آیا اقدامات جنایتکارانهی باندهای “نظامی – امنیتی – رانتی” در دستگیری فرزندان موسوی و کروبی شبیه آب در هاون کوبیدن نیست؟
درآغاز سومین سال حصر خانگی رهبران جنبش سبز، که با احضار و بازجویی فرزندان آنها همراه بود، بغض و انزجاری مضاعف نسبت به جریان حاکم، در وجودم شعلهور شده است. بیاغراق احساس میکنم دخترم یا نوه ی مهربان چهار سالهام تحقیر و تهدید شدهاند. حال در این مجال اندک قصد دارم تا به روانشناسی فردی و اجتماعی باندهای خودسر و مزدور بپردازم.
یکم – ترس چیست؟ ترس احساسی ذهنی است که از اطمینان و یقین به سمت عدم اطمینان و یقین حرکت مینماید. با توجه به این تعریف، میتوان گفت در شرایط فعلی حکومت احساس عدم امنیت کرده و در نوعی سراسیمگی وهرج ومرج گرفتار شده است، هرچند که در رجزخواندن کم نمی آورد. عربده کشیهای جنون آمیز وگستاخانه ی سالهای اخیر را به خاطر می آورم که احمدی نژاد و دیگرانی که کم و بیش همنوای او بودند، با ژستی مقتدرانه قطع نامههای شورای امنیت را ورق پارههایی بیارزش خطاب میکردند. اما اکنون فشارهای اقتصادی – اجتماعی وتحریم ها (که بیشتر برمردم فشار می آورد) گردانندگان را به جانب بی ثباتی وعدم یقین سوق داده است. به عنوان مثال در مرکز یکی از استانها یک قاضی با متهم تماس داشته و خاطر نشان کرده که:”مراقب خود باش!”، جالب است که متهم پیش از این با قرار وثیقه خارج از زندان به سر میبرده و حالا گویی وجدان خواب آلودهی قاضی معذب شده و به او گوشزد کرده که شرایط بسیار خطرناک بوده و جنگ قدرت بین سپاه، احمدی نژاد و بیت بالا گرفته است. این خبر میتواند تا حدودی چرایی دستگیری دختران موسوی، توسط باند احمدی نژاد، را روشنتر نماید.
دوم – از آنجا که “میر حسین موسوی” با قبول هزینهها ثابت کرده که منافع فردی تنگ نظرانهای ندارد، با گذشت زمان حقانیت وصحت پیشبینیهایش، حتی برای، بخشهایی از جناح رقیب روشنتر میشود. این امر را میتوان شکستی سنگین برای جناح اقتدارگرا و مستبد تلقی کرد. از سوی دیگر ایستادگی مهندس موسوی درحصر خانگی که به قول “زهرا رهنورد” شرایط آن از “گوانتانامو سختتر است”، بیش از پیش موجبات کلافگی و آشفتگی باند های امنیتی را فراهم آورده و به احتمال زیاد مأمورین را به انتقام کور، تعصب آلود وجزم اندیشانه واداشته است. از این رو احضار و دستگیری فرزندان موسوی میتواند اقدامی به منظور کتمان بحران داخلی باشد. این دست رفتارهای مافیایی، بهخصوص از جانب جریان احمدی نژاد، بعید نیست. افرادی چون “سعید مرتضوی” از هر ترفندی برای آزار و شکستن طرف مقابل سوء استفاده مینمایند. در این میان فشار بر داماد موسوی برای جدایی از همسرش یکی از وقیحانه ترین خودسری هاست که گویا باعث جدایی آنها نیز شده است.
سوم – تحریمهای بین المللی و طرح مسألهی نقض حقوق بشر در ایران، که اخیراً با حمایت جهانی از بازداشت خبرنگاران ایرانی جدیتر شده، فشار مضاعفی را بر نظام وارد میکند. از سوی دیگر جامعهی مدنی وجنبش سبز روز به روز انسجام خود را بازیافته و هرچند رژیم با چنگ ودندان در پی سرکوب آن است، اما جنبش زیر پوست ظاهری به رشد و حرکت خود ادامه میدهد. میتوان به دلایل فوق افزود اما من چند توصیهی ساده دارم که شما نیز میتوانید به منظور برون رفت از وضعیت موجود به آنها بیفزایید.
الف – خبر احضار و بازداشت دختران موسوی و پسر کروبی را به هر نحو ممکن به دیگران انتقال دهید. اسکناس نویسی، نامه نگاری و جمع آوری امضاء برای نمایندگان مجلس، شعار نویسی در خیابان، تقاضا از “صدای آمریکا” در برنامهی روی خط و BBC در برنامهی نوبت شما و تلویزیون رها به منظور تحلیل دقیقتر این موضوع از جمله راههای این اطلاع رسانی خواهد بود.
ب – نامه نویسی به هواداران و رهبران جنبش سبز در خارج از کشور و ارتباط ارگانیک با کنشگران وتحلیل گران ایرانی خارج از کشور
ج – شما باید بدانید که رژیم حتی از نام موسوی بر روی دیوارهای شهر هم هراس دارد. بنابراین جنبش زنده و سر افراز است به تهدیدهای حسین شریعتمداری و دیگرانی از قماش او توجه نکنید. اگر هنوز رگه های ترس رابا خود حمل میکنید به صورت فردی عمل کنید چون ضریب امنیتش بالاتر خواهد بود. مخلص کلام آنکه جامعه آبستن حوادثی گسترده است و زایمان نهایی کمی همت میطلبد.
در پایان خاطرهای از زندان اوین نقل میکنم که خالی از لطف نیست. درسال ۶۱ در بند ۳ زندان اوین با دوستی اخبار تلویزیون را تماشا میکردیم که میرحسین موسوی را در مجلس مشغول نطق کردن نشان میداد. دوست من گفت:”فلانی ! چطور میرحسین میتواند با این باندهای مخوف ومتعصب باسلامت وپاکدستی زندگیکند؟” جالب اینکه ما زندانی رژیم بودیم (البته تودهای هم نبودیم) و میر حسین هم نخست وزیر آن رژیم بود. حالا با گذشت بیست سال از آن گفتگوی کوتاه و با دیدن مقاومت موسوی، سؤال دوست عزیزم – که در قید حیات نیست – پاسخ داده میشود.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

نظرات
به جای دستگیر کردن بچه هاشون….
کاش خودشونو اعدام میکردن!!
منافقای پست هوای ایرانو مسموم میکنن!!
دیگه نباید زندانی باشن…
باید بمیرن!!!
جمعه, ۴ام اسفند, ۱۳۹۱
اسلام کمونیستی
جمعه, ۴ام اسفند, ۱۳۹۱