اخیرا شورای پول و اعتبار مصوب کرد ارز با قیمت رسمی فقط به کالاهای اساسی و دارو تخصیص پیدا کند، که محل تامین آن ارز صادرات نفتی دولت است. در این شرایط علاوه بر ارز حاصل از صادرات دیگر کالاهای غیر نفتی، ارز حاصل از صادرات «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و مواد معدنی» نیز امکان عرضه در بازار ثانویه ارز، بر اساس بهای فروش توافقی با خریداران را پیدا میکند. در مصوبه جدید محل تامین ارز «مواد اولیه و واسطهای و همچنین ماشینآلات صنعتی مورد نیاز جهت تولید» بازار ثانویه است. پیش از این در ۲۶ تیر ماه شورای پول و اعتبار با طبقهبندی واردات کشور به سه دسته (۱) کالاهای اساسی و دارو، (۲) کالاهای واسطهای و ماشینآلات بخشهای تولیدی و (۳) کالاهای مصرفی تقسیم و محل تامین ارز دسته اول را صادرات نفتی، دسته دوم را صادرات محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و مواد معدنی (با نرخ ارز رسمی) و دسته سوم را صادرات سایر کالاها (با نرخ ارز توافقی) تعیین کرده بود.
در مصوبه جدید دو تغییر مهم ایجاد شده است (۱) عرضه ارز صادراتی «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و مواد معدنی» در بازار ثانویه و (۲) تامین ارز مواد اولیه و واسطهای از بازار ثانویه ارز با نرخ توافقی. در خصوص مصوبه جدید شورای پول و اعتبار و تبعات و اثرات آن موضوعات متعددی قابل طرح است که موارد مهم به شرح زیر است.
(۱) درآمد ارزی ایران در سال ۱۳۹۶ معادل ۱۰۸.۵ (۶۵.۸ نفتی خالص + ۳۲.۳ غیر نفتی خالص + ۱۰.۴ خدمات) میلیارد دلار بود که از میانگین درآمد ارزی همه دولتهای روسای جمهور پس از انقلاب بیشتر بود. صادرات «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و معدنی» در سال ۱۳۹۶ به ارزش ۲۴ میلیارد دلار بود که ۵۲ درصد از صادرات غیر نفتی را پوشش داد. در این سال صادرات گاز و میعانات گازی ۱۲.۷ میلیارد دلار و با سهم ۲۷ درصد از کل صادرات غیر نفتی بود. صادرات کشاورزی و مواد غذایی، کالاهای صنعتی و سایر کالاها به ۱۰ میلیارد دلار بالغ شد که ۲۱ درصد از صادرات غیر نفتی سال ۱۳۹۶ را شامل شد. در خصوص صادرات «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و مواد معدنی» شایان ذکر است که بیش از ۸۰ درصد صنعت فولاد کشور تحت مدیریت ایمیدرو (وزارت صنعت، معدن و تجارت) قرار دارد و به همین ترتیب بخش اعظم معادن و واحدهای پتروشیمی بزرگ دولتی یا شبهدولتی هستند و مدیران انتصابی دولتی آنها را اداره میکنند. بنا بر این در واقع بیش از ۸۰ درصد ارز صادراتی «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و معدنی» توسط بخش دولتی یا شبهدولتی مدیریت میشود. در نتیجه سهم بخش خصوصی از کل درآمد ارزی کشور کمتر از ۱۵ درصد برآورد میگردد و بیش از ۸۵ درصد درآمد ارزی توسط بخش دولتی و شبهدولتی عرضه میشود.
(۲) یکی از مهمترین دلایل رشد شدید بهای دلار تا بیش از ۱۲۰ هزار ریال، عرضه پایین ارز در سطح بازار است. با توجه به سهم بالای بنگاههای شبهدولتی و دولتی در صادرات غیر نفتی، این که گفته میشود این صادرکنندگان از عرضه ارز صادراتی خود به بازار خودداری و به مصوبات دولت تمکین نمیکنند نشان از ضعف دولت یا قدرت بنگاههای شبهدولتی دارد و از طرفی حاکی از این است که با ایجاد فضای مصنوعی-دستوری کمبود ارز در بازار، نرخهای بالای ارز به اقتصاد و مردم تحمیل میشود. در بازاری که عرضهکننده اصلی دولتی یا شبهدولتی با سهم بیش از ۸۵ درصد و مصرفکننده اصلی مردم با سهم بیش از ۶۵ درصد هستند، افزایش نرخ ارز در فضای دستوری، فقط توسط دولت و عوامل و وابستگان آن میتواند صورت گیرد.
بر اساس محاسبات بانک جهانی و محاسبات مستقل دیگر، نسبت به سال ۱۳۵۶، هم اکنون نرخ تبدیل ارز بایستی کمتر از ۳۰ هزار ریال در برابر یک دلار باشد. گروههای اقتصادی شبهدولتی و مدافعین نئولیبرال آنها، با انتخاب گزینشی و ابزاری سال پایه و نوع محاسبهای که بالاترین نرخ ارز را نتیجه بدهد،نرخ بالا و غیر واقعی ۶۰ هزار ریال به ازای هر دلار و حتی بالاتر را به باور عمومی تزریق کردند. حتی با فرض صحیح بودن مدعای غیر کارشناسی «افزایش نرخ ارز متناسب با اختلاف نرخهای تورم داخلی و خارجی»، با توجه به تعادل و ثبات رسیدن قیمت ارز در سال ۱۳۹۲، هم اکنون بایستی نرخ برابری رسمی ارز در حدود ۳۵ هزار ریال در برابر دلار و نرخ آزاد آن کمتر از ۵۰ هزار ریال باشد. نئولیبرالهای وابسته به بخشهای دولتی و شبهدولتی با هجمه سنگین و بیسابقه رسانهای، فضای مصنوعی دستوری برای بالا بردن نرخ ارز و کسب منافع کلان بنگاههای شبهدولتی از محل فساد ناشی از رانت ارز را ایجاد کردند و از سوی دیگر بنگاههای شبهدولتی و حتی دولت اقدام به توقف عرضه یا تزریق قطرهچکانب ارز به بازار کردند که در نتیجه هرج و مرج اقتصادی و شوک و فساد ارزی کنونی به وجود آمد.
در اقتصاد ایران بیش از ۹۰ درصد ارز در ایران یا مستقیما حاصل فروش منابع ملی (نفت، گاز و معادن) است یا غیرمستقیم به واسطه رانت منابع حاصل شده است، در نتیجه ارز اموال شخصی یا خصوصی نیست و در شمول اموال و کالاهای عمومی محسوب میشود. اقتصاد ایران مانند اغلب کشورها نیست که ارز خارجی در اثر کار و تلاش و نوآوری بخش خصوصی واقعی حاصل شده باشد، بنا بر این نظام یا بازار ارزی اقتصادهای بازار آزاد در ایران موضوعیت ندارد که بر اساس آن بتوان درباره چگونگی سپردن آن به بازار تصمیم گرفت.
(۳) بر اساس صورتهای مالی رسمی، سود خالص شرکت فولاد مبارکه به ۷۳ تریلیون ریال (۷۳۰۰ میلیارد تومان) در سال ۱۳۹۶ بالغ گردید که برابر با سرانه ۹۱ هزار تومان به ازای هر نفر جمعیت کشور است. نرخ سود عملیاتی ۳۵ درصدی سال ۱۳۹۶ شرکت فولاد مبارکه از بزرگترین گروههای فولادساز در کشورهای ژاپن، کره جنوبی، چین، آلمان و آمریکا در سال ۲۰۱۷ میلادی بیشتر بود. در حدود ۲۰ درصد این سود عظیم مستقیماً به حساب بخشهای دولتی واریز میشود و بخش اصلی آن به شرکتهای سرمایهگذاری غیر دولتی تعلق میگیرد. ضمن آن که عملکرد دولت در ایجاد ساز و کار لازم برای تحصیل سود کلان و نامتعارف یک بنگاه شبهدولتی غیر قابل قبول و شبهه برانگیز است، پرداخت سودهای کلان بدون نظارت (از محل منابع ملی) به بخش قلیلی از مردم و شرکتهای شبهدولتی هیچ منطق و توجیهی ندارد و در عمل تخصیص رانت به گروههای منتخب است که زمینهساز فساد نیز میشود. در سال ۱۳۹۶ سود خالص پنج بنگاه بزرگ پتروشیمی شبهدولتی «نوری، جم، مارون، زاگرس و مبین» ۹۳ تریلیون ریال (۹۳۰۰ میلیارد تومان) بود و این بنگاهها در مجموع نرخ سود عملیاتی ۲۹ درصد را تجربه کردند. نرخ مالیات پرداختی این پنج بنگاه پتروشیمی و فولاد مبارکه میزان ناچیز به ترتیب ۴ و ۱.۳ درصد نسبت به سود خالص و درآمدهای عملیاتی آنها میباشد که نشان میدهد چگونه ساز و کار مالیاتی کشور در پشتیبانی از کسب منافع کلان توسط بخش شبهدولتی جهتگیری شده است.
نظر به ارزش صادرات ۲۴ میلیارد دلاری محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و معدنی در سال ۱۳۹۶ که با توجه به افزایش صادرات و رشد قیمتهای جهانی به بیش از ۳۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۷ بالغ خواهد شد، در صورت فروش ارز صادراتی این گروههای کالایی در بازار ارز ثانویه، بیش از ۱۰۰۰ تریلیون ریال (۱۰۰ هزار میلیارد تومان) رانت ارزی جهت تولیدکنندگان پتروشیمی، فلزات اساسی و معدنی در سال ۱۳۹۷ ایجاد خواهد شد که از هر گونه مالیات نیز معاف است. علاوه بر این درآمد فروش ریالی آنها نیز به نسبت فروش ارزی بالا خواهد رفت که در نتیجه مجموع رانت ارزی و ریالی حاصل از شوک ارزی و ریالی به ۲ تا ۳ هزار تریلیون ریال (۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار میلیارد تومان) بالغ خواهد گردید. ضمن آن که بخش کمی از این رانت ارزی به بخش غیر دولتی وابسته تعلق میگیرد، بخش قابل ملاحظهای از این رانت عظیم توسط بنگاههای شبهدولتی به خزانه دولت بر نمیگردد. اعطای این رانتهای گسترده به گروههای خاص که از طریق فروش ثروتهای ملی و اموال عمومی انجام میشود، نه تنها از هیچگونه توجیه اقتصادی و منطقی برخوردار نیست که کاملا ناعادلانه و مصداق بارز فساد اقتصادی با سوء استفاده از شرایط بحرانی کنونی است.
(۴) ارز حاصل از صادرات «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و معدنی»، «کشاورزی و مواد غذایی» و «کالاهای صنعتی و سایر کالاها» ۳۴ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۶ بود که سهم صادرات «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و معدنی» بیش از ۷۰ درصد است. با توجه به سهم قابل توجه مبادلات مرزی و پیلهوری و غیر رسمی در صادرات کالاهای کشاورزی، غذایی، صنعتی و سایر کالاها، سهم ارز قابل عرضه صادرات «محصولات پتروشیمی و فلزات اساسی و معدنی» در بازار ثانویه ارزی بیش از ۸۰ درصد برآورد میشود. در شرایطی که صنایع مادر شبهدولتی اقدام به تعیین بهای دلخواه خود (با توجه به تسلط بر بازار ثانویه ارزی) کنند و مواد اولیه و واسطهای با ارز بازار ثانویه وارد شود، به تبع آن بهای فروش مواد اولیه تولید داخل نیز بر این اساس تعیین خواهد شد. با توجه به تجربه چند ماه اخیر و تحرکاتی که در جهت تحمیل بیش دو برابر سازی نرخ ارز از طرف ذینفعان صورت میگیرد و سهم بیش از ۷۰ درصدی هزینه مواد اولیه در قیمت تمام شده، بهای کالاهای تولید داخل و وارداتی به شدت بالا خواهد رفت که پس از آن با جهش تورمی خدمات توام خواهد شد که با توجه به نرخ تورم ۳.۴ درصدی کل (و ۵ درصدی کالاها) در تیرماه نسبت به ماه قبل از آن، سال ۱۳۹۷ بزرگترین تورم تاریخی را با نرخ بالای ۵۰ و حتی تا ۷۰ درصد تجربه خواهد کرد. امواج شوکهای این ابر تورم ضمن آن که وضعیت معیشت مردم یا به عبارتی اقتصاد ایران را به دو دهه قبل رجعت میدهد، رکود شدیدی را در کل اقتصاد کشور (به استثنای بنگاههای پتروشیمی، فلزات اساسی و معدنی) و کلیه کسب و کارهای خرد حاکم میکند و بیکاری گسترده را به دنبال دارد. رکود شدید و تعطیلی کسب و کارها، افزایش میزان بیکاری، سقوط ارزش داراییها. کاهش ۴۰ درصدی قدرت خرید و مهمتر از همه نابودی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، زمینهساز چالشهای و بحرانهای جدی و مخاطرهساز اجتماعی میگردد.
(۵) در سال ۱۳۹۶ کل واردات بخش کشاورزی و دامی و انواع مواد غذایی (اعم از ضروری و غیر ضروری) ۹.۶ میلیارد دلار و واردات اقلام دارویی ۱.۶ میلیارد دلار بود، بنا بر این کل ارز مورد نیاز برای واردات کالاهای اساسی و دارو کمتر از ۱۰ میلیارد دلار است. ارز لازم برای تداوم فعالیت واحدهای تولیدی کالاهای ضروری در حدود ۲۰ میلیارد برآورد میشود، بنابراین حتی با فرض تحریمهای شدید، کمتر از نیمی از درآمد ارزی سال ۱۳۹۶، برای اداره کشور میتواند کافی باشد. اگر وضعیت ارزی به سمت بحرانی شدن پیش میرود، راهکار مدیریت آن ممنوعیت واردات کلیه کالاهای غیر ضروری و کنترل قاچاق و مبادی ورودی و در نتیجه کاهش تقاضای ارز و مبارزه با هرج و مرج ارزی و اقتصادی میباشد. متاسفانه به جای این که دولت با اقتدار و قدرت شرایط کنونی را اداره کند، به نام اقتصاد بازار، زمام امور کشور را به دست بخش اقتصادی خاکستری (بنگاههای شبهدولتی، سفتهبازان و دلالان) سپرده است. برای اداره اقتصاد کشور هیچ نیاز و الزامی به ایجاد بحرانهای اقتصادی و شوکهای قیمتی نیست. در این نا بازار تحت عنوان اقتصاد بازار آزاد زمام امور اقتصادی کشور تحت عنوان بخش خصوصی به بخش شبهدولتی سپرده شده و آزادی عمل کاملی به دور هر گونه نظارت و قیمتگذاری تدارک شده است.
(۶) ارزش صادرات نفتی خالص کشور ۶۵.۸ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۶ بود، نظر به تامین ارز فقط کالاهای اساسی و دارو به میزان حدود ۱۰ میلیارد دلار، تکلیف بخش اعظم ارز حاصل از صادرات نفتی در مصوبه شورای پول و اعتبار مبهم است و روشن نیست که به چه گروههایی تخصیص پیدا میکند. سوال مهم این است، چنان که تا کنون سپردن اختیار نرخ ارز به اصطلاح به بازار آزاد (یا بهتر است گفته شود نا بازار شبهدولتیها) و ایجاد بازار ثانویه ارز فقط منجر به هرج و مرج و بحران اقتصادی شد، چه تضمینی وجود دارد که در غیاب نظارت و کنترل دولت، احتکار ارز، سفتهبازی و فساد در بازار ارز استمرار پیدا نکند.
بحران اقتصادی ایران بیش از هر چیز از هزینههای کلان و رو به تزاید دستگاههای دولتی و بنگاههای رانتی شبهدولتی سرچشمه میگیرد که سهضلعی (۱) هزینههای بالای غیرحاکمیتی و غیرضروری و ناکارآمدی دولت، (۲) تزریق رانتها به بنگاههای شبهدولتی و تامین منافع گروههای خاص و (۳) عدم اخذ مالیات از درآمدها و منافع کلان و معافیتهای مالیاتی رانتیها، محورهای آن را در بر میگیرد. اگر دولت با کسر بودجه مواجه است راهکار آن اخذ مالیات از املاک و مستغلات، سودهای بانکی، صادرات مواد خام و اولیه و دیگر سودها و منافع کلان و از سوی دیگر کاهش رانت تزریق شده به بخشهای رانتی از محل منابع عمومی و انضباط مالی است. در اقتصاد ایران، تنها راه حل ارائه شده توسط نئولیبرالهای وطنی گران کردن اقلام کلیدی و نرخ ارز است. در این نسخه برای گذران امور روزمره دولت و استمرار کسب منافع رانتیها، همه فشارها با اعمال مالیات تورمی به عامه مردم منتقل میشود. کینز میگوید هیچ وسیلهای مکارانهتر از بیاعتبار کردن پول رایج برای واژگونی پایههای جامعه وجود ندارد. این فرآیند همه نیروهای نهانی اقتصاد را در جهت ویرانی به کار میگیرد و در همین راستا ران پاول میگوید نادرستترین نوع مالیات، مالیات تورمی است که اقشار ضعیف و طبقه متوسط را هدف میگیرد.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.