ما معمولاً مهم‌ترین‌ درس‌های زندگی خود را از اشتباهات و انتخاب‌های بدی که کرده‌ایم، به دست می‌آوریم؛ اما اگر از افراد سؤال کنید که آیا اشتباه کردن را دوست دارند، بعید به نظر می‌رسد کسی جواب مثبت دهد. علت این مسئله این است که وقتی ما انتخاب‌های اشتباه می‌کنیم درنتیجه‌ی اشتباهمان خود و دیگران را متحمل عواقبی می‌کنیم که خوشایند نیستند. برای مثال انتخاب اشتباه رشته دانشگاهی می‌تواند منجر به هدر رفتن زمان و پول ما شود و در بدترین حالت مجبور شویم سال‌ها در رشته‌ای فعالیت کنیم که هیچ علاقه‌ای به آن نداریم.

خوشبختانه پس از مواجه شدن با عواقب اشتباهمان و اگر امکانش را داریم تلاش برای رفع آن، می‌توانیم از آن درس بگیرم تا دیگر، چنین اشتباهی را تکرار نکنیم.

اما چگونه یک اشتباه را به یک تجربه در زندگی تبدیل کنیم؟

قدم اول قبول این مسئله است که اشتباه کرده‌ایم. تا زمانی که همه‌چیز را به گردن قضا و قدر یا دیگران بیندازیم و رفتارهای خود را که موجب ایجاد اشتباه شده‌اند را نبینیم، مرتباً اشتباه خود را مثل یک الگو تکرار می‌کنیم و هرگز از آن درس نمی‌گیریم.

وقتی قبول کردیم که ما هم چه آگاهانه و چه ناخودآگاه در وقوع اشتباه نقش داشته‌ایم، می‌توانیم به دنبال رفتار یا عملکرد مشخصی باشیم که در یک ماجرای خاص باعث وقوع اشتباه شده است. یک روش ساده برای تشخیص عاملی که باعث اشتباه شده این است که از خودمان سؤال کنیم امیدوار بودیم چه چیزی رخ بدهد؟ چه چیزی آن‌طور که باید، انجام نشد و چرا؟ و در واقعیت چه چیز رخ داد؟

یادمان باشد عادت‌های بد باعث بروز اشتباهات مختلف می‌شوند. مثلاً وقتی همیشه دیر از منزل خارج می‌شویم، برای رسیدن به محل کار با سرعت بالا رانندگی می‌کنیم و خطر آسیب به خود یا دیگری را ایجاد می‌کنیم که این یک اشتباه بزرگ است و یا وقتی نمی‌توانیم صبور باشیم و با یک تصمیم عجولانه مانند برون‌آیی بی‌موقع به‌عنوان یک همجنس‌گرا یا ترنسجندر، ممکن است با مشکلات زیادی مواجه شویم.

مهم است در ارزیابی اشتباه خود و اینکه چرا مسائل آن‌گونه که تصور می‌کردیم، پیش نرفتند توجه کنیم که:

آیا اهداف و انتظارات ما واقع‌گرایانه بودند؟

آیا برنامه ما، با توجه به شرایط و اهدافمان، درست بود؟

در ایجاد برنامه درست برای رسیدن به هدفمان چه کار اشتباهی کردیم؟

باید در هنگام قضاوت خود، کاملاً با خودمان صادق باشیم و تلاش کنیم موقعیت را با دیدگاه یک قاضی بی‌طرف بسنجیم تا واقعاً بتوانیم نقاط ضعفی را که باعث ایجاد اشتباه شده‌اند را تشخیص و برای رفعشان تلاش کنیم.

و در نهایت وقتی دریافتیم که چه رفتار، عادت یا عاملی باعث ایجاد اشتباه شده، اکنون می‌توانیم شروع کنیم به اجرای چیزی که یاد گرفته‌ایم. برای مثال عادت بد خود را ترک کنیم یا نقشه بعدی خود برای رسیدن به هدفمان را به گونه‌ی دیگری بچینیم.

#مرکز_مشاوره_رنگین_کمانی را در دیگر شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.
پیامک در تلگرام

کانال تلگرام

اینستاگرام

فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)