در مجموعه‌های نظام چند قطبی تقسیم‌بندی‌های پراکنده‌ای وجود دارد لذا در چنین نظام‌هایی نوع قطبش به موجودیت نظام موازنه قوا بستگی دارد. از خصوصیات چنین سیستمی در نظام‌های امنیتی منطقه‌ای بقای محوری و تسلط معمای امنیت بر رفتار بازیگران است؛ مساله‌ای که طی سال‌های اخیر بیش از هر چیز تحولات امنیتی نظام امنیتی خاورمیانه را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. معمای امنیت در خاورمیانه با پیدایش جنگ‌های خاورمیانه بسترساز تحولات در نظام موازنه قوا در منطقه شد. فقدان نظام امنیتی ساختارمند در این محدوده جغرافیایی سبب شد تا بازیگران طرف‌های درگیر در این منطقه متوسل به نیروهای گریز از مرکز و خرده بازیگران منطقه‌ای شوند و از نظام باوری و هنجاری هر یک از طرف‌های درگیر در جهت تحقق اهداف خود در منطقه بهره‌برداری کنند؛ مساله‌ای که تحلیلگران روابط بین‌الملل را بر این داشت تا به ناچار رویکردی سازه‌انگارانه را در ارایه ادله خود به منظور تحلیل تحولات منطقه‌ای به کار گیرند اما به نظر می‌رسد با فروکش کردن جنگ در خاورمیانه و کاهش قدرت بازیگران گریز از مرکزی چون داعش بار دیگر نظام موازنه قوا در منطقه به سمت تحولات واقع‌گرایانه کلاسیک تغییر یافته است. در رویکرد جدید به مساله نظام امنیتی، دولت‌ها نقش محوری در ایجاد ساختارهای نظام امنیتی در منطقه ایفا می‌کنند. مهم‌ترین طرحی که در راستای طراحی نظام جدید امنیتی در منطقه در حال اجراست، ایجاد پیمان استراتژیک خاورمیانه یا MESA نام دارد، این طرح به عنوان ناتوی عربی نیز معروف است. طرح اتحاد استراتژیک خاورمیانه شامل یک سری اقدامات در راستای توسعه مراکز عملیاتی با هدف ادغام نیروهای دفاع موشکی، جنگ‌های زمینی و سایر زمینه‌هاست. در حال حاضر بحرین با مبلغ ۱۳۸۴.۰۳، مصر با ۴۰۰۳.۸(۲.۴درصدGDP)، کویت با ۶۶۹۲.۸۹، عربستان با ۶۹۵۲۱.۴(۱۰درصدGDP)، امارات با ۲۴۳۹۹.۹(۵.۵ درصدGDP)، اردن با ۱۸۷۷.۱۸(۴.۶درصدGDP)، عمان با ۸۴۱۷.۲(۴.۶درصدGDP) میلیون دلار و قطر با ۱۹.۳میلیارد دلار(۱.۵درصدGDP) به عنوان بازیگران اصلی مد نظر در این طرح به حساب می‌آیند. هر چند قطر به دلیل اختلافات با عربستان و عمان به دلیل موضع بی‌طرفی تمایل چندانی برای حضور در این اتحاد نشان نداده‌اند.

در حال حاضر وضعیت نظامی کشورهای مزبور بدین شکل است. اردن با ۱۱۰۷۰۰ نیروی فعال نظامی، ۶۵۰۰۰ نیروی ذخیره و ۳۲۸۵۵۷۵ نیروی آماده به خدمت، ۱۳۲۱ فقره تانک، ۳۱۴۹ فروند وسایل زرهی، ۶۲۱ عدد توپ جنگی، ۴۶۱ توپ خودکار، ۸۸ توپخانه موشکی، ۲۶۱ فروند هواپیمای بمب‌افکن، ۶۵ هواپیمای Multirole، ۸ جنگنده، ۱۲۶ هلیکوپتر و ۲۷ ناو جنگی، مصر با ۴۳۸۵۰۰ نیروی فعال نظامی، ۴۷۹۰۰۰ نیروی ذخیره، ۴۱۱۵۷۲۳۰ نیروی آماده به خدمت، ۳۰۴۴ فروند تانک، ۱۱۴۵۴ فروند وسایل زرهی، ۴۰۰۰ توپ، ۸۸۹ توپ خودکار، ۱۳۲۳ توپخانه موشکی، ۱۳۷۳ فروند هواپیمای بمب‌افکن، ۲۵۳ هواپیمای Multirole، ۲۳۴ فروند انواع جنگنده شکاری، ۳۰۶ هلیکوپتر و ۱۲۸ ناو جنگی، عربستان با ۲۳۰۰۰۰ نیروی فعال نظامی، ۳۲۵۰۰۰ نیروی ذخیره، ۸۲۴۰۷۱۴ نیروی آماده به خدمت، ۱۱۴۲ فرود تانک، ۹۰۹۶ فروند انواع وسایل زرهی، ۷۵۷ توپ، ۴۷۴ فروند توپ خودکار، ۱۲۲ توپخانه موشکی، ۸۵۵ فروند هواپیمای بمب‌افکن، ۵۴ هواپیمای Multirole، ۲۳۰ فروند جنگنده، امارات با ۱۰۰۰۰۰ نیروی فعال نظامی، ۳۲۴۰۰۰۰ نیروی آماده به خدمت، ۳۸۸ فروند تانک، ۵۸۱۳ وسیله زرهی، ۳۰۶ فروند توپ، ۱۸۳ توپ خودکار، ۶۸ توپخانه موشکی، ۴۸۹ فروند هواپیمای بمب‌افکن، ۱۴۶ Multirole، ۲۰۲ هلیکوپتر، ۷۲ ناو و کشتی، قطر با ۱۱۸۰۰ نیروی فعال نظامی، ۳۸۹۴۸۷ نیروی آماده به خدمت، ۹۲ فروند تانک، ۲۵۰ فروند وسایل زرهی، ۱۱۰ توپ، ۴۹ توپ ودکار، ۱۰ توپخانه موشکی، ۱۰۹ هواپیمای بمب‌افکن، ۱۴Multirole، ۶ جنگنده، ۴۷ هلیکوپتر و ۸۶ کشتی جنگی و ناو از بازیگران اصلی این اتحادیه به حساب می‌آیند. این طرح برای اولین‌ بار در دولت اوباما مطرح شد و چاک هیگل، وزیر دفاع پیشین ایالات متحده نیز خواستار ایجاد یک سازوکار وحدت‌آفرین در شورای همکاری خلیج فارس GCC شد. دولت ترامپ و وزیر خارجه او مایک پمپئو به ‌شدت طرفدار این طرحند. خالد بن احمد آل خلیفه، وزیر امور خارجه بحرین ابراز امیدواری کرده است که این طرح در سال ۲۰۱۹ به بهره‌برداری برسد. در همین راستا نیز در ۳۱ اکتبر سال جاری وزیر دفاع مصر اعلام کرد که نیروهای دریایی و هوایی به علاوه نیروهای ویژه عربستان، امارات، کویت و اردن در کنار نیروهای ارتش مصر به تمرین‌های نظامی مشترک پرداخته‌اند و لبنان و مراکش نیز به عنوان ناظر به این تمرینات پیوسته‌اند. شاید اختلافات درون کشورهای عربی اجازه ایجاد ساختاری مشابه ناتو را به این کشورها ندهد؛ لذا در بهترین حالت می‌توان یک پیمان استراتژیک نظامی و امنیتی را برای کشورهای مطرح شده در این طرح متصور شد. تحقق ساختاری مشابه ناتو مستلزم وجود زمینه‌ها و پیوندهای عمیق اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی است لذا از آنجا که بسیاری از کشورهای عربی منطقه در حوزه‌های مذکور پیوندهای بیشتری با خارج از منطقه دارند و از سوی دیگر نیز رقبای یکدیگر در منطقه محسوب می‌شوند، ایجاد ساختاری همانند ناتو شاید به مراتب آرمان‌گرایانه و به دور از واقعیت‌های موجود باشد اما می‌توان بر طرح مشترک امنیتی میان کشورهای عربی تا حد قابل توجهی تاکید کرد چراکه تحولات منطقه و مسایل امنیتی سال‌های اخیر آنها را ناچار به ایجاد نوعی موازنه قوا در منطقه کرده تا به منظور مقابله با رقبای منطقه‌ای‌شان قدرت تحرک بیشتری داشته باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)