کشورهای استعماری چگونه تسلط غیرمستقیم را بر سلطه مستقیم ترجیح می‌دهند و چگونه اینکار از هزینه‌های استعماری می‌کاهد؟

جوامع کم‌هوش که بهره هوشی متوسط مردمان آنها بین ۸۰ تا ۹۰ است، کدام جوامع هستند و چرا در این جوامع برخلاف جوامع با بهره هوشی متوسط و بالا، هیچگونه جنبش اصیل مردمی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد؟

جوامع کم‌هوش چگونه تبدیل به معادن غنی و گنج‌های ثروت بی‌زحمت کشورهای استعماری شده‌اند؟

چرا کشورهای استعماری بجای غارت مستقیم منابع جوامع کم‌هوش بر دو روش جدید «فروش اسلحه از طریق گسترش جنگ‌های تحریکی» و «پناه دادن به اختلاس‌گران» متمرکز شده‌اند؟

چرا افکار عمومی در اینگونه جوامع بجای بازخواست و اعتراض به کشورهای پناه‌دهنده به اختلاس‌گران که هدایت‌کننده و مأمن و حامی غارتگران شده‌اند، به بازخواست عوامل جزئی داخلی و خودزنی می‌پردازند؟

چرا رسانه‌های استعماری لازم می‌بینند تا مهره‌ها و عوامل مختلف و بظاهر متضادی را در جوامع تحت سلطه حفظ کنند و هر یک از آنها را در موعد مقرر و مورد نیاز و با انحراف جنبش‌های مردمی و یا راه‌اندازی جنبش‌های جذاب و بظاهر مردمی به قدرت برسانند؟

چرا عوامل فرصت‌طلب داخلی که در گوشه امنی نشسته‌اند، بلافاصله پس از موفقیت جنبش‌های مردمی یا بظاهر مردمی، وجهه و نقاب باب روز بخود می‌گیرند و مبارزان واقعی را به روش‌‌های گوناگون قلع و قمع می‌کنند؟

چرا رسانه‌های استعماری فقط بعضی از فعالان یا زندانیان و دستگیرشدگان را تبلیغ و ترویج می‌کنند و در قبال بسیاری از آنان به سکوت و بایکوت روی می‌آورند؟

جنگ‌های تحریکی و فرسایشی در جوامع کم‌هوش و چرخه مکرر «اشغال-آزادسازی شهرها» که همراه با مصرف تسلیحات و تخریب تأسیسات هستند، چگونه به نفع شکوفایی و رونق اقتصاد کشورهای استعماری تمام می‌شود و چگونه درآمد سرشاری را نصیب آنها می‌کند؟

اسناد دروغین که رسانه‌های استعماری هر از گاهی خبر از کشف و خروج از محرمانگی آنها را می‌دهند، چیستند و چه کاربردی در تغییر و تحولات سیاسی جوامع کم‌هوش دارند؟

چرا کشورهای استعماری برخلاف شعارهای ظاهری و برخلاف قوانین بین‌المللی و مدعیات حقوق بشری به شکنجه‌گرها و عوامل سرکوب و خشونت اجازه اقامت بی‌دغدغه و مادم‌العمر می‌دهند؟

اصطلاح استعماری «توهم توطئه» چیست و چگونه تبدیل به چماقی برای سرکوب روشنگران و فعالان مطالعات پسااستعماری شده است؟

چرا اغلب افراد جوامع کم‌هوش از درک اولویت منافع عمومی به منافع شخصی عاجز هستند و در خیانت به همنوع و خوش‌خدمتی به سلطه‌گران از یکدیگر سبقت می‌گیرند؟

اقلیت باهوش و پراستعداد و آرمان‌خواه و عدالت‌خواه چگونه قربانی اکثریت کم‌هوش و بازی‌خورده و یا اشخاص فرصت‌طلب و چاپلوس می‌شوند؟

چرا مبارزان و تلاشگران و دلسوزان و مصلحان واقعی جامعه یا شکست می‌خورند و از بین می‌روند و یا در صورت پیروزی، جاده‌صاف‌کن مهره‌های استعماری و فرصت‌طلب‌های پرده‌نشین می‌شوند و باز هم از بین می‌روند؟ چرا در هر صورت فراموش نیز می‌گردند و از یادها می‌روند؟

آیا راهکاری جز مقابله با رسانه‌ها و تریبون‌های مروج لودگی و تحمیق توده‌ها و بالا رفتن آگاهی و بهره هوشی متوسط جامعه و افزایش قدرت ادراک و استدلال وجود دارد؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)