روزهای محرم در میانِ شیعه و ایرانیان، روزهای بـُـروزِ پویش‌های جمعی بیشترِ مردم است.

 شاهدیم که نسل‌ها، سن‌ّ‌ها، قشرها و طبقاتِ مختلف،‌ به دلایل مختلف، انرژیِ روحی،‌ روانی، جسمی، هزینه‌های مادی و وقتِ خود را برای برگزاریِ مراسم این روزها هدیه می‌کنند.

خاطراتِ کودکی میان‌سالانِ امروزی، آن‌چنان با خاطراتِ محرمِ محله و شهرشان گره‌خورده‌است که هر کس بخشی از معنایِ وطنِ خود را با نوعِ برگزاریِ متفاوتِ این مراسم از وطن‌های دیگر باز می‌شناسد. بارها دیده‌ایم کسانی در این روزها، به روستا و شهرشان می‌روند تا شاید محرم‌ِ کودکی‌شان را دوباره در آن‌جا‌ ببینند. این بازگشت در واقع،‌ نوعی بازگشتِ ممکن، به خود، به کودک درون و وطنِ واقعی است که در گذشته‌ها جا گذاشته و از آن دور‌شده‌اند. پس مشارکتِ همگانی، امری است طبیعی و انرژیِ در کار،‌ بسیار عظیم!

شخصیتِ شاخصِ این مراسم‌، حسین‌بن‌علی (ع) است، کسی که یکی از چهار قهرمانِ داستانی دیگر است که شیعیان به تاکید قبول دارند:

 علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) روزه بودند،‌ اما هر آن‌چه که برای افطار داشتند، به‌رایگان به مسکین و فقیر و اسیر بخشیدند. و برای همین‌ بود که‌ آیاتِ هفت و هشت و نُهِ سوره‌ی انسان نازل شد:

 وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا- نیکان (ابرار) کسانی‌اند که خوراک را از روی خدادوستی، به نیازمند و یتیم و اسیر می‌خورانند..

در نگاه شیعیان،‌ حسینِ کربلا در چنین خانه‌ای بزرگ‌ شده‌است،‌ با پدری که در اوجِ قدرت، کفش و لباس وصله می‌کرد و شبانه، کولبار بر دوش،‌ کوچه‌گردی می‌کرد تا آخرین گرسنه‌‌ها را پیدا کرده و سیر کند. پس طبیعی است که این حسین، اگر در بزرگ‌سالی هم فرصت پیدا کند،‌ قطعا هر آن‌چه که دارد، پنهان یا آشکار،‌ به تک‌تکِ نیازمندانِ باقی‌مانده‌ی محله‌ها و شهرهای نزدیک و دور می‌بخشد؛ و هرگز برای بزرگ‌‌داشتِ ضربت‌خوردنِ پدر به پرداختِ هیچ هزینه‌ای راضی نمی‌شود.

پرسش این است:

آیا نمی‌شود از این انرژی و نیرویِ روحیِ بزرگ برای رایگان‌بخشی در پرکردن خلاء‌هایی استفاده کرد که هم در آن زمان بوده و هم در این زمانه‌ هستند و حسینِ علی هم از کودکی زیرِ نظرِ پدر با این کار خوُ کرده‌بوده؟

آیا نمی‌شود به این فکر کرد که اگر حسین (ع)،‌ همین‌ الان در کوچه‌ها و خیابان‌ها و روستاهای سرزمین‌های‌مان حضور داشته‌باشد، چه می‌بیند و به چه کاری می‌اندیشد، جز همان کولبار و همان یطعمون الطعام؟ آیا راضی می‌شود یک ریال برای بزرگداشتِ ضربت‌خوردنِ پدر هزینه کند؟

آیا چه می‌شود که دوستانِ واقعیِ حسین (ع) هم همین‌کار را از این خانوار یادبگیرند و نه‌تنها در روزهای حسینی،‌ بلکه در همه‌ی روزهای خدا، در هر جا؟

آیا نمی‌شود پیروان حسین با پیروی از همان الگو، و با استفاده از همین انرژی‌های بزرگِ محله‌ای و محلی،‌ در کنارِ آموختنِ سنجیده‌ از تجربه‌ها و اندیشه‌های جهانی،‌ نه تنها به خوراک رسانیِ سنجیده به نیازمند فکر کنند،‌ بلکه به ترویج و ابداع و ایجادِ نهادهای پایدار برای محوِ سنجیده،‌ ریشه‌ای و نهاییِ فلاکت‌هایی فکر کنند که سرتاسرِ میهنِ ما و سراسرِ زمین را در خود فرو کشیده؟

 و آیا نمی‌شود که تا آن لحظه که حتی یک نفر نیازمند در محله‌ی ما،‌ شهرِ ما، کشورِ ما، منطقه‌ی ما،‌ و سیاره‌ی ما باقی‌مانده باشد، از مصرف این تلاش‌ها در کاری دیگر خودداری کرد؟ و تا یک نفر مسکین و یتیم و اسیرِ نیازمندِ رسیدگی‌های عاطفی، روحی،‌ روانی، بهداشتی، مالی و … بر روی زمین‌مانده،‌ از پا ننشینند و در جایی دیگر هزینه نکنند؟

آیا این ها وظیفه‌ی دیگران هستند و نه ما ! ؟

پس چرا علی از نانِ خود گذشت و شبانه، کولبار به دوش کشید، پس چرا این کار با نزولِ “یطعمون‌ الطعام …” آن‌چنان تحسین شد؟ مگر واقعاً باور ندارید !؟

آیا نمی‌شود هر وقت که خواستید داستان را سبک-سنگین کنید،‌ به این فکر کنید که “اگر علی و حسین (ع) همین الان و همین‌جا می‌بودند،‌ آیا فکر دیگری جز رفعِ فقر می‌کردند و راضی به باقی‌ماندنِ حتی یک نفر نیازمند هم می‌شدند؟”

بی‌شک در نظرِ شیعه، حسین (ع) حتما دنیایی را می‌پسندد که از چنبره‌ی فقر و تباهی آزادتر است!

شهر و محله و دنیای کم فقر تر و کم تباهی‌تر، فقط با دستانِ پرتوانِ کسانی آفریده‌ می‌شود که رایگان‌بخشیِ خودخواسته و سنجیده می‌کنند، به گردن دیگران نمی‌‌اندازند و منتظر دیگران هم نمی‌شوند.

آیا شما هم واقعا نمی‌خواهید دوستِ حقیقیِ حسین و علیِ خودتان، و پیرو همان تعبیرِ “یُطعمون الطعام …” باشید؟ 

لطفا منتشر کنید تا به دست کاربرِ نهایی برسد!

لینکِ نوشته: https://telegra.ph/MoharramAndPoverty-09-11

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)