چه اتفاقی می‌افتد اگر افراد با بیماری‌ جسمی همانطور رفتار کنند که با بیماری‌ روانی رفتار می‌کنند؟
تصور کنید به مدت سه روز مریض هستید، قرص مصرف می‌کنید، حال خوشی ندارید، تب، حالت تهوع، سرگیجه و درد عضلانی دارید. در چنین شرایطی دوستان و خانواده‌ی شما اصرار می‌کنند که نزد پزشک بروید، پیشنهاد می‌دهند که اگر چیزی لازم دارید برایتان بخرند، یا برای شما غذا درست می‌کنند. به راحتی بدون قضاوت شدن، چند روز از کار مرخصی می‌گیرید. افرادی که با شما در یک خانه زندگی می‌کنند سعی می‌کنند آرامش شما را حفظ کنند زیرا می‌دانند مریضی سختی دارید. همه به شما می‌گویند که امیدوارم زود خوب شوی!

اما اگر اوضاع این‌گونه نبود چه؟ اگر به جای این کارها آن‌ها به شما می‌گفتند “می‌دونی… تا حالا سعی کردی تب نداشته باشی؟” یا “زودباش، از خودت دورش کن”
تصور کنید دست و پایتان شکسته یا مبتلا به آسم هستید و یا حساسیت فصلی دارید، چه می‌کنید اگر در چنین شرایطی جواب اطرافیان به مریضی و ناخوشی شما این باشد: “فقط باید دریچه‌ی نگاهت را تغییر بدهی و بعد احساس بهتری خواهی داشت.”
چنین سخنانی قطعا، سنگدلانه و بی‌رحمانه هستند و از نظر اخلاق اجتماعی قابل پذیرش نیستند. اما با این وجود چون از بیماری‌های روحی و روانی درک اشتباهی وجود دارد این جواب‌ها، پاسخ‌هایی هستند که اغلب افراد مبتلا به بیماری‌های مرتبط با سلامت روان آن را می‌شنوند.

 

افراد درگیر با مشکلات سلامت روان متهم می‌شوند که در حال نقش بازی کردن هستند، نزد روانشناس می‌روند زیرا فعلا پیش روانشناس رفتن مد هست و یا حتی متهم می‌شوند که با بیان اینکه دارای مشکل سلامت روان هستند، قصد دارند جلب توجه کنند. کسی به آن‌ها اصرار نمی‌کند که برای حل مشکل خود نزد روانشناس بروند.

بیماری‌های روحی، واقعی، قابل تشخیص و اغلب قابل درمان هستند. دفعه‌ی بعد که شخصی را دیدید که برایش تشخیص یک مشکل سلامت روان داده شده است قبل از اظهار نظر به این فکر کنید که اگر او آنفولانزا هم داشت این را می‌گفتم؟
دفعه‌ی بعد که دوستی دچار مشکل و سردرگمی در زندگی خود شد و یا علائم برخی مشکلات سلامت روان را از خود نشان ‌داد، به جای اینکه از او بخواهید “خودش را جمع کند” به او پیشنهاد کنید تا از یک مشاور متخصص مشورت بگیرد.
راههای ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)