هم میهنان ودوستان گرامی

خانواده های عزیزقتل عام شدگان۶۷

زندانیان سیاسی ازبند رسته

ظرف مناسب برای دادخواهی قتل عام ۶۷، ایجاد یک «کمپین جهانی دادخواهی قتل عام ۶۷» است.

تلاشهای این سه دهه اگرچه ارزشمند وبسا قابل تقدیر بوده وهست، اما پس ازسی سال فعالیّت هنوزنتوانسته ایم  ظرف مناسب جهت تحقق دادخواهی وایجاد یک تشکل جهانی  دارای وزن و اعتبار بمثابه یک تشکلی که ازیک جایگاه و زبان «سیاسی»، «حقوقی» و«حقوق بشری» برخوردارباشد را ، بکاربندیم.

دوستان عزیز

بجای فعالیّت و پیشبرد کار بصورت پراکنده وجزایرمنفک ازهم، آنهم بصورت مقطعی وبرگزاری یادمان وگرامیداشت ها و… درشهرها وکشورهای مختلف جهان، می بایست با  تأسیس یک نهاد دربالای سرهمه این فعالیت ها، همه قدرت، توان وپتانسیل خود دراقصی نقاط جهان را دراین نهاد بریزیم

لازم است ازفعالیت های «جزایر منفک ازهم» خارج شده وبصورت« دوایرمتحد المرکز» کارکنیم. مهم نیست که چه کسی درکجای یک جریان قراردارد، مهم این است که درون این جریان باشیم وهمه ی تلاشها وفعالیت ها را دراین نهاد وکمپین متبلورسازیم.

آنچیزی که برای دادخواهی به ما قدرت وجایگاه می بخشد، وجود همین نهاد؛ واعتبار وشناسایی آن منوط به مسئولیت پذیری، فعالیت وتلاشها …تک تک ما درچهارچوب همین نهاد است.

خصلت چنین ظرفی برخلاف فعالیت های مقطعی،  توان استمراربخشیدن به  فعالیت ها وپیشبرد امور است. تا بتوان دریک تلاش هدفمند، فعالیت ها را سمت بدهیم و آنرا به یک زبان ویک جایگاه  سیاسی وحقوقی وحقوق بشری بالغ کنیم.  بطبع این سکویی برای امکان گسترش وجذب همه نیروها وتلاشها است وبه ما قدرت ضربت چندین برابررا خواهد داد.

حیطه فعالیت این نهاد وکمپین با جمع آوری امضا شروع شده وتا رابطه با نهاد ها  حقوق بشری و مجامع حقوق بشری وسازمان ها ودولت ها… را دربرمی گیرد.

جایزه نوبل امسال نشان داد که ماهم می توانستیم دراین چهار چوب تلاش کنیم. کما اینکه پیش ازاین «ضرورت طرح کاندیداتوری مادران خاوران برای دریافت جایزه صلح نوبل» طرح کردم. ونوشته بودم:

«شناسایی مادران خاوران درعرصه بین المللی وکاندید شدن برای دریافت جایزه نوبل، ایجاد یک «چتر وحفاظت بین المللی» وبستن دست رژیم جهت سرکوب مطلق آنان وایجاد فضایی حیاتی ومناسب برای فعالیت دادخواهی مادران درداخل کشور یکی ازنیازهای مشخص این مرحله ازمبارزه است.

دادخواهی ازقتل عام ۶۷ بدون شناسایی وبرسمیّت شناختن جهانی ازمادران خاوران، چونان پرتاب تیری بدون پیکان شکافنده، نه سمت درست ولازمه راخواهد پیمود ونه این تیربدون پیکان تأثیری برهدف برجای خواهد نهاد.

ایجاد کمپین « جایزه صلح نوبل برای مادران خاوران» تلاشی هدفداردرظرف معین ومشخص، کاتالیزوری بر چهاردهه خون ورنج وبیداد رفته برآنهاست. چنین امری خارج ازمنافع تبلیغاتی سازمانی وگروهی… وبصورتی مستقل همچون اصالت «هستی مادر»خاستگاهی بدون نام وبام وجاه مادران خاوران را طلب می کند. برتیرمان چنین پیکان شکافنده ایی نیازاست.»

طبعا ایجاد «کمپین جهانی دادخواهی قتل عام ۶۷» حیطه بسا وسیع تری ازکاروفعالیت درسراسرشهرها وکشورها را دربرخواهد گرفت.

ازدوستان بسیاری عزیز وگرانقدری که پیش ازاین دربنیاد برومند وایران تریبونال و بنیاد خویی  وآقای رضا معینی و ایرج مصداقی وبسیاری ازعزیزانی دیگر همچون جعفربهکیش ومنصوره بهکیش…وده ها وصدها نام دیگر که دراین سالیان دراین زمینه فعالیت کرده اند نهایت سپاس وقدردانی رادارم وامیدورام که این امر«کمپین جهانی دادخواهی قتل عام ۶۷» لحاظ نموده، تابتوانیم دست دردست هم درمدار بسا بالاتری دادخواهی را درمیدان عمل روزمره به پیش ببریم. با پوزش ازاینکه این موضوع وطرح را بصورت رسانه ایی انتشاردادم…، چراکه جنبه عمومی داشت. بحث این است که ما می توانیم ودرتوانمان است که این رامحقق کنیم، هرچه سریعترشروع کنیم بهتراست، دیراست که زود نیست.

درود برطوقیان سربدار۶۷،‌ که کاکل خونرنگشان همیشه تُرد وتازه است.

سیامک نادری ۲۵مهر۹۷

سایت حقیقت مانا

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)