انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ از نقطه  نظر گروه های موجود و نحوه بازی گروه های سیاسی موجود از یک طرف و نقش بیت رهبری از سوی دیگر دارای پیچیدگی های منحصری است که جذابیت های خاص خود را دارد.

بیت رهبری و قبول اولین شکست

بیت رهبری و در راس آن رهبر جمهوری اسلامی پیش از ترک یار غار رهبر، اکبر هاشمی رفسنجانی از کاخ ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ به فکر تاثیر گذاری در انتخابات ریاست جمهوری بود و با حمایت تمام قد و علنی از علی اکبر ناطق نوری در انتخابات نتیجه را نهایتا به طیف روحانیون مبارز که بعد ها با انشعابات گسترده  و اضافه شدن گروه های سیاسی مختلف ، اصلاح طلبان نامیده شدند واگذار کرد . اما بیت رهبری این فرصت را غنیمت شمرده و با استفاده تبلیغاتی از حضور گسترده مردم در انتخابات، این نه بزرگ را با مدد رسانه های داخلی به بردی برای نظام تبدیل کرد. حضور سید محمد خاتمی به عنوان ریاست جمهوری ایرانی که هشت سال با تمام قدرت های بزرگ به شکل مستقیم و غیر مستقیم در جنگ بود فرصتی مغتنم جهت تثبیت نظام در داخل و در خارج از کشور بود. سیاست های تنش زدایی دولت اصلاحات فرصت لازم جهت بسیج امکانات و نیروها را برای طیف دنباله روی رهبر ایجاد کرده بود (برای مثال، قدرتمند تر شدن سپاه از نظر اقتصادی و نظامی) و رهبر از این فرصت به نحو هر چه تمام تر استفاده کرد.

طمع شیرین پیروزی  

پس از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ با حمایت رهبر انقلاب و با استفاده از شعار های شبه انقلابی و شعار حمایت ازقشر ضعیف جامعه ، رهبر ایران این برد نیروی خودی را به حق ،  برد خود محسوب کرد و در چهار سال نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد از هیچ گونه حمایت و کمکی به او دریغ نکرد. این کمک ها به شکل حمایت های نرم و سخت در طول مدت ریاست جمهوری دولت نهم احمدی نژاد جریان داشت و رهبر از هر فرصتی برای تعریف و تمجید از احمدی نژاد استفاده کرد و صراحتا کارهای انجام شده در دولت احمدی نژاد را حتی قابل مقایسه با دولتهای پیش از این، من جمله دولت خود ندانست. این چهار سال اصلاح طلبان به گوشه ای رانده شده و دستشان از قدرت کوتاه بود و این دقیقا همان چیزی بود که رهبر میخواست و خواهان آن بود که این شرایط کماکان ادامه داشته باشد و با دولتی کاملا خودی و مجلسی یکدست به افزودن به قدرت خود ادامه دهند. از این رو، در انتخابات پر شائبه ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ هم رهبر باز در قامت حامی تمام قد احمدی نژاد وارد صحنه شد و از او در مقابل اصلاح طلبانی که هم اکنون فتنه گر خوانده میشدند دفاع کرد. رهبر حتی به کسی که با سخنرانی خود در جمع خبرگان در سال ۱۳۶۸ موجبات رهبری او را فراهم آورده بود رحم نکرد و نظر خود را به نظر احمدی نژاد نزدیکتر دانست. (در خصوص روابط رهبری و اکبر هاشمی رفسنجانی و چرایی حذف ایشان از قدرت بحثی طولانی است که مجال آن نیست). حال رهبر ایران توقع دارد که احمدی نژاد بر طبق نظر ایشان رفتار کرده  و چهار سال بعد را نیز چون دوره اول رییس جمهوری مطیع رهبر انقلاب بوده و منویات ایشان را براورد ه کند. تا آن تاریخ، حضور احمدی نژاد در قدرت دو آرزوی بزرگ رهبر را برآورده کرده بود، یک، حذف اصلاح طلبان و سرکوب هرچه تمام تر مخالفین به نام مقابله با براندازی و فتنه و دوم، حذف یار دیروز و رقیب و شریک در قدرت امروز، اکبر هاشمی رفسنجانی.

شیرینی ته مزه تلخی پیدا میکند  

احمدی نژاد از سویی دیگر زیر میز بازی زد و معادلات آیت الله خامنه ای را آشفته کرد. روز تنفیذ مقام ریاست جمهوری ، بر خلاف تنفیذ پیشین، احمدی نژاد به بهانه سرماخوردگی نه دست رهبر را بوسید و نه مفاصحه ای کرد. مشایی را به عنوان معاون اول خود برگزید ، نامه رهبر در مخالفت با معاون اولی مشایی را معطل گذاشت،  وزرای مورد اطمینان خامنه ای را عزل  کرد  و ۱۱ روز به نشانه اعتراض  به حکم حکومتی رهبر دائر بر ابقای مصلحی  خانه نشین شد. پالس های مخالفت و رویاروی احمدی نژاد با رهبر هر روز قوی تر میشد. خیزش برای گرفتن سازمان حاج و زیارت  صحبت از مکتب ایرانی، انسان کامل و اخیرا بهار نزدیک است، درگیری و رویارویی مستقیم با برادران لاریجانی که یکی از ایشان منسوب مستقیم رهبریست و دیگری به اذن آن. احمدی نژاد با تکیه بر امکاناتی که به واسطه تکیه زدن هشت ساله بر پست ریاست جمهوری در دست داشت طیف جدیدی را در گروه های سیاسی ایران پایه گذاری کرد و به این واسطه موفق به در دست گرفتن کرسی هایی در مجلس و شوراها گردید. در سوی دیگر،  بدنه مدیریتی سپاه رفته رفته از احمدی نژاد فاصله گرفته و تقریبا هر هفته اظهار نظر هایی از فرماندهان و افراد زی نفوذ سپاه بر علیه احمدی نژاد و تیم او شنیده میشود. نیروهای اصول گرای مجلس فاصله خود را از احمدی نژاد بیشتر کرده ، بعد از سخنرانی لاریجانی در یکشنبه سیاه تکبیر فرستاده، یاران احمدی نژاد را منحرف خوانده وحتی صحبت از شمشیر مخالف کشیدن میکنند. رهبر هم خود به شکل غیر مستقیم با نفرستادن نماینده خود برای بدرقه احمدی نژاد به مصر وبرای اولین بار به شکلی علنی و در  سخنرانی اخیر او را بی اخلاق، بی قانون و رفتار احمدی نژاد را خلاف عرف میداند.

زمان خروج احمدی نژاد از قدرت فرا رسیده

احمدی نژاد با نشان ظهور نشانه هایی این پیام را به رهبر داده که به راحتی و بدون هزینه حاضر به ترک پاستور نیست. به خبرنگاران میگوید که از کجا میدانید که این سال آخر دولت هست یا اینکه نزدیکانش در آخرین سفر به نیویورک بودن احمدی نژاد تشکیک میکنند. حال احمدی نژاد بازی جدیدی را در تاریخ جمهوری اسلامی آغاز کرده. رئیس جمهوری که خود با اذن رهبر رئیس جمهور شده و حاضر به ترک قدرت نیست! احمدی نژاد با در دست داشتن اسناد مدارک زیادی بر علیه مخالفین خود از هر تریبونی دست به تهدید ایشان میزند و مخالفین را مجبور به سکوت میکند و همزمان با دادن تریبون به مراد خود مشایی او را چهره ای میهن پرست ، لیبرال، روحانی و مخالف درجه یک رهبر در اذهان مردم جا انداخته است. او با تیزهوشی از بال مذهب پیاده شده و بر بال ناسیونالیستی ایرانیان سوار شده و از دید عامه مردم ایران چه کسی بهتر از کسی که بعد از سالها ایرانی گری را زنده کرده و با رهبر ایران مخالف علنی باشد. اگر واقع بینانه به سبد محبوبیت مشایی نگاه کنیم، میبینیم که مشایی از دید جامعه روشنفکر ایرانی مقبول تر چهره هایی چون حداد عادل یا محسن رضایی است. از دید عوام هم ادامه سیاست پرداخت نقدی یارانه ها و چند برابر کردن آن و گرفتن پولی بدون هیچ زحمت اضافی بر هر چیز ارجح است. بنابرین احمدی نژاد و یارانش به درستی میدانند که با ورود مشایی به انتخابات علاوه بر اینکه سازوکار های انتخاباتی را در دست دارند میتوانند روی رای حقیقی مشایی هم حساب کنند و پروژه معروف پوتین مدودوف را با اسامی دیگری که اکنون احمدی نژاد مشایی هست را به اجرا در آورند.

رهبر با مشایی کنار می آید؟

بی شک رهبر حاضر است به هر قیمتی از حضور مشایی در پاستور جلوگیری کند. عملکرد آیت الله خامنه ای در ماه های آینده به قدرت هزینه پردازی ایشان بستگی دارد. نگارنده سه سناریو در اانتخابات پیش رو را محتمل میداند

مشایی – اصلاح طلبان- اصول گرایان – نیروهای مستقل 

*احمد جنتی به عنوان ریاست شورای نگهبان و کسی که مجری بی چون و چرای رهبری گفته که حتی اگر مرده باشد روح او مشایی را رد صلاحیت میکند اما احمدی نژاد با در دست داشتن مدارکی بر علیه نظام و رهبری میکوشد که موفق به گرفتن حکم حکومتی رهبر برای تایید صلاحیت مشایی شود. مواردی که احمدی نژاد از آنها به عنوان کارت برنده جهت تهدید بزرگ استفاده خواهد کرد میتواند انتخابات پر شبهه سال ۱۳۸۸ و فرامین رهبر باشد و یا اسرار برنامه اتمی ایران که میتواند منجر به بروز فاجعه ای برای نظام و کشور باشد. بنا بر این حذف مشایی به راحتی نخواهد بود و دولت به فرستادن سایر مهره های دولتی مثل نیکزاد یا الهام تن نخواهد داد.

به فرض حضور مشایی در انتخابات ، بی شک هیچ کس جز اصلاح طلبان و مشخصا سید محمد خاتمی و یا اکبر هاشمی رفسنجانی نمیتوانند با وی رقابت کنند. باید دید که آیا رهبر حاضر به برآورده کردن نظرات اصلاح طلبان و بیرون کشیدن آنان از صندوق خاطراتی که خود با دست خود به آنان را رانده بود خواهد شد یا نه؟!  از دید نگارنده این احتمال از سایر گزینه ها محتمل تر است چون خاتمی و هاشمی در سالهایی که بر مسند ریاست جمهوری تکیه زاده بودند هرگز چون احمدی نژاد مقابل رهبر و فرامین او ایستادگی نکرده بودند و اساسا تصمیمی نمیگرفتند که با حکم حکومتی روبرو شوند ، از سوی دیگر قدرت بسیج نیرو و پای صندوق کشاندن قشر خاکستری را نیز دارند. رهبر منتظر اقدامات بعدی احمدی نژاد است که ببیند هزینه دهی در این مورد تا چه ابعادی خواهد بود. صحبت های اخیر عسگر اولادی را میتوان به عنوان زمینه چینی برای این باج دهی دانست.

اصولگرایان – اصلاح طلبان ضعیف- نیروهای مستقل

این در صورتی رخ میدهد که رهبر با پرداخت هزینه بالا موفق به ساکت کردن احمدی نژاد شود. در این صورت حاضر نخواهد بود که باجی به اصلاح طلبان داده و مهره های اصلی آنان را به روی صحنه بکشاند. این انتخابات با حضور چهره هایی چون قالیباف، نیکزاد، رضایی، و عناصر ضعیف اصلاح طلب مثل کواکبیان و عارف خواهد بود. در این انتخابات  قشر خاکستری ورودی نخواهد کرد و اصولگرایان سنتی با آرای محفوظ خود به قدرت میرساند.

وضیعت قرمز و نظام پارلمانی

اگر رویاروی احمدی نژاد و خامنه ای به رویاروی مستقیم و خیابانی بکشد و دو طرف حاضر به باج دادن به دیگری نباشند، تهدیدات احمدی نژاد عملی شده و خامنه ای و سپاه حاضر به کوتاه آمدن نباشند و حکم حکومتی جهت تایید صلاحیت مشایی صادر نشود بی شک درگیری شکل دیگری به خود میگیرد و در این حالت رهبر معزل انتخابات را برای همیشه پاک کرده و طی یک حکم حکومتی و تحت شرایط کاملا امنیتی از مجلس میخواهد که نخست وزیر معرفی کند.

به هر شکل ماه های باقی مانده ماه های حساسی در برهه سیاسی ایران است که باید نظاره کرد که کدام یک از طرف ها حاضر به پرداخت هزینه بیشتری هستند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)