صرف نظر ازاستثنائاتی که در برپایی سیستم مردم سالاری در ممالک اسلامی شاهدش هستیم، به طور معمول دیکتاتوری های خودکامه مذهبی با کمک نظامیان هر گونه جنبش های مردمی که خواهان برقراری عدالت اجتماعی- سیاسی هستند را دفع میکنند و با کشتار یا اختناق شکل گیری دموکراسی را به عقب می رانند که به طور موردی پاکستان می تواند در زمره چنین موقعیتی قرار داشته باشد.

در پاکستان نیروهای بنیادگرا نواحی خودمختار که طی سالیان به شکل کاملا پنهانی رابطه مستحکمی با فرماندهان و افسران ارتش بوجود آورده و حامیان خارج نشین آنان با تقویت مالی سهم خود را در به ثمر رسیدن هدفها و نقشه های واپسگرایانه به خوبی پرداخت کرده بودند،توانستند دیکتاتوری نظامی برپایه افراط گرایی مذهبی را در پس چهره جمهوریت و حاکمیت عدالت بر اساس موازین شرع به رخ جامعه پاکستان بکشانند که حاصلی جز کشتار هزاران تن از مردم بیگناه و در نهایت ترور خانم بی نظیر بوتو رهبر حزب مردم در پی نداشت.

 بی شک جهان بینی سیاسی خانم  بوتو جان تازه ای برای  نقش آفرینی گروههای محروم جامعه که مایل به تغییرات برای بهبود فضای سیاسی- اقتصادی کشورشان بودند،بخشید. با این دیدگاه که در واحدهای سیاسی ملتهب از جهت گیری های ایدئولوژیکی یکی از راههای برپایی عدالت؛ دموکراسی بر اساس ورود تفکرات متفاوت سیاسی- اجتماعی در نظام حکومتی است ،خانم بوتو تلاش کرد تا با ابزار دموکراسی مورد نظرش علیه نیروهای ارتش که روابط مستحکی با گروههای  بنیادگرا اسلامی داشتند اعلام جنگ دهد و راهی را برای برپایی نظم و قانون بوجود آورد. خانم بوتو معتقد بود مردم برای برپایی دموکراسی نیازی به اسلحه ندارند چراکه راه دستیابی به دموکراسی آگاهیست، از این رو تلاش مضاعفی برای به رسمیت شناختن گروههای مختلف مردمی در سرزمینش داشت که تا آنزمان به شکل بی رحمانه ای از جامعه کنار گذاشته شده بودند. از آن جمله خانم بوتو درصدد بود تا با ایجاد فرصتهای سیاسی و اقتصادی به نفع زنان جامعه، سیستم مردسالاری را در پاکستان کمرنگ کند و چنین اصلاحاتی در بهبود وضعیت زنان ناخودآگاه توانست خوراک مناسبی برای موضع گیری خصمانه جامعه ای قبیله ای بنیادگرا و به طبع آن تشدید فشار افراطیون مذهبی بر نظامیان مستقر در حکومت مرکزی بوجود آورد تا خانم بوتو را مجبور به عقب نشینی از مواضع خود کند.

خانم بوتو به خوبی بر این مسئله آگاهی داشت که نمی توان به طور مستقیم با افراط گرایی جنگید اما با سازماندهی و تقویت رفاه عمومی همچنین شناساندن چارچوب هویت انسانگرا می تواند فرصت را برای کاهش اثرات مخرب افراط گرایی و نفی خشونت فراهم سازد.

ترور خانم بی نظیر بوتو این مسئله به اثبات رساند که امنیت پایدار و برقراری دموکراسی در ممالک اسلامی آغشته به سیستم بنیادگرایی مذهبی؛ احتیاج به یک ساختار مدرن و پیشرفته از قدرت یابی نهادهای مدنی در زمینه های اقتصادی-اجتماعی با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی که کمترین فرصت ابراز وجود در اختیارشان قرار گرفته است،دارد. بی شک برنامه ها و اصلاحات خانم بی نظیربوتو در استقرار دموکراسی در کشور بالقوه بحرانی پاکستان ارزشمند و قابل تامل برای کشورهایست که از افراط گرایی مذهبی رنج می برند،اگرچه دنبال کردن چنین الگویی مشقت و هزینه های زیادی در بر خواهد داشت.  مریم وریج کاظمی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)