لزوم بازنگری در مسئله «جریان شناسی سیاسی»، و اهتمام به ابداعِ الگویِ «جریان شناسی ایدئولوژیکِ» اپوزیسیون

برای دستیابی به «مقبولیت مردمی»

با نزدیک شدن به عمر چهل ساله حکومت دینی در ایران، آنچه که بیش از هر مسئله ای لازم و ضروری می نماید بررسی عملکرد گروههای مخالف حکومت ایران بر اساسی ایدئولوژی و جهان پدیداری آنهاست.
این ضرورت از آن جهت لازم است که همه جریان های اپوزیسیون باید به جامعه مخاطب خود – اعم از مردم ایران و همه چهره ها، شخصیت ها و گروههای سیاسی مختلف – توضیح دهد که از کدام ایئولوژی پیروی می کنند. هرچند برای آگاهان و فعالان سیاسی که نسبت به رویدادهای جمهوری اسلامی در خارج از ایران حساس هستند این جریان شناسی ملموس تر از دیگران در نظرشان جلوه می کند.
 

آنچه نویسنده را واداشت تا این طرح بحث را در میان بگذارد اعلان تشکیل گروه تازه تاسیسی هستند که مانند دیگر گروههای اپوزیسیون با هدف براندازی جمهوری اسلامی پا به عرصه میدان سیاست نهاده اند. حساسیت نگارنده بیش از آنکه مبتنی بر عملکرد آنها در این چند ماهه باشد مبتنی بر انگاره های ایدئولوژی شان استوار است و تلاش می کند گروههای مختلف اپوزیسیون را از نگاه ایدئولوژی حاکم بر ذهنشان تحلیل و تفسیر کند.
اهتمام به ابداع الگویی برای« بررسی ایدئولوژیک جریانات مخالف حکومت ایران»، ضروری به نظر می رسد. زیرا هنوز جامعه ایران با آلترناتیو جمهوری اسلامی بیگانه است و شناخت مبهمی دارد و این امر می تواند به مقبولیت گروهها توسط مردم کمک شایانی نماید.
این الگو به بازیابی هویت ایدئولوژیک گروهها یاری خواهد کرد. زیرا تحلیل رفتاری کنش های سیاسی جریان مخالفان، بر اساس تحلیل ایئولوژیک آنان صورت می پذیرد و تحلیل سیاسی صرف، اثر چندانی در شناسایی این هویت ندارد.البته باید اذعان کرد که در میان مخالفان، مارکسیست ها هستند که از ایدئولوژی شفافی برخوردارند و در همه زمینه ها و موضوعات صاحب نظر هستند. قدرت تئوریک بالایی دارند. لیبرال ها نیز بیشتر از مارکسیست ها در زمینه خلق تئوری های علمی و سیاسی پیشتاز بوده اند و می توان به قطع گفت که ایدئولوژی غالب در جهان امروز، لیبرالیسم است. اما طیف پادشاهی خواه، از کدام ایدئولوژی پیروی می کند؟ جمهوری خواهان چه؟ ممکن است طیف های زیادی در یک مجموعه عقاید ایدئولوژیک با هم اشتراک نظر داشته باشند اما در مشرب سیاسی، هم سفره نباشند. «جریان شناسی ایدئولوژیک» بستر واقعی چینش گروههای سیاسی است و دوست و دشمن، رقیب و حریف را به خوبی می شناسد.
جریان شناسی ایدئولوژیک مبتنی بر دیدگاه آنان به «جهان هستی» است(انتالوژی)؛ و به خوبی روشن می کند که کدام گروه با کدام اعضاء، در کدام فضای سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی ایستاده، و افق دید آنها به کدام سمت و به چه وسعت است. اصول ایدئولوژی ثابت و متغیر آنها چیست.پس می توان محور جریان شناسی ایدئولوژیک را بر چند گونه تقسیم کرد: علمی، فلسفی، مذهبی.
از منظر علمی، اپوزیسیون باید این نسبت ها را مشخص کنند:
«نخست ماهیّت و قلمرو معرفت علمی. دوم قدرت روزافزون عمل و تصرّف در طبیعت که از تکنیک علمی نتیجه می شود. سوم تحوّلات اجتماعی و نهادهای سنّتی که لزوماً از وجود سازمانهای جدیدی که علم ایجاب می کند نتیجه خواهند شد.»[1]
از منظر فلسفی نیز، تفکر فلسفی، تکیه گاههای ایدئولوژی هستند. این تفکر، جهان را در کل خود مشخص میکند. در این سازه، اپوزیسیون باید نسبت این مسائل را مشخص کند:
الف. تعریف و تشریح  جهان هستی                ب: تعریف و تشریح انسان                ج : تعریف رابطه انسان با هستی
از نگاه مذهبی نیز، همه جریانات مخالف حکومت، حتی طیف اسلام گرای نواندیشی که تشکیل حکومت در عصر غیبت امام دوازدهم شیعیان را لازم و واجب نمی دانند، سکولار هستند و دخالت دین در امر اجتماع را بر نمی تابد. اما اپوزیسیون چه مسائلی در مذهب را باید پاسخ دهد:
الف. وسعت محدودیت های دینی برای دینداران جامعه     ب. نحوه دخالت دین در جامعه         ت. اثبات و نفی حضور دینداران در نهادهای حکومتی          ث. حل اشکال احتمالی تضاد قانون سکولار با محدودیت دینداران جامعه             ح. بررسی و تحلیل سکولاریسم ایرانی
حل این مسائل با ساختاره[2] «جریان شناسی سیاسی» امکان پذیر نیست؛ زیرا دارای نقص هایی است که امکان دیدن « کل»  را نمی دهد زیرا بیشتر جزء نگر (atomistic ) است نه کل نگر (holistic).  نگارنده از صاحبنظران می خواهد فرضیه امکان قرار دادن « فلسفه ذهن» ، به عنوان یک انگاره، در ساختاره جریان شناسی ایدئولوژیک را مورد بررسی قرار دهند. اثبات این فرضیه، شناخت همه ما را نسبت به ظاهر و باطن همه جریانات سیاسی به «شناختی مطلق» نزدیک می کند.فلسفه ذهن از این حیث می توان یاری گر باشد که ماهیت ذهن، رویدادهای ذهنی، کارکردهای ذهنی و خودآگاهی را بررسی فلسفی می‌کند. سرشت رابطه این امور با بدن فیزیکی؛ که به مسئله ذهن و بدن (نفس و بدن) معروف است نیز از مهم‌ترین مسائل فلسفه ذهن است[3]
باز شدن بحث ابداعِ الگویِ «جریان شناسی ایدئولوژیکِ» اپوزیسیون می تواند به بالغ شدن جریان مخالفان حکومت ایران که چشم به آینده دارند منتهی شود.جامعه ای که می خواهد تصور جایگزینی جمهوری اسلامی را در ذهنش بپروراند، این حق را دارد تا ظاهر و باطن حریفان را خوب بسنجند و آنگاه است که با انتخابی آگاهانه، مسئولیت آنان در قبال آینده را سنگین تر می کند.

رها جنیدی

 

[1] جهان بینی علمی، تألیف راسل، ترجمه ی حسن منصور/ص 76 و 77.
[2] ساختاره یا ریختار، معادل اصطلاح “فرمول” در انگلیسی است.
[3] Kim, J. (۱۹۹۵). in Honderich, Ted: Problems in the Philosophy of Mind. Oxford Companion to Philosophy. Oxford: Oxford University Press.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)