سخن از خیرین مدرسه ساز است؛ “کار خیر” ترم‌ عرفی و اخلاقی پرطرفدار و باسابقه ای است که هیچ کس از شنیدن و به کار بردنش، نگران نمی شود. اما آیا همین اصطلاح، می تواند مبنا و مفری برای ترک خیر قرار گیرد و جامعه ای را دچار نگرانی کند؟

در جامعه ای که آمارها عمدتاً غیرشفاف و زمینه برای هرگونه فساد اقتصادی فراهم است و راه گریز برای هر نوع توجیه و تشریع و تقدیس امور غیرقانونی باز، پاسخ می تواند مثبت باشد.

منشاء و مبنای نگرانی

حسب حوادث مکرری که این اواخر در کشور عزیزمان رخ داده و سیر سیال و صعودی انواع فساد و اختلاس در میان مسئولین و منسوبین و آقازاده ها، و اختراع انواع تمهیدات ظاهرالصلاح برای لاپوشانی انواع دزدی کلان، من روزنامه نگار به خودم حق می دهم که نگران موضوع باشم و به اهداف خیراندیشی برخی متمکنین و ارباب صنایع و هولدینگ ها و زمین دارها و خرپول های شناخته شده و نشده، اندکی به دیده تردید بنگرم.

در این میان، جای شبهه نیست که امر آموزش و پرورش و یاری رسانی به پرچمداران رسمی و غیررسمی آن، امری مقدس و مستحسن است. اما وقتی، در شرایط مشکلات روزافزون اقتصادی و معیشتی عمومی، مشاهده می شود که بخش خصوصی در رقابت با بخش دولتی -که علی‌القاعده وظیفه قانونی و رسمی اش تمرکز بر ساخت و نوسازی مدرسه و آموزشگاه برای نسل جوان کشورماست- گوی سبقت را می رباید، عقل مجرب، قانع و متقاعدمان می کند که دید خوشبینانه و تشویق گرمان را عجالتاً کنار بگذاریم و اندکی احساس نگرانی کنیم.

آیا -چنان که از نقل قول‌های غیررسمی برمی آید-، احیاناً فرصت خواران کارآزموده و قانون بلد و متظاهر، نمی توانند چنین مسیر پاکی را برای دور زدن نظام مالیاتی و اقدام به پولشویی به‌کار گیرند؟

همین اواخر، از قول محمدرضا حافظی (رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز کشور) که در گردهمایی خیرین مدرسه ساز سخن گفته بود، خواندم که: «اکنون ۶۵۰ هزار خیر مدرسه ساز در داخل کشور و ۱۰۰۰ خیر مدرسه ساز در خارج از کشور داریم». او هم چنین گفته بود که: «به تعبیری دیگر، نیمی از مدارس با همت خیرین ساخته شده است و امروز سه دهه از فعالیت خیرین گذشته است».

عکس از سرمشق نیوز

سوای این سوال که، اگر چنین حجم دلسوز و فعالی از خیرین در عرصه‌ مدرسه سازی داریم، پس رود بودجه های دولتی و درآمدهای سرشار این کشور نفت آلود، در این میان به کدام تالاب می ریزد؟ باید گفت و دانست که در چنین شرایطی، وجود مدارس زاغه ای و کپری در مناطق محروم سیستان و بلوچستان، لرستان، کردستان و دیگر مناطق، رهاورد کدام کمبود است و کجای کار این همه خیرخواهی سرشار می لنگد؟ آیا نباید نگران بود که ممکن است اراده راستینی بر این امر حاکم نباشد؟ و نباید دلواپس این بود که مبادا در کنار رفتار ظاهرسازانه برخی خیرین، مدرسه سازی سرپوشی بر فعل نامبارک پولشویی باشد؟

پولشویی چیست؟

اقتصاددانان در تعریف این اصطلاح می‌گویند: پولشویی به چرخه ای اطلاق می شود که در آن درآمدهایی که عمدتاً از طرق نامشروع و غیر قانونی به دست می آید، وارد چرخه رسمی اقتصاد می شود و به این ترتیب این پول ها ماهیت رسمی می یابد. حال اگر این درآمدها وارد فعالیت های اقتصادی کشور شود، به طوری‌ که رد و منشاء آن ها قابل پیگیری نباشد، پولشویی معنای جدی تری پیدا می کند. به بیان ساده تر، پولشویی فرآیند گم‌کردن منشاء پول های ناسالم است.

این، آن چیزی است که در تعاریف رسمی کشورمان پیرامون درآمدهای نامشروع و پول های مشکوک و عادی سازی منشاء حصول و محل وصولشان، رایج است. اما خانم یا آقای پولدار و ثروت خوار، چنان چه احیاناً مسیر مدرسه سازی یا هر امر مقبول و انسان دوستانه ای را برای ثروتشویی برگزیند، آن گاه مسئله شکل و شمایل تازه ای به خود می گیرد. در جامعه ای که به دلیل شعارهای مقدس مآبانه چهاردهه ای و سهل الوصول بودن فریب انسان های معتقد و حمایت کاسب مدارانه برخی نهادهای رسمی از متظاهرین، پوشاندن زشتی ها با جامه مقدسات، به امری آسان بدل شده است، پولشویی در لباس خیرین مدرسه ساز، می تواند خیلی دیریاب و دور از دست، تلقی شود.

حتی مومنین هوشمند واقعی نیز باور نخواهند داشت که یک انسان دست به خیر بخواهد از قِبَل مدرسه سازی، برای خودش پول و مشروعیت بخرد. ببینید که مولوی حافظ مهدی نهتانی (یکی از ائمه جمعه معتبر اهل سنت) در جمع خبرنگاران، در تمجید از خیرین مدرسه‌ساز، چه تعابیری به کار می برد: «حضور خیرین در ساخت مدارس و کمک به کسب و علم و دانش، معامله با خداوند است».

او تاکید می کند که: «مَثَل این افراد، هم چون کسی است که یک دانه گندم می کارد، هفت خوشه به دست می آورد و در هر خوشه ۱۰۰ دانه گندم و بیش تر وجود دارد».

با توجه به چنین تعابیر شگفت و استنباط های دینی ارزشمندی، خیری که احیاناً سوء نیت دارد و شاید در جست و جوی مجال و محملی برای پولشویی است، آیا نمی تواند به راحتی سوار موج شود و در حالی که ثروتش را ده برابر می کند، خیالش هم راحت باشد که این اتفاق، از نگاه دیگران روندی طبیعی و ارزشمند تلقی و حتی تحسین می شود؟

معافیت مالیاتی؛ هدیه ای قانونی

پرواضح است که راقم این سطور با اشتغال اهل مکنت به امر خیر مدرسه سازی مشکلی ندارد که هیچ، خیلی هم مایل و مصر به شیفت دادن تمرکز و توجه خیرین عزیز، از برخی امور غیرضروری، به سمت امر واقعاً خیر مدرسه سازی و توسعه‌ زیرساخت های علمی و آموزشی کشور است. اما فضای ناشفاف و قوانین خلق الساعه زمینه آماده ای برای افساد است که می تواند از دل یک امر خیر، فرآورده های شر بیرون بدهد.

مثلاً، توجه فرمایید که چندی پیش (گمانم دی ماه سال ۹۵) نمایندگان مردم در خانه ملت موافقت کردند هزینه همه اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی در احداث، توسعه، تکمیل و تجهیز فضاهای آموزش و پرورش به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی محسوب شود. البته پیش تر هم این موضوع مطرح شده بود.

عین مصوبه ازاین قرار است: «هزینه کلیه‌ اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی در احداث، توسعه، تکمیل و تجهیز فضاهای آموزش و پرورش، خوابگاه های شبانه روزی، کتابخانه ها، سالن های ورزشی وابسته به وزارت آموزش و پرورش که در چهارچوب مصوب شورای برنامه ریزی و توسعه استان انجام می شود، با تایید سازمان توسعه، نوسازی و تجهیز مدارس کشور، به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی محسوب می شود.

آیا این هدیه قانونی، نمی تواند باب فرارهای غیرقانونی مالیاتی را بر خیرین بگشاید؟ ظاهراً پاسخ مثبت است.

همین اواخر، محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، که در یک برنامه تلویزیونی با حضور محمدحسین عبده تبریزی (مشاور عباس آخوندی، وزیر مسکن و شهرسازی و رئیس اسبق سازمان بورس) حاضر شده بود، از اطلاعاتی عجیب درباره وضعیت پولشویی در خیریه ها، گزارش داد.

به تصریح سایت تحریریه، اگرچه هنوز به عمق فاجعه آمار ارائه شده توسط پورابراهیمی توجه نشده است، اما نگاهی سطحی به مسئله طرح شده توسط رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نشان می دهد که جریانی برای فرار از مالیات و پولشویی، استفاده از ابزار خیریه ها را در پیش گرفته است.

پورابراهیمی در این مصاحبه تاکید کرده بود که: «در کشور ۶۰۰۰ خیریه وجود دارد که برخی از آن ها مالک بزرگ ترین شرکت های هواپیمایی کشورند و حتی یک برگ اطلاعات مالی از آن ها وجود ندارد. ماحصل این که، گروهی از به ظاهر خیرین، از ابزار خیریه ها و کار خیر، برای فرار مالیاتی استفاده می کنند و در نتیجه، نه مالیات می دهند و نه می توان از پولشویی آن ها سر در آورد».

حرف آخر؛ ایران، بهشت پولشوها

طی دهه گذشته، ایران همواره جزو یک-چهارم مجموعه کشورهای جهان بوده است که در بدترین مجموعه فساد مالی قرار داشته است. بر اساس محاسبه های گروه کاری اقدام مالی -که مهم ترین سازمان بین‌المللی مبارزه با پولشویی است – ۳۲ کشور جهان در محدوده‌ی قرمز پولشویی قرار دارند که از دیدگاه آن ها ایران یکی از این کشورهاست. گزارش وضعیت اقتصاد ایران در فاصله سال های ۸۲ تا ۹۲ که توسط سازمان برنامه سابق منتشر شد، وجه دیگری از این موضوع را نشان می دهد. بر اساس این گزارش سهم فعالیت های واسطه ای و دلالی از کل تسهیلات اعطایی، به طور متوسط بین دو تا سه ‌برابر سهم بخش کشاورزی و یک و نیم تا دو برابر سهم صنعت و معدن بوده است.

برای درک درست ماجرا، در پایان این نوشتار، بازخوانی گذرای پرونده از دیدگاه یک اقتصاددان کاربلد، می تواند اطمینان و شناخت بیش تری به ما بدهد. آن چه این جا می خوانید، خلاصه ای از نظرات دکتر آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران است که در مصاحبه ای با سایت فرارو گفته بود:

« وقتی مردم شاهد پولشویی در یک جامعه هستند، نسبت به نظام مالی بی اعتماد می شوند؛ چراکه پولشویی موجب بی ثباتی و اخلال در بازارهای مالی می شود. پولشویی هم چنین بخش خصوصی و مولد اقتصاد کشور را تضعیف می کند و باعث رواج فعالیت های کاذب در اقتصاد می شود و دیگر کسی دنبال تولید نمی رود. پولشویی ممکن است فرار مالیاتی در کشور را گسترش دهد و موجب توسعه رشوه خواری در کشور شود. چون کسانی که قصد پولشویی دارند، افرادی را شناسایی می کنند تا اقدام غیرقانونی آن ها را در پوشش قانون انجام دهند؛ لذا انحرافات اجتماعی در جامعه افزایش می یابد. این اقدام موجب افزایش نابرابری در توزیع درآمد می شود؛ چراکه برخی افراد (پولشوها) از پرداخت مالیات طفره می روند و از این طریق بر درآمد و ثروت خود می افزایند. پولشویی هم چنین موجب اخلال در سیاست های اقتصادی دولت می شود؛ چراکه مثلاً اگر دولت بخواهد نقدینگی را کاهش یا تولید را گسترش دهد، پولشوها با ورود به بخش های دلالی یا بازرگانی موجب رکود در بازارهای تولیدی می شوند و سیاست های اقتصادی دولت را کم اثر می کنند. برای مقابله با پولشویی باید کاملاً جدی بود. یعنی حسابرس می تواند حساب هایی را که مشکوک است، گزارش دهد. وقتی عنوان می شود ایران بهشت پولشوهاست به این معنا است که مقابله با پولشوها جدی نیست. یکی از اقدامات اساسی برای مقابله با پولشویی شناسایی مشاغلی است که ممکن است از سوی پولشوها مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. به طور مثال سیستم بانکی، صرافی ها و بنگاه های خیریه از جاهایی است که می تواند مورد سوءاستفاده پولشوها قرار بگیرد».

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)