارگران مهاجرایرانی درباکو، فرقه ای زیرزمینی بنام «اجتماعیون عامیون» تأ سیس شد. اعضای این فرقه، با «حزب همّت»   وهمچنین با کمیته های حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه درباکو وتفلیس، روابط نزدیکی داشتند. حزب همت درسال 1904⁄ 1283درباکو تأ سیس شده بود ودرمیان اقوام مسلمان منطقه فعالیت می کرد ودر تأسیس سازمان های سیاسی مجاهدین مهاجرایرانی درسراسرقفقازیه، بدانان کمک می کرد[2]. دو سال بعد، این فرقه (فرقۀ اجتماعیون عامیون)، علاوه برباکو، دراغلب شهرهای مهم قفقازیه، ازجمله درنخجوان، قارص، ایروان، پتروفسک، عشق آبادو تفلیس شعبه داشت. طولی نکشید که شعبات متعددی ازاین فرقه – با همکاری حزب همت– در داخل خاک ایران ازجمله درشهرهای : تبریز، رشت، مشهد، سلماس، ارومیه، آستارا، اردبیل ، خوی و بناب تأسیس گردید.

پس ازبمباران مجلس بوسیلۀ محمد علیشاه (3تیرماه1287/ژوئن1908)، اهالی تبریزبه دفاع ازمشروطیت برخاستند و با قوای دولتی درگیرشدند. هرچند که بظاهراین درگیری یک مبارزۀ نا برابربود، لیکن جوانان تبریزخوش درخشیدند وعلیرغم محاصرۀ شهرازطرف باسمنج و مرند و اهروقراملک و مراغه، ازورود قوای شاه بداخل شهر جلوگیری کردند. دررابطه با همین واقعه بود که دربهارسال     1909 ⁄ 1288 در شهرتفلیس، نشستی با حضورپنجاه نفرازمجاهدین درخانه ای برگزارشد ودرآن جلسه، کمیتۀ جدیدی ازمبارزان مسلمان آن شهرتشکیل گردید. این کمیته تصمیم گرفت داوطلبا نی را برای مبارزه با شاه… به ایران اعزام کند[3]. بدین ترتیب گروهی متشکل آزادیخواهان مهاجرایرانی و ایرانیان ساکن قفقازوآزادی خواهان اهل قفقاز، بکمک اهالی تبریزشتافتند. اغلب اینان، ازتجربۀ مبارزاتی چند سال گذشته درکشورروسیه اندوخته های فراوانی داشتند. تعدادی ازآنان ازتکنیک تفنگ سازی و تهیّۀ فشنگ آگاه بودند، برخی دیگر با همیاری همرزمان قفقازی، اسلحه وارد تبریزمی کردند و تعداد دیگری نیزازتکنیک بمب سازی آگاه بودند . کسروی نیز«احتمالآ» دررابطه با همین کمیته است که می نویسد:

«…کمیته نوشته ای بیرون داد که ازکارگران ودیگران، یکد سته ازآنانی که سپاهیگری کرده اند، و جنگ آزموده می باشند، وهمچنین ازکسانیکه ازافزارسازی و بمب سازی آگاهی دارند، با تفنگ و فشنگ و دیگرافزارها، بیاری تبریزفرستاده شوند.»[4]

وی آنگاه می افزاید که کمیتۀ فوق حدود صد نفرازمجاهد ین را جهت مبارزه با قوای شاه به شهر تبریزاعزام داشته است. یکی ازمجاهدان تبریزی که خود درجنگهای تبریزشرکت داشته است ازتعدادی ازاین مجاهدان قفقازی که درگیرجنگ های تبریز بودند – و بویژه دربمب اندازی به سنگرهای دشمن مهارت داشته اند– نام برده است[5].

ناگفته نگذاریم که مجاهدین ایرانی ساکن قفقازو نیزمبارزان غیرایرانی قفقازی،علاوه برتبریز، بکمک مجاهدین گیلانی نیزشتافتند ودرفتح تهران و بیرون راندن محمد علیشاه سهم داشتند. به تمام دلایل مذکور، مناطق جداشدۀ ماوراء قفقاز، سهم عمده ای درنهضت ترقیخواهی کشورما داشت.

2- شکست درجنگ های ایران وروس وتوسعۀ ترقیخواهی در ایران.

جنگهای ایران وروس وشکستهای افتضاح بارناشی ازآن، فرمانروایان کشورما را با یک سردرگمی عجیبی مواجه کرد! آنان باورنمی کردند که تا این اندازه ازقافلۀ پیشرفت های جهانی که دنیای غرب پرچمدارش بود، بدورمانده اند. پنج سال پیش ازاین جنگها (1177/1797)، آقا محمد خان قاجاربه گرجستان حمله کرده بود ودرحوالی شهرشوشا نیروهای روسیه را – که حامی آن کشور بود ند– عقب رانده و پیروزشده بود. اینک علیرغم   ضعف قابل توجهی که نظامیان روسیه درنتیجۀ درگیری طولانی با قوای ناپلئون داشتند،[6] آن ارتش خسته، مدام درحال پیشروی بداخل خاک ایران بود. روشن است که فرماندهان نیروهای ایرانی، بیش ازدیگران طعم تلخ شکست را می چشید ند و بفکرچاره بودند و فرما ند ۀ کل قوای جنگ نیزعباس میرزا فرزند فتحعلیشاه بود.

عباس میرزا و ترقیخواهی

عباس میرزا فرزند وولیعهد فتحعلیشاه ، فرماندهی کل قوای جنگ را به عهده داشت. نبرد درمرزهای آذربایجان درجریان بود ومرکزستاد جنگ عباس میرزا نیزدرشهرتبریزبود. بنا براین اوبیشترازهرکس دیگری ازشکست های جنگ زیرفشارقرارداشت. خوشبختانه افرادی که دراین جنگ، عباس میرزا را همراهی میکرد ند، همگی ترقیخواه و اصلاح طلب بودند . دونفرسرپرستی این گروه را بعهده داشتند که درعین حال وزیر ومشاورولیعهد نیزبودند. این دو تن ازمترقی ترین رجال شناخته شدۀ آن روزکشوربشمارمی رفتند. یکی ازآنان میرزا عیسی1 قائم مقام فراهانی ملقب به میرزا بزرگ بود. (وفات1210/1831) و د یگری فرزند وی میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی بود. (مقتول1224/1845). این گروه پیشرواصلی اصلاخ طلبی درتاریخ معاصرایران بشمارمیرود و یکی ازعوامل مهم شروع اصلاحات نیزهمین جنگها بود. ستاد فوق که فشارجنگ را همزمان با وضع نا گوارمملکت، برگُرده اش احساس میکرد، بهر وسیله ای متوسل می شد تا جلوی پیشرفت دشمن را بگیرد و تنها راه آن، آموزش ارتش، جهت دستیابی به فنون نظامی جدید همراه با تهیۀ وسائل مدرن نظامی بود. لیکن تردید شاه ومخالفت ملایان با هرگونه نو گرائی به سبک غرب، آنان را ازدستیابی به یک راه چاره جلو گیری می کرد. با اینهمه ازدست رفتن سریع و مداوم سرزمین های ما ورای قفقاز، موجب گردید که هم شاه وهم ملایان با پیشنهاد های اصلاح طلبانۀ سران جنگ همراه گردند. شکست کشورایران دراین جنگها ازروسیه ، بدون شک شکست سنت بود از تجدد، شکست نادانی بود ازآگاهی ، شکست دین سالاری وخرافات بود ازمردم سالاری وعلم ودانش. و بالاخره شکست شرق بود ازغرب.

اولین قدمی که سران جنگ، جهت چاره اندیشی به این شکستها برداشتند، این بود که به سراغ رهبرنیرومند ترین ارتش آنروزدنیا (ناپلئون ) رفتند وازاو کمک خواستند. ناپلئون دراردوگاه نظامی فینکن اشتاین – Finkenstein – واقع درخاک لهستان، مشغول جنگ با پروس بود. قرارداد ی به همان نام با وی بستند. (25اردیبهشت1186/4مه1807) برطبق این قرارداد ناپلئون تقبل کرد که گروهی ازکارشناسان نظامی ارتش خویش را جهت آموزش نظامیان ایرانی به ایران بفرستد. هیئت مأموران فرانسوی به فرماندهی ژنرال گاردان معروف ، (که درجمع پنجاه و سه نفر بودند ) دریازده نوامبر به تبریزرسیدند. « ژنرال فابویه» یکی ازهمراهان این هیئت در خاطراتش می نویسد:

«…عباس میرزای نایب السلطنه ولیعهد ایران وحکمران آدربایجان پذ یرائی شاها نه ازایشان کرده و«سروان لامی» و چند تن دیگرازافسران فرانسوی را برای تعلیم سربازان خود نزد خویش نگاه داشته است و دیگران به سوی تهران راهی شده اند»[7].  

روشن است که ورود نمایند گان یکی ازمترقی ترین کشورهای آنروزی، ازچند جهت موجب پیشرفت وترقیخواهی درکشورما می گردید: اولأ آمیزش آنان با نظامیان، سبب می شد که رفتار، کردارواندیشه های جدید غربی دربین گروهی ازکسانیکه با آنان در ارتباط مستقیم بودند، پراکنده گردد وآنان نیزبه نوبت خود این اندیشه ها را دربین    خانواذه ها ودوستان و آشنایانشان پخش میکردند. ثانیآ تأسیس کارخانه ها ی جدید اسلحه سازی وتولید جنگ افزارهای مدرن نیزنیازبه آگاهی ازفرهنگ پیشرفتۀ غربی داشت. علاوه برآن؛ آموزش و طرزاستفاده ازآن جنگ افزارها، خود موجب آگاهی بیشتردرمورد فرهنگ غرب بود. همچنین برقراری نظم ویژۀ ارتش های پیشرفتۀ غربی دربین نظامیان کشورمان ونیزتهیۀ لباس یکدست – به سبک اونیفورم ارتش فرانسه– باعث پیشرفت آگاهی آنان ازروش نظا م غرب می گردید .«تانکوانی» یکی از همراهان این هیئت نیز در خاطراتش می نویسد:

«…در این موقع عباس میرزا نا یب السلطنه نزدیک دوهزاروپانصد سربازداشته که به نظام فرانسه تربیت شده بودند و فرماندهانشان افسران ایرانی بودند …. تفنگ ها وفشنگ ها یشان را ازروی نمونه هائی که ازفرانسه آورده بو دند،درتبریز ساخته بودند»[8].

   همچنین یک مدرسۀ مهندسی نظامی به همراه یک کارخانۀ ریخته گری تفنگ و توپ بوسیلۀ هیئت فرانسوی تآسیس شده بود که سربازان را جهت ساختن توپ و تفنگ تربیت می کرد. ونیزترجمۀ رساله هائی درمورد تاکتیک های نظامی ونظریه های    سنگر بندی ونقشۀ جغرافیای آدربایجان تهیه شده بود[9].   دو ماهی بیشتر طول نکشید که ناپلئون بد نبال بستن قرارداد دوستانه ای بنام «تیلسیت» Tilsit– – با کشورروسیه (2ژوئیه 1807) ، حمایت اش را ازایران برید[10] وچند ماهی بعد هیئت فرانسوی ایران را ترک کرد . عباس میرزا چاره ای نداشت بجزاینکه دست به دامن انگلستان دراز کند و ازاو جهت تقویت ارتش ایران کمک بخواهد. سه سال بعد (1810)، یک دسته ازافسران انگلیسی جهت آموزش نظا میان ایران وارد کشور شد[11]. علاوه برآن، عباس میرزا تعدادی ازافسران انگلیسی، لهستانی ودویست نفرافسرروسی رادرارتش ایران استخدام کرده بود. بدین ترتیب تبریزولیعهد نشین، پرچمدارترقیخواهی ایران بشمارمیرفت. کارخانه های توپ ریزی، تفنگ سازی، باروت سازی فشنگ سازی بنیاد گرفته بود. آبله کوبی نیز نخستین بار بوسیلۀ عباس میرزا درسال 1813 در تبریز انجام گرفت.

 

[1] – خسرو شاکزی همان ص175

[2] – همان ص 183

[3] – همان بالا

[4] – احمد کسروی تاریخ مشروطۀ ایران ص 727

[5] – کریم طاهرزادۀ بهزاد قیام آدربایجان انقلاب مشروطیت ایران ص 438

[6] – شروع جنگ های روسیه با قوای ناپلئون، درتاریخ 24 ژوئن 1812 بود. دراین جنگ ها شهرمسکو در13سپتامبر1812بوسیلۀ قوای ناپائون (ویا بقولی بوسیلۀ ارتش روسیه) به آتش کشیده شد.

[7] — سعید نفیسی ، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران   ج1 ص207

[8] – همان بالا ص223-

[9] – مونیکا ام رینگرز آموزش دین وگفتمان اصلاح فرهنگی در دوران قاجار ترجمۀ مهدی حقیقت خواه ،ص 33

[10]– نفیسی همان،ص166

[11] 5- سرپرسی سایکس تاریخ ایران ج2 ص 446

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)