پس از انقلاب اکتبر 1917 روسیه و کسب قدرت توسط بلشویکها، روسای حزب تا 72 روز منتظر سرنگونی بودند ، چرا که تجربه کمون پاریس توانسته بود تنها برای 72 روز دوام داشته باشد. در ابتدای پیروزی انقلاب 57  نگرانی از سرنگونی بین سران انقلاب  موج می زد. بطوریکه توهم توطئه از هر طرف بیان می شد، حتی حضور نصیری در تلویزیون به این شایعه دامن زد که در جریان مصاحبه تلویزیونی به مامورانش با اشاره دستور کودتا داده است. شاید بخشی از اعدامهای ابتدای انقلاب و چاپ عکس جنازه اعدام شدگان در روزنامه ها به همین منظور بود. تا امید کودتاچیان احتمالی ناامید شود. توهم توطئه سرنگونی با گذشت 72 روز پایان پیدا نکرد و تحت عناوین مختلف تا فوت اقای خمینی ، حتی پس از ان ادامه پیدا کرد. ادامه اشغال سفارت آمریکا ، علیرغم دستور تخلیه اولیه، دستگیری گسترده افراد گروه ها و اعدام فله ای آنها، اعدام زندانیانی که دوره محکومیت خود را می گذراندند، و ترور مخالفین در خارج و داخل کشور، از جمله مواردی است که نه از موضع پایدار بودن حکومت، بلکه از منظر عدم تثبیت و تحکیم در چهل سال زمامداری جمهوری اسلامی است  سئوالی که در ذهن اکثر ایرانیان می گذرد اینستکه با توجه به نکات یاد شده و شرایط بسیار دیگر” راز تداوم و ماندگاری جمهوری اسلامی”در مدت چهل سال گذشته چه بوده است.

اپوزیسیون جمهوری اسلامی در مدت 40 سال پس از انقلاب 1357 نتوانسته ارزیابی جامعی از نقاط ضعف، نقاط قدرت، فرصتها و تهدیدهای حکومت جدید تهیه و ارائه کند عدم وجود اطلاعات موصوف، موجب شده تا مخالفان نتوانند استراتژی مشخص با اهداف  سالیانه و بلند مدت تدوین و بعنوان دستورکار خود منظور کند.دلایل اصلی نرسیدن به استراتژی مشخص، عدم شناخت درست از انقلاب 57 و بخصوص موجبات هژمونی روحانیت در جریان انقلاب است.

در یک چکیده گوئی، مردم در جریان انقلاب به روحانیت بعنوان یک کاست اعتماد کرده و سرنوشت خود را بدست آنها سپردند و به قشر تحصیل کردگان دانشگاهی تنها به کسانی روی خوش نشان دادند که مورد تائید روحانیت انقلابی بودند. ما بعنوان تحصیل کردگان دانشگاهی برای شروع هر ارزیابی از نقاط ضعف خودمان، لازمست دلایل عدم استقبال مردم از پیشگامی تحصیل کردگان دانشگاهی را بشناسیم.

در دوره انقلاب از نیمه دوم سال 56 تا پیروزی انقلاب در بهمن 57، موتور محرکه روحانیت در بسیج مردم، روحانیون جوان و رده پائین در سلسله مراتب روحانیت بودند و روحانیون نسل قبل و بخصوص مراجع تقلید، از مشارکت در انقلاب ابا داشتند و بیشتر خواستار اصلاحاتی در بعضی از رفتارهای حکومت بودند، و این فشار جوانان پرشور انقلابی بود که با استفاده از پایگاه های مساجد به سازماندهی مردم می پرداختند.

جالب است که بعد از پیروزی انقلاب و در دوره تاسیس و تشکیل جمهوری اسلامی اصلی ترین مخالفین ساختار و قانون اساسی جمهوری اسلامی روحانیت پر قدرت حوزه های علمیه بخصوص قم بودند.از نام جکومت، حق رای مساوی به آحاد مردم، و بالاخص حق رای به زنان، تشکیل مجلس شورا ، و حتی درج ولایت فقیه در قانون اساسی بودند. کاست روحانیت حاکم در ابتدای پیروزی  انقلاب فاقد اعتماد به نفس لازم برای گنجاندن خواسته های خود در قوانین در حال تدوین و وضعیت اجرای قوانین شرع در جامعه بود، این حمایت قاطبه مردم از روحانیت بود که به آن جسارت داد تا قدرت و نفوذ خود را در تاسیس جمهوری اسلامی گسترش دهد.

موضوع دیگر، نحوه تغییر حکومت در کشور است، آنچه مردم می خواهند جایگزینی یک حکومت بجای جمهوری اسلامی با کمترین هزینه و خشونت است مردم می دانند روشهای سرنگونی با استفاده از زور مدت زیادی آنها را درگیر سختی معاش کرده و همچنین می تواند تمامیت ارضی کشور را بخطر انداخته و موجب تجزیه آن شود. نسل موجود حاضر نیست تغییر حکومت را تحت هر شرایط و وضعیتی انجام دهد و بخصوص از انقلاب منزجر است.

در این ارتباط راه حلهائی که از طرف اپوزیسیون ارائه می شود از چیزی شبیه طنز تا کودتای نظامی هست. متاسفانه مخالفین نتوانسته اند استراتژی مشخصی با گامهای معین ارائه کنند بطوریکه برای مردم مسیری که باید طی شود و هزینه هائی که باید پرداخت کنند روشن باشد.

نکته بعدی، عدم شفافیت اپوزیسیون در ترسیم چشم انداز آینده و مشخصات حکومت پس از جمهوری اسلامی است. اگر به توضیحات گروه های مختلف اپوزیسیون برای حکومت جایگزین توجه شود، تاکید بر دمکراسی، آزادی، و حقوق برابر مردم از تمامی اقوام و گروه های اجتماعی است. پرسش مردم از مخالفین جمهوری اسلامی اینستکه، در دوره انقلاب سال 57 هم همین وعده ها به مردم داده شد ولی آنچه خروجی حکومت بوده است، زور، ظلم، فساد مالی، فساد اداری، و وضعیت بد اقتصادی عموم مردم است. ضمنا باید توجه داشت دمکراسی و آزادی خواست قشر متوسط جامعه است، آنچه مردم به دنبال آن هستند، شرایطی است که بتوانند کار پیدا کنند و درآمدی کسب کنند که با آن بتوانند یک زندگی آبرومند برای خود و خانواده شان تامین کنند. حداکثر خواسته مردم عادی سخن از نوعی عدالت مالی و اجتماعی است که در صورت تامین مالی خودشان به عدالت اهمیت چندانی نمی دهند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)