حنیف حیدرنژاد – دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با انتشار بیانیه‌ای در روز ۸ آوریل ۲۰۱۹ برابر با ۱۹ فروردین ۱۳۹۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر اساس بخش ۲۱۹ قانون مهاجرت و تابعیت این کشور به عنوان «یک سازمان تروریست خارجی» اعلام نمود.

از جمله دلایل آورده شده در این بیانیه عبارتست  از اینکه [حکومت] ایران کشوری حامی‌تروریسم است و سپاه پاسداران به شکلی فعالانه در زمینه تروریسم به عنوان ابزاری برای حکومت‌داری مشارکت داشته، تأمین مالی آن را انجام می‌دهد و آن را ترویج می‌نماید. سپاه پاسداران ابزار اصلی هدایت و پیاده‌سازی اقدامات تروریستی آن در سطح جهان است.

در این بیانیه همچنین اشاره شده است که از طریق قرار گرفتن سپاه در لیست تروریستی، دسترسی این نیرو به منابع مالی‌اش محدود می‌شود و به دلیل اینکه سپاه قدرت اصلی در ایران است که اقتصاد کشور را در اختیار دارد، محدودیت عقد قرارداد با سپاه از سوی شرکت‌های خارجی موقعیت اقتصادی کل رژیم حاکم را هم ضعیف‌تر می‌کند. امید ترامپ این است که همه اینها منجر به آن شود که سپاه «رفتار بدخواهانه و غیرقانونی خود را کنار بگذارد.»

بدین ترتیب این بیانیه دلیل اصلی تصمیم اتخاذ شده را «فعالیت‌های تروریستی» سپاه اعلام کرده است. امری که کاملا روشن است و در دهه‌های اخیر نیز به اندازه کافی در مورد آن اسناد و مدارک انتشار داده شده است. اقدامی‌ بجا ولی با تاخیری ۴۰ ساله!

آنچه در بیانیه رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به آن اشاره نشده است نقش سپاه در نقض سیستماتیک حقوق بشر، سرکوب مردم ایران و نقش این دستگاه سرکوبگر در حفظ نظام جمهوری اسلامی است.

به باور نگارنده رئیس جمهور آمریکا شخصیتی باورمند به حقوق بشر نبوده و شخصیت و مواضع سیاسی آن در همین چند سال اخیر نشان می‌دهد که افکار او دست راستی، نژادپرستانه و ضد زن است و وی به بسیاری از ارزش‌های دمکراتیک از جمله آزادی رسانه‌ها و اصول انسانگرایانه پایبندی ندارد. بر این اساس قابل فهم است که رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در این بیانیه اشاره‌ای به نقش سپاه در نقض حقوق بشر در ایران نداشته و در درجه اول منافع ملی کشور خودش را در نظر داشته باشد. اما، هدفِ دولت ایالات متحده آمریکا از تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران هر چه باشد، این اقدام به نفع حقوق بشر و به نفع مردم ایران خواهد بود، زیرا:

دشمن اصلی مردم ایران نظام جمهوری اسلامی است، سپاه پاسداران بازوی اصلی این رژیم در دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام و کشتار مردم ایران است. نهادهای وابسته به سپاه و فرماندهان آن که در عرصه های مختلف اقتصاد و مدیریت کشور حاکم هستند، عاملین اصلی نابودی سرمایه های ملی و محیط زیست و منابع طبیعی ایران می باشند. بنابر این هر تصمیمی‌که سپاه را به لحاظ مالی و لجستیک تضعیف کند، دست این نیرو را در سرکوب مردم ایران بسته‌تر خواهد کرد. بسته شدنِ دست سپاه در سرکوب، به تدریج باعث تقویت و گسترش حرکت‌های اعتراضی مردم می‌شود. تضعیف سپاه پاسداران و محدود شدن توان این نیرو در سرکوب مردم، عمر حکومت جمهوری اسلامی را کوتاه‌تر خواهد کرد. هر یک روز زودتر تمام شدن عمر این نظام، پایانی است بر ادامه نقض حقوق بشر در ایران. علاوه بر این، اقدامات تروریستی سپاه و اقدامات مداخلانه‌جویانه جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه و در سراسر جهان باعث درد و رنج و مرگ و آواراگی میلیون‌ها انسان در جهان شده است، بنابراین با نگاهی از دریچه‌ای بزرگتر می‌توان نتیجه گرفت که محدود شدن سپاه و پایان هرچه زودتر عمر این نظام، دستاورد بزرگی در تامین صلح و آرامش و امنیت برای مردم منطقه و جهان خواهد بود.

سیل اخیر در کشور که هنوز ادامه دارد بی‌لیاقتی و سوء مدیریت نهادهای مختلف که رؤسای آن اغلب از سپاه می‌باشند را به خوبی نشان می‌دهد. همچنین می‌توان نقش سپاه پاسداران که امروز بر تمام نهادهای حکومتی در ایران چنگ انداخته را در لابلای گزارش «کارنامه ۴۰ ساله جمهوری اسلامی به زبان آمار و ارقام: نابودی انسان، تخریب اجتماعی، مرگ سرزمینی، جنگ و تروریسم» مشاهده کرد.

تغییر رژیم در ایران کار و وظیفه مردم ایران است، هر اقدام خارجی در جهت تضعیف سپاه پاسداران و دیگر نهادهای حکومتی اما، (جدا از انگیزه طرف‌های خارجی) اقدامی‌ است به نفع حقوق بشر و می‌تواند به مبارزه مردم ایران برای رسیدن زودتر به دمکراسی کمک کرده و جای خوشحالی دارد. به امید آنکه اتحادیه اروپا نیز در این اقدام به ایالات متحد آمریکا بپیوندد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)