نوشته‌ی عبدی کلانتری

در نظام تئوکراتیک ایران، به نهادهای فرهنگیِ رانت‌خوار می‌گویند سازمانهای «مردم‌نهاد»! کارکرد این مردم‌نهادها تبلیغ و ترویج ایدئولوژیک است، روغن کاری ِ فرهنگی برای بازتولید ِماشینِ قدرت، یا به تعبیری گرامشی‌وار جلب «رضایت» شهروندان («کانسنت»)، زیرا هیچ نظامی تنها با نیروی قهر پابرجا نمی‌ماند؛ بلکه نیاز دارد در کنار قوای سرکوب خشن، با جنگ نرمِ فرهنگی هم تا جای ممکن مردم را متقاعد کند که نظام از خودشان است.
==
اسلامگرایی، شناخت از «دشمن» (خارجی و داخلی)، تشخیص کانال‌های تهاجم فرهنگی و عمال آن، شرایط ثبات و امنیت، اعتقادات دینی و اخلاقی، تعریف از جایگاه زن، تبلیغات فولکور شیعی و طرز فکر امامی و امامزاده‌پرستی، و احترام به مقدسات که همان احترام به پاسداران دین و دولت دینی باشد، از اعم وظایف دستگاههای ایدئولوژیک دولتی یا همان «مردم‌نهاد»های فرهنگی محسوب می‌شود. این کارکردهای فرهنگی همه زیر عنوان «دفاع از آرمان‌های انقلاب» تعریف می‌شوند. تعدادی از این مردم‌نهادهای فرهنگی رابطه‌ی تنگاتنگی با سپاه و دستگاههای اطلاعاتی رژیم دارند.
==
از میان این مردم‌نهادها، معروف‌ترین و چاق‌وچله‌ترین‌هاشان با بودجه‌های صدهامیلیاردی، «سازمان تبلیغات اسلامی» و زیرمجموعه‌های آن است (مثل برخی دانشگاه‌ها، مؤسسات انتشاراتی، بنیادهای هنری؛ و برگزاری صدها جشنواره و نمایشگاه و کنفرانس و غیره در سال). نهادهای معروف دیگر عبارت‌اند از مؤسسه‌ی نشر آثار امام خمینی؛ «جامعه‌المصطفی» برای تدریس «علوم اسلامی» با دهها هزار دانشجو از ملیت‌های مختلف؛ «صدا و سیما»؛ «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» (شبکه‌های برونمرزی برای ترویج اسلامگرایی در دنیا). فهرست طولانی است و نام‌های زیادی را دربر می‌گیرد.
==
تعدادی از دستگاههای ایدئولوژیک مستقیماً به اشاعه‌ی اسلامگرایی نمی‌پردازند اما به طور غیرمستقیم نقش «نورمالیزه کردن» و مشروع‌ جلوه دادن کارِفرهنگی برای نظام را بازی می‌کنند، این‌ها افراد ظاهراً «غیرسیاسی»، محققان و پژوهشگران «بی‌طرف» را در استخدام دارند که صادقانه می‌خواهند به «مملکت» و«فرهنگ ملی» خدمت کنند، مثل فرهنگستان زبان، مؤسسه‌ی تحقیقات استراتژیک، دایره‌المعارف اسلامی، و نظایرشان. پژوهش‌های این قبیل نهادها به واقع می‌تواند مفید و تخصصی باشد اما در پازل بزرگ‌تر ِ تمامیت ِدستگاههای ایدئولوژیک، به هرحال کارکرد مشروعیت‌بخش خود را برای نظام ایفا می‌کنند.
==
رادیو زمانه گزارش می‌دهد که آقازاده‌ی بسیجی حدوداً سی‌ساله ای یک تنه سه تشکیلات بزرگ فرهنگی با بودجه‌های میلیاردی را رهبری می‌کند: «بنیاد فرهنگی روایت فتح»، «سازمان بسیج هنرمندان»، و «سازمان رسانه‌ای اوج». سازمان اخیر به تنهایی دارای هشتاد زیرمجموعه‌ی هنری و رسانه‌ای است که هم داخل و هم خارج از کشور فعالیت دارند و، «بیش از ۲۶۰۰ هنرمند با این سازمان همکاری می‌کنند و ۷۰۰ مستند هم هر سال توسط این سازمان تولید می‌شود.» فیلمسازانی چون حاتمی‌کیا (جان‌نثارِ فرمانده‌ی سپاه قدس) و فرصت‌طلبانی چون مهدویان (ماجرای نیمروز) که «آرمان‌های انقلاب»، ارزش‌های دفاع مقدس، و مقاومت علیه استکبار را تبلیغ می‌کنند نمونه‌های منحصر به فرد نیستند، لشگری از فیلمسازان و سریال‌سازان و مستندسازان کمترشناخته‌شده برای «اوج» کار می‌کنند تا ایدئولوژی اسلامگرایی از هزار کانال و روزن و شکاف وارد مغزها و قلب‌ها شود.
==
زمانه: احسان محمدحسنی، مسئول سازمان اوج اعلام کرده که این موسسه علاوه بر فیلم‌های سینمایی هر سال ۷۰۰ مستند هم تولید می‌کند. در زمینه تبلیغات محیطی علاوه بر طراحی بیلبوردهایی مانند «صداقت آمریکایی» در تهران همزمان با مذاکرات هسته‌ای، در ایام اربعین جاده نجف به کربلا و بغداد به کربلا را هم با بیلبوردهای تبلیغاتی تزئین می‌کند. محصولات تبلیغی این مؤسسه در ۴۰ شبکه برون‌مرزی وابسته به جمهوری اسلامی پخش می‌شود. سریال‌های «پایتخت»، «آشوب» و «آسمان من» از دیگر محصولات موسسه وابسته به سپاه است. رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با کارگردان سریال پایتخت گفته بود: «یک تکه‌هایی از این کار شما را دیدم. “پایتخت”. خیلی خوب بود. یک فیلم ایرانیِ کامل و درست است.» ///

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)