گزارشگر: محمدرجاء
ادیتور: منیرمهربان
دایکندی
انستیتوت : گزارش دهی جنگ صلح

یک مرد 71ساله که با قد پخش وشانه های افتاده برای خریداری شکر، گوگرد وشیرینی به بازار نیلی مرکز ولایت دایکندی آمده بود درجریان یک مصاحبه به گزارشگر گفت که سال گذشته تنها سه زن درقریه آنهاباخوردن مرگ موش اقدام به خودکشی نموده بودند ؛اما یکی ازآنها دفن خاک شد و دوی دیگرزنده باقی ماندند.
این مرد که خود را در مصاحبه با گزارشگر جنگ وصلح غلام رسول متنفذقوم ازقریه خلبرگ مربوط ولسوالی سنگ تخت بندر معرفی نمود گفت که قریه آنها 150کیلومتردورترازبازار نیلی ( مرکزدایکندی ) واقع است و او چهارساعت راه را درداخل یک موتر کاماز گذشتانده تاآنکه ازخلبرگ به بازارنیلی رسیده است .
غلام رسول که ازخودکشی زنان قریه به گزارشگر جزییات میداد دربخش ازسخنانش گفت که همه ساله تعداد از زنان ودختران درقریه آنها اقدام به خودکشی میکنند ؛ البته ازمیان این رقم برخی میمیرند وشماری هم برای دوباره زنده ماندن شانس می آورند ؛ اما او اضافه کردکه این خبرها قطعا به گوش حکومت نمیرسد ؛ چرا که به دلیل بعدمسافت مسوولان حکومت با500 خانواده ی که درین قریه ساکن اند هیچ گونه رابطه ی مستقیم ندارند.
بااین حال آنهائیکه می خواهند به خلبرگ بروند یاازخلبرگ به نیلی برگردند، مجبوراند ده تا دوازده ساعت راه را بالای الاغ و یاقاطرمنزل بزنند که این کار طاقت فرسا است .
غلام رسول که دربازارنیلی کنار دیوار گلی یک دوکان بقالی دربرابرنور آفتاب تکیه داده بود و آهسته وآرام صحبت میکرد گفت که زنی که فوت کرد دختررووف کربلایی بود و شوهرش که پناهی نام داشت یکسال می شد که عروسی دوم نموده بود .
” هیچ روزی نبود که این عمباق ها باهم درحویلی جنگ نکنند ازهمین خاطردخترکربلایی مرگ موش خورد… .”
غلام رسول که برای گزارشگر داستان خودکشی دخترکربلایی را شرح میداد گفت که پناهی بازن دوم اش که حالا 18 سال دارد زیاد محبت میکرد وشاید ازهمین خاطرپناهی صلاحیت دسترخوان وخرچ خانه را به زن دومش سپرده است ، غلام رسول گفت که او از زبان زنان قریه این را هم شنیده که این موضوع برای دخترکربلایی غیرقابل تحمل بود ؛ تاآن شد که یکی از روزها عمباق ها باهم به خشونت پرداختند وازآن بعد دیگرصدای دخترکربلایی به گوش زنان قریه نرسید.
متنفذقریه خلبرگ آخرین حکایت از داستان خودکشی دخترکربلایی را از زبان زنان قریه اینگونه قصه کرد: ” چندساعت بعدازآنکه عمباق ها باهم به خشونت پرداختند ،اتفاقا زینب زنی که درهمسایگی خانه پناهی زندگی داشت داخل حویلی پناهی گردید و دخترکربلایی را صدازد ؛ اما خانم دوم پناهی به زینب گفت که ازچندین ساعت است که دخترکربلایی به اتاق اش رفته وخاموش است .
زن همسایه مکرراً در اتاق دخترکربلایی را دق الباب میکند ؛ لیکن ازدرون اتاق هیچ کدام پاسخی نمیگیرد ؛ آن گاه او از عقب پنجره اتاق به داخل نگاه میکند ، زن همسایه متوجه می شود که دخترکربلایی روی اتاق به گونه غیرمعمول دراز کشیده وکنارسرش یک گیلاس قرارداشت که دربین آن مواد سیاه مانند ریخته شده بود .
زن همسایه زمانی هیجانی زده شد که کنارگیلاس پاکت سفید رنگی را دید که عقب آن عکس موش چاپ شده بود ؛ لادرنگ زن همسایه ازعقب پنجره اتاق چیغ زد وگفت ” دخترکربلایی مرگ موش خورده” ؛ البته زمانی که همسایه ها ازچهارطرف به داخل حویلی پناهی جمع شدند نوحه سردادند ومیگیریستند ؛ درهمین موقع یکی ازهمسایه های مرد به به آواز بلند به دیگران صدا زد : ” برین قبربکنین ودرمسجدقریه اعلان کنین که زن پناهی فوت نموده .”

نتایج یک تحقیق که ازسوی انستیتوت گزارشدهی جنگ وصلح انجام یافته گواه اینست که سالانه دست کم 200 زن ودختر در9 ولسوالی ولایت دایکندی اقدام به خودکشی میکنند. اسناد ومدارک بدست آمده نشان میدهد که عوامل بارز این خودکشی ها بیشتر پیوند به رشته خشونت های فامیلی وازدواج های اجباری درمحل دارد .
این موضوع تاکنون ازسوی هیچ نهاد حکومتی وغیرحکومت که در راستای حمایت از حقوق زنان درافغانستان فعالیت دارند مورد کنکاش وبررسی قرارنگرفته است .
گزارشگرجنگ وصلح درجریان تحقیق چهارماهه ی خویش توانسته بابیش ازیکصدتن ازاهالی قریه های مربوط به نیلی که شامل 60مرد و40 زن میگردد مصاحبه های رودر رو انجام دهد ؛ همینگونه گزارشگراز30 قریه دراطراف نیلی دیدن کرده و بیشترین اسناد ومدارک درپیوند به موضوع را ازدرون همین قریه هابدست آورده است .
بارزترین قریه های نیلی که گزارشگرباساکنان آن گفتگوانجام داده وصداهای باشنده ها را باخود حفظ دارد عبارت می باشد از : غرغره ، آهنگران ، میش علیا ، سرمه سنگ ، فتح محمد، خوالک ، کهنه ده ، خوست سنگموم، گندنه یک، سرخ بیدک ، عمرشه ، خرجل ، پای نیلی ، سرخ ناور، جرف ، هیجدی ، پای کوتل ، جوزار و سفید درخت .
علاوتا گزارشگر یک ماه تحقیق اش را درقریه های؛ چون : زوجوک ، سیاه ناور، میانگی قول ، برلان ، ناوه ، گاوشاخ، پای قول ، چهاراسپان، ازمک، شینیه و حیدربیگ مربوط ولسوالی شهرستان سپری کرده است.
رویهمرفته وی ازدو قریه درولسوالی خدیر ؛ چون : پیتاب وکورگه نیز دیدن نموده وبشکل خانه به خانه با مردان وزنان مصاحبه انجام داده است .
قابل یاددهانیست که رفتن به روستاهای کوهی افغانستان ؛ چون قریه های سنتی وبومی دایکندی وگفتگو با مردم محل درپیوند به عوامل خودکشی زنان قریه ؛ هکذا شناسایی آن عده زنان ودخترانی که اقدام به خودکشی کرده اند ؛ کارساده ی نیست وجرئت بزرگ میطلبد.

حقیقتا گزارشگرهنگام روبروشدن باشماری از مردان درچندین قریه ؛ آن هم بعدازمطرح ساختن این سوال ازعقب دروازه حویلی که ” نام خانم تان چیست؟ ” نه تنها اینکه باچالش وتهدید مواجه شده ؛ بل برخی حتا فقط به خاطر علنی نشدن جنجال های فامیلی آنها ازسوی رسانه ها، طرح کشتن گزارشگر را نیز درنظر گرفته بودند ؛ مگرگزارشگرازنشراین قضیه ها درمتن گزار ش ابا ورزیده است.

گزارشگردرعمرتحقیق اش در این قریه ها علی الرغم چالش ها و دشواری ها؛ قادرشده تابا17 تن اززنانی که طی 16ماه گذشته به کمک مرگ موش و ادویه ضدحشرات( شفته) اقدام به خودکشی نموده بودند و پس ازاین اقدام زنده مانده اند، مصاحبه های مستقیم انجام دهد که کلیه اعترافات این زن ها یکجا با صداهای آنها نزد گزارشگرمحفوظ می باشد.
البته آن عده زنانی که پس ازاقدام به خودکشی جان باخته اند ، گزارشگرپس ازشناسایی آنها ودریافت اعترافات ازوابستگان شان ازقبورآنها عکسبرداری نیز کرده است .
نکته بااهمیت این تحقیق بی خبربودن مقامات ریاست صحت عامه، امورزنان ودفترساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان از رقم تلفات زنانی است که آنها طی یکسال پس از اقدام به خودکشی جان باخته اند.
این موضوع به وضوح نشان میدهد که حاکمیت قانون دردایکندی وجود ندارد وازهمین باعث است که مردم موقع مواجه شدن به مشکلات به جای مراجعه به قانون ، تن به خودکشی میدهند.
این نهاد ها موضوع اقدام به خودکشی زنان ودختران را دردایکندی رد نمیکنند ؛ لیکن مراجعه زنان ودختران به منظور دادخواهی به این دفاتر را بسیار کمرنگ می خوانند ؛ این درحالیست که حضورنهاد های که در راستای حمایت ازحقوق زنان کارمیکنند درولایت دایکندی حتا به تعداد انگشتان دست هم نیست وبه جز ریاست امور زنان ودفترساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان دیگرهیچ نهادی فعالیت ندارد .
حلیمه بشردوست مسوول بخش حمایت وانکشاف حقوق زنان در دفترساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان دردایکندی به گزارشگرجنگ وصلح گفت که آنها فقط چهارقضیه اقدام به خودکشی زنان را باخود ثبت دارند که مربوط سال 2011میگردد وبه گفته ی او اتفاقا این چهارزن پس ازاقدام به خودکشی نجات یافته اند .
خانم بشردوست گفت که این چهار زن موقع اقدام به خودکشی ازمرگ موش کمک گرفته بودند وتحقیقات آنها نشان داد که عامل اصلی درپیوند به اقدام فقط نارضایتی خانم ها ازشوهران شان درمنزل وجنجال های خانوادگی بوده است .
خانم بشردوست این را هم توضیح داد که ازدواج های اجبار ی نیز درکنار نارضایتی زنان ازبرخورد شوهران شان باآنها؛ یکی دیگر ازعوامل تلقی می شود که درعقب قضیه های اقدام به خودکشی زنان دردایکندی فوق العاده اثردارد .
زمانی که ازخانم حلیمه سوال شدکه چرا دفترآنها رقم وارزیابی دقیق از خودکشی های زنان ودختران درسطح 9 ولسوالی دایکندی ندارد ؛ اوگفت که آنها درپیوند به این پرسش سه مورد برا ی پیشکش دارند : نخست اینکه مراجعه زنان ودختران به این دفتربه مقصد شکایت ازشوهران شان نهایت محدود است ؛ ثانیا میان ادارات دولتی دردایکندی هیچ هم آهنگی خوب وجود ندارد وثالثاهم اینکه دفترآنها به منظور کنکاش ودریافت رقم آن تعداد زنانی که اقدام به خودکشی زده اند به غیرازشفاخانه دولتی مقیم نیلی دیگر هیچ منبع باوری ندارند .

نقطه جالب دیگر این است که گزارشگرطی عمرتحقیق اش به منظورشریک ساختن موضوع وروشن شدن بیشترقضیه چهارمرتبه به ریاست امور زنان ولایت دایکندی مراجعه نموده ؛ مگر قادر به این نشده که باخانم هوی رضایی رئیس ویا هم یکی از معاونین این اداره مسقیما داخل صحبت شود .
گزارشگراز زمانی که به این ریاست مراجعه کرده شواهد ومدارک کافی نسبت به اثبات مراجعه اش به این اداره را نزد خود حفظ دارد ؛ حتا او صدای محافظان و صدای حسنی مسوول بخش اقتصاد وخانواده درین اداره را باخود دارد که برایش گفته است: ” رئیسه صاحب به دفترنیس وما اجازه نداریم که با شما مصاحبه کنیم. ”
گزارشگربااین همه تلاش بخرچ داده تا اگربتواند بایک تن ازکارمندان صاحب صلاحیت این اداره به مقصد گرفتن معلومات مصاحبه انجام دهد ؛ اما تلاش هایش به ناکامی گرائیده است .
باآنکه نهادهای دولتی موضوع اقدام به خودکشی زنان ودختران در دایکندی را به دلیل بیخبربودن آنها از این قضایا برای شان چالش نمیدانند ؛ اما شفاخانه نیلی که یگانه مرجع علاج وتداوی این زنان پس ازاقدام به خودکشی است تاحد درافشاء این موضوع ممد تحقیق واقع شده است .
داکترعلی اکبرقاسمی موظف درشفاخانه ولایتی نیلی به جنگ وصلح گفت که تنها درسال 2010 به تعداد 42مریض پس ازاقدام به خودکشی به این شفاخانه انتقال داده شده بودند که ازآن جمله 25 تن آن را زنان تشکیل میداد وهمه جان باخته اند.
قاسمی گفت که ازآنجاییکه وظیفه ی آنها علاج مریضان ،نه شناسایی عوامل این خودکشی هاست ؛ لیکن درجریان اقامت این قربانیان درشفاخانه آنها ازخلال تماس های نزدیک با زنان وخانواده های شان این را دریافته اند که عامل اساسی درامر اقدام به خودکشی این زنان بیشتر ازدواج های اجباری ، نارضایتی زن ها ازبرخورد نادرست شوهران وهم اقتصاد ضعیف خانواده ها می باشد .

گزارشگرکه چندین هفته را دردهلیزهای شفاخانه نیلی به مقصدشناسایی ومراجعه زنان ودختران پس ازاقدام به خودکشی درکنارپایوازان ومریضان گذشتانده او درین مدت با صحنه های عجیبی مقابل شده است .
تصادفا صبح یکی از روزها حینیکه او عقب دروازه شفاخانه نیلی رسیده بود می بیند که یک موترفلانکوچ به سرعت توقف میگیرد وازبین آن دومرد وسه زن درحالیکه یک مریض زنانه را که در درون کمپل بسته شده بود ازموترپائین میکنند و خودشان باعجله و وارخطایی داخل شفاخانه میگردند.
گزارشگردنبال مریض را تاداخل شفاخانه میگیرد ؛ اما نمیتواند خود را ازمریضی وی متیقن سازد ، پس ازگذشت نیم ساعت فضای دهلیز ازچیغ وفریاد زنان که با همین مریض آمده بودند می پیچد وگزارشگراز لابلای چیغ وگیریه این زنان درمی یابد که مریض شان دیگر زنده نیست .

وقتی گزارشگرخود را نزدیک عباس دریور فلانکوچ میرساند دریورکه مصروف پاک کاری شیشه های موترش بود دربرابرسوالات گزارشگراینگونه جزییات میدهد: ” این دخترک که فوت کرد نامش فاطمه بود و18سال داشت ، پدرومادرش درایران زندگی میکنند واو نزد کاکایش درقریه زوجوک شهرستان بسرمیبرد . البته تاجای که من خبرشدم خانم کاکایش تصمیم گرفته بود که فاطمه را بابرادرزاده اش نامزد بسازد ؛ مگرفاطمه رضایت نداشت وسرانجام دیروز خانم کاکایش جدی تصمیم داشت که تادو روز دیگر فاطمه را بابرادرزاده اش نامزد بسازد ؛ درنتیجه بین فاطمه وخانم کاکایش جنگ وخشونت درمیگیرد و فاطمه مجیورمیگردد تاازخانه کاکایش قهرکند وبه خانه همسایه شب را سپری کند . صبح وقت فاطمه بدون اینکه کسی خبرشود مقدار زیاد تریاک را ازالماری اتاق همسایه میگیرد وقورت میکند ، سپس چند گیلاس آب بالای آن میخورد وگپ به جای میکشد که او ازگپ زدن میماندو همسایه ها خبرمی شوند واورا به شفاخانه میرسانند .”

بی باوری باشنده های دایکندی نسبت به دولت وقانون سبب گردیده است تا آنها به مقصدحل مشکلات خانوادگی شان به دستگاه عدلی وقضایی ؛ بویژه پولیس مراجعه نداشته باشند.
اکبرمجاهد مدیرجنائی قوماندانی امینه ولایت دایکندی به گزارشگرجنگ وصلح گفت که نزد آنها هیچ قضیه اقدام به خودکشی ازسوی زنان دایکندی وجود ندارد . مجاهد علاوه کرد که آنها این را رد نمیکنند که دردایکندی قضایای اقدام به خودکشی ازسوی زنان وجو د ندارد ؛ مگرگفت که هیچ یک از زنان یا مردان به این منظور تاکنون به دستگاه پولیس مراجعه ویا شکایت نکرده است .
مجاهد این را هم گفت که آن عده زنانی که پس ازاقدام به خودکشی جان های شان را ازدست میدهند ، اصلا پولیس ازمرگ آنها آگاه نمگیردد؛ چرا که به گفته ی مجاهد مردم دایکندی تمام قضایای خانوادگی شان را بین شوراهای محلی وقومی حل وفصل میکنند.
ازمدیرجنائی قوماندانی امنیه دایکندی پرسیده شد که تنها درجریان سال 2010 به تعداد 42تن پس ازاقدام به خودکشی درشفاخانه نیلی جان باخته اند ، آیا چگونه ممکن است که پولیس ازاین قضایا اظهاربیخبری کند ؟ او درپاسخ به جنگ وصلح گفت : ” پولیس تابه حال ازاین مرده ها کدام اطلاعی ندارد واین برای ما مایه تعجب است .”
دقیقا نقش شوراهای محلی وقومی در روستاهای دایکندی در زمینه کتمان نگهداشتن قضایای اقدام به خودکشی نهایت برجسته است وازهمین جهت می باشد که قبل ازاقدام پولیس ، مردم خود این قضایا را همراه با قربانیان دفن خاک میکنند.
حاجی داوود کلان قریه سرمه سنگ دراطراف نیلی است که 71سال دارد . او تمامی قضایای مربوط به جنجال های خانوادگی را به سطح قریه درهمکاری با مردم محل به حل وفصل میگیرد ومردم قریه هم ازوی حمایت می کنند .
زمانی که گزارشگرنزد حاجی داوود مراجعه نمود او را یک شخص جدی یافت ؛ اما باوجود جدیت اش ازاو پرسید که چرا مردم قریه نسبت به قانون ودولت بی باوراند وچرا قضایای فامیلی را که حتا منجربه نقض قانون میگردد توسط شما به حل وفصل میگیرند؛ اوکه به آواز بلند صحبت میکرد گفت که او نمیتواند دراین مورد بارسانه ها صحبت کند .
حاجی داوود گفت : ” شما صحبت های مرا ازطریق رادیو ها نشرمیکنید واین صحبت ها امان مردم نزد من است وقتی مردم این صحبت ها را بشنوند آنها دیگر هیچ وقت به من مراجعه نمکنند.”
حالا که ازمرگ دخترکربلایی یکسال و واندی میگذرد پناهی شوهرش با زینب همان زندگی راسپری میکندکه قبلا بادخترکربلایی داشت . قبردخترکربلایی که دربالای یک تپه دفن است باران ها وبرف ها ی دوزمستان کاملابه یک ویرانه بدلش ساخته است ، مردمان قریه می گویند بعدازآنکه دخترکربلایی اینجا دفن شد تاحالا دیگر هیچ کسی ازدوستان و وابستگانش بخاطردعا نیامدنده اند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)