خبر مرگ زهرا نوید پور را که شنیدم سرم پائین افتاد. انگار می دانستم که عاقبت زنی چون او همین است مرگ. در جوانی و اوج زیبائی که دارد و به خود هم می بالید؛ اما اکنون در زیر خروارها خاک آرمیده است.
 مثل او کم نیستند و چون او زیاد هم نیستند. دلم لرزیده است از دنیایی که «زن بودن» دیگر نه جرم است نه گناه. زن بودن، «هیچ» است. یعنی اصلا وجود نداری. هستی، ولی نیستی. اگر بدنم «تاول زده» است همان بهتر که نباشم. تاول ها، تمام بدنم را پوشانده. هر کسی که می آید آن را می ترکاند و سوزش تمام وجودم را آتش می زند. اما خوب نمی شود و تاولی دیگر. مثل ققنوس، که هر بار که آتش میگیرد و می‌سوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد می‌شود. تاول هایم که آتش میگیرند، تاولی دیگر از خاکستر آن زاده می شود.

مصیبت های زنان امروز را باید روضه کرد. برایش گریست. بر سر و سینه کوفت.هروله کرد و بی قراری کرد. ایرانی و غیرایرانی ندارد. ریحانه، مگر افغانی نبود؟[1] ریحانه جباری[2] و حالا زهرا نوید پور. مهم نیست که ایرانی هستند یا نه. ولی مهم است که یک «زن» هستند. زنی تاول زده که ققنوس وار آتش میگیرند و آتش می زنند.
من هم یک زنم؛ تاول زده. دیروز ثریا[3] بودم ،ریحانه بودم،عاطفه[4] و اینک هم زهرا شدم. فردا معلوم نیست چه بنامندم. فاطمه، رضوانه، مهسا و افسانه و یا شاید..”رها”..
 هر لحظه ای آتش میگیرم . هر بار می سوزاندم و خاکم می کنند و دوباره از خاکسترم زاده می شوم. مثل ریحانه؛ که از خاکستر ثریا زاده شد و ریحانه هم. زهرا نیز از خاکستر ریحانه سر برآورد و فردا نیز یکی دیگر از پس زهرا بیرون می آید.
مرگی این چنین، حق نیست. زور است، تحمیل است و من در مقابلش می ایستم.این فرشته مرگ، نماینده خدا نیست که برای ستاندن جان فرشته های زمینی آمده است. اهریمن وجود کسانی است که «زن بودن» را وسیله عیش و نوش می دانند و به نام خدا تنش را…
دیگر بس است. باید برخاست. زن بودنمان را فریاد کرد. فریادی از اعماق تاریخ تا انتهای سرنوشت بشریت. برخاسته از عمق وجدان آدمی. من و تو ما بشویم. ریحانه و عاطفه و ثریا. زهرا و دیگران. یکی بشویم مثلِ …

خودت بگو!
  

_____________________________-

[1]  ریحانه یکی از دختران افغانستانی است که در یک مدرسه خودگردان مهاجران افعانستانی درس می‌خواند-خشونت بس

 
[2] ریحانه جباری ملایری دختر جوانی که در تیرماه سال ۱۳۸۶ و در سن ۱۹ سالگی به جرم قتل مرتضی عبدالعلی سربندی ۴۷ ساله، بازداشت و محاکمه شد. حکم اعدام وی به‌جرم قتل عمد در نهایت در ۳ آبان ۱۳۹۳ اجرا شد.ریحانه جباری اتهام قتل غیرعمد را پذیرفته و دلیل آن را نتیجه دفاع از خود در برابر تجاوز جنسی اعلام کرده بود.-ویکی پدیا
[3] ثریا منوچهری نام زنی است که در روستای کوهپایه ایران در سال ۱۳۳۰ شمسی (۱۹۵۱ میلادی) به دنیا آمد.بعد از ازدواج محمدرضا شاه و ملکه ثریا اسفندیاری بوده‌است، وی در پی یک نزاع خانوادگی در سال ۱۳۶۵ هجری شمسی (۱۹۸۶ میلادی) به زنا محکوم و سنگسار شد. –ویکی پدیا
[4] عاطفه رجبی سهاله که در ۱۶ سالگی به عنوان زنی ٢٢ ساله و عامل خدشه دار شدن عفت عمومی، توسط قاضی حاج رضایی (رئیس دادگستری نکا) به اعدام محکوم شد.-فضول محله

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)