نمایش «روز عقیم» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی از حضور در سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر حذف شد.
«روز عقیم» که پیش از این در تماشاخانه خصوصی باران روی صحنه رفته بود به موضوع آتش کشیدن محله «قلعه» یا «شهر نو» تهران در روزهای انقلاب می‌پرداخت .
نخست در دی ماه سال جاری است که کیانی از «دعوت شدن به شورای نظارت مرکز هنر‌های نمایشی می‌گوید و از جلسه‌ای که طی آن نامه‌ای از نهادی غیرفرهنگی و خارج از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سمع و نظر او رسیده است که در آن به صراحت گفته شده: نمایش «روز عقیم» حق اجرا در جشنواره تئاتر فجر را ندارد.»
در ادامه، فرهاد مهندس پور (استاد دانشگاه و دبیر سی‌ و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر) در یادداشتی از حسین کیانی درخواست میکند اثرش را از جشنواره کنار نگذارد. مهندس پور در این نوشته کوتاه با ارجاع به قرآن سعی دارد بر بعد اخلاقی و مذهبی این نمایش بی‌افزاید. او می‌نویسد «حسین کیانی استعاره «روز عقیم» را از آیه 55 سوره حج در قرآن کریم به وام گرفته است. و لا یزال الذین کفروا فی مریه منه حتی تاتیهم الساعه بغته او یاتیهم عذاب یوم عقیم. الحج. آیه 55: آنان که کفر ورزیده‌اند همواره در تردیدند تا به ناگاه پایان آنان فرا رسد یا رنجِ روز بدفرجامی‌شان.»
در پاسخ به او، کیانی خود را «کوچکتر» از آن می‌بیند که نسبت به عدم حضور در جشنواره بی‌اعتنا باشد و با گذاشتن دو شرط تمایل مجددش را برای شرکت در جشنواره ابراز میکند تا به ظن وی «روز عقیم در آرامش و بدون هرگونه تنش و دشوارسازی غیرفرهنگی با دبیری مهندس پور» به روی صحنه رود.
سرانجام، یک روز مانده به اجرا (اول بهمن ماه) شورای نظارت و ارزشیابی به‌طور قطعی، نمایش «روز عقیم» را از حضور در جشنواره منع کرد زیرا بنابر گفته‌ی مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی «رویدادهای نمایش «روز عقیم» و خط سیر شخصیت‌ها و چهارچوب روایی و تاریخی داستان، آنقدر تلخ و گزنده است که مناسب اجرا در جشنِ انقلاب و جشنواره تئاتر فجر نیست.»
در نامه‌ی دیگری، کیانی با خطالب کردن مهندس پور به «استاد عزیزش» از چند و چونِ کنار گذاشته شدنش می‌پرسد و با اشاره به «آزاد و خلاقانه بودن موضوعات» جشنواره به دوام آن از ۳۶ سال پیش تا به امروز می‌پردازد.
اما این ماجرای به ظاهر ساده و بسیار تکراری، به نحو نمادینی داستان کل ملت ایران است: کسانی حذف می‌شوند تا دیگران بیایند! تا کسان دیگر ببرند! عده‌ای برکنار می‌شوند تا سفله‌ها به روی کار آیند!
از طرف دیگر، سکوت و همکاری بسیاری از هنرمندان در این جشنواره با چهره‌ی «هنرمند غیرسیاسی» تعریفی است از کل شرایط: کسانی که از بی‌اعنتایی به سرنوشت دیگران سود میبرند و نسبت به اخلاق جمعی بی‌تفاوت‌اند.
کیانی در ادامه از دوستان و هنرمندان می‌خواهد تا واکنشی نشان دهند و نقل به مضمون از برشت می‌گوید که «اگر از دیگران به وقتش حمایت نکنی، وقتی نوبتِ زدنِ خودت می‌شود کسی نمانده که از تو حمایت کند‌». او اما شاید نمی‌داند که در تمام این سالهایی که مشغول به فعالیت فرهنگی بوده است، دیگرانِ بسیاری به دلایل واهی همواره حذف شده‌اند و این غیر سیاسی بودن و بی‌تفاوت بودن به دانشگاه و تئاتر هم راه پیدا کرده است.
حذف تراژیک کیانی در شب تولدش (آنگونه که خود می‌گوید)، بسیار تلخ و گزنده است؛ آن هم درست در زمانی که می‌بیینم «غیرسیاسی» بودن و «بی‌تفاوت‌ بودن» کل جامعه را «عقیم» کرده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)