تا کنون چند مورد از تصمیم‌های مهم زندگی خود را به دلیل وجود ترس و یا نیاز به داشتن اطمینان از نتایج وقایع وموقعیت‌ها گرفته‌اید؟ باید بدانید که با دانستن اینکه دقیقاً چه اتفاقی رخ خواهد داد، شاید دچار راحتی خیال شوید اما از سوی دیگر چنین تصمیم‌گیری‌هایی که بر پایه ترس از ناشناخته‌ها انجام می‌شود، می‌توانند انتخاب‌های شما در زندگی را بسیار محدود کنند و حتی سبب شوند تا شرایط ناراحت و سختی را تحمل کنید؛ فقط چون نمی‌خواسته‌اید ریسک کنید یا می‌ترسیده‌اید که از شرایط آرامش خود خارج شوید.

یکی از راه‌هایی که می‌تواند کمک کند تا با این نوع ترس مواجه شوید و از آن عبور کنید، تست کردن محدودیت‌هایتان است. هر انسانی یک تعادل طبیعی درونی دارد میان آنچه حس می‌کند برایش امن است و آنچه حس می‌کند برایش ریسک دارد.

مثلاً شما ممکن است به‌راحتی یک پرش یک متری انجام دهید اما حاضر نشوید تا یک پرش دو متری را انجام دهید! در این مثال جایی میان یک متر و دو متر همان نقطه‌ای قرار دارد که از آن مکان به بعد، شما احساس امنیت نمی‌کنید که بخواهید این پرش را انجام دهید.

قدم اول برای آزمایش محدودیت‌ها این است که این نقطه را در کار جدیدی که می‌خواهید انجام دهید اما ترس مانع می‌شود، پیدا کنید. آیا می‌خواهید به‌یک‌باره سه متر بپرید یا شاید بهتر است از پرش‌های کوچک شروع کنید و ذره‌ذره اندازه پرش خود را افزایش دهید؟

اگر امروز به یک کلاس ورزشی بروید هیچ مربی از شما به‌عنوان نوآموز انتظار ندارد که بدنی بسیار قوی و انعطاف‌پذیر داشته باشید یا اگر ندارید کلاس را ترک کنید! بلکه از شما می‌خواهد تا جایی که احساس راحتی می‌کنید و کمی بیشتر از آن، تمرینات کششی را انجام دهید و هر جلسه با تمرین و نرمش بیشتر، اندک‌اندک به‌جایی برسید که از انعطاف‌پذیری بالا و قدرت بدنی بهتری برخوردار ‌شوید.

پیدا کردن محدودیت‌ها هم مانند مثال قبل، گزینه‌ی یا انجام می‌دهم یا نمی‌دهم نیست.

شما می‌توانید فعالیتی را که قصد انجامش را دارید اما باعث ترس و اضطرابتان می‌شود را اندک‌اندک پیش ببرید و امتحان کنید. با آزمایش کردن محدودیت‌هایتان و به چالش کشیدن آن‌ها یاد می‌گیرید که توانایی‌های شما بیشتر از آن هستند که تصور می‌کنید.

افراد به‌طور کل قضاوت و پیش‌بینی نادرستی در مورد محدودیت‌هایشان دارند و بر اساس این تفکر نادرست مرزهایی از محدودیت را به دور خود می‌پیچند که وجود آن محدودیت‌ها هیچ ضرورتی ندارند. وقتی‌که این مرزها سُست شوند و از بین بروند، در آن هنگام است که فرد فرصت پیدا می‌کند تا در تصمیم‌گیری‌هایش آزادتر باشد و به خود اجازه دهد که بیشتر رشد نموده و تجربه کسب کند.

تصمیم بزرگ بعدی که می‌خواهید در زندگی بگیرید چیست؟ به گزینه‌های روی میز نگاه کنید و ترس‌ها و خطراتی را که با هر یک از آن‌ها مرتبط می‌شود را شناسایی کنید.

با یک مداد و کاغذ بنشینید و بعضی از افکارتان را درباره هر گزینه بنویسید.

تلاش کنید تا نقطه‌ی بین حس امنیت و ناامنی را پیدا کنید. به‌جای پیش‌بینی‌های کلی در مورد قابلیتهایتان کاملاً با خود صادق باشید. پس‌از گذراندن این مراحل، بررسی کنید که کدام‌ یک از گزینه‌های پیش رو اکنون بیشتر و یا کمتر ترسناک به نظر می‌آیند؟

اکنون درحالی‌که هنوز به گزینه‌های در دسترس نگاه می‌کنید، راه‌هایی را در نظر بگیرید تا در فعالیت‌هایی که درنظرتان نسبت به آنها احساس ریسک و ناامنی می‌کنید، شرکت کنید. از نیازتان به قطعیت و پیش‌بینی همه‌چیز فراتر بروید و کاوش کنید.

این می‌تواند به معنی مشارکت در نشست مربوط به گروه کتاب‌خوان‌ها (یا دیگر گروه‌های موردعلاقه شما) باشد، بدون اینکه کسی را در آنجا بشناسید!

یا می‌تواند به معنی این باشد که حتی باوجود ترس از جواب رد شنیدن از فرد به خصوص، درخواست قرار عاشقانه کنید.

بر روی جنبه‌هایی از فعالیت تمرکز کنید که برایتان لذت‌بخش است و حس خوبی به شما می‌دهد. این به شما اجازه می‌دهد تا کمی میزان تحمل را در آن بخش از وجودتان که هنوز حس ناامنی و ناراحتی می‌کند، زیاد کنید و به‌زودی خود را در حالی می‌یابید که قواعد و اصول شخصی خود را ازآنچه امن است و آنچه امن نیست دوباره بازسازی کرده‌اید و از این فعالیت جدید لذت می‌برید.

فعالیتی که روزی بسیار دشوار و ناممکن می‌نمود، تبدیل به کاری شدنی می‌شود که دیگر از فکر انجام دادن آن دچار ترس نمی‌شوید.

#مرکز_مشاوره_رنگین_کمانی را در دیگر شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

پیامک در تلگرام

کانال تلگرام

اینستاگرام

فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)