جناب آقای شاهین نجفی
هدف از نگارش این نامه نه نقد مصاحبه‌ی شما با BBCفارسی که نقد پاسخ نامحترمانه‌ی شما به پرسشگران و منتقدان آن مصاحبه و نفهم دانستن آنهاست.
اما قبل از آن باید به اجبار گریزی به آن مصاحبه زد.
همه ی ما به خوبی می‌دانیم که شما به فراخور شغل و‌حرفه‌تان نیازمند رسانه و دیده و شنیده شدن هستید.
پس به شخصه و بدون تعارف انتظارم از حضرت عالی همیشه بر بنای این بوده است که شما یک هنرمند هستید (از نوع متعهدش) نه بیشتر نه کمتر.
اما برخی مخاطبین(براساس برخی کنش ها و حرف‌هایی که تا کنون داشته اید) شما را چیزی فراتر از این دیده و بر همین مبنا انتظاری فارغ از آن چه که واقع است از شما داشته‌اند؛ که نمود آن را در پرسش ها و نقدهایشان پس از انتشار مصاحبه‌ی پیش گفته، دیدیم.
انتشار این مصاحبه مصادف بود با جهت گیری خائنانه این رسانه پس از قیام مردم در دو هفته پیش.
جناب آقای نجفی از دید ما (عوامان)، تحریم دو رسانه ی BBCفارسی و رادیوفردا، یک عمل انقلابی، رادیکال، مؤثر و هدفمند است؛ به دلیل آنکه می‌خواهیم رسانه‌ای که ژست بی‌طرفی گرفته و اسب تروا گونه در بین ما، چنگ بر چهره‌ی مخالفین زده و خائنانه در بحرانی‌ترین لحظات با دادن آدرس غلط به مخاطب سعی در انحراف قیام مردم داشته،مشروعیت زدایی کنیم.گفتن این نکته که این رسانه حیاط خلوت اصلاح طلبان است نیز برکسی پوشیده نیست.
شاید استدلال شما‌ چیز دیگر باشد و استدلال ما چیز دیگر.
اما هیچ‌کدام از ما حق توهین به یکدیگر را نداریم.
مخاطب شما حق دارد بپرسد: اگر بنا بر حضور و استفاده از هر رسانه‌ای است، پس حضور در رسانه‌های زرد هم می‌تواند جایز باشد؟
مخاطب آزاد است که بپرسد کدام حرف رادیکال در مصاحبه تان بیان شد که می‌خواستید از آن رسانه برای بیانش بهره ببرید؟
آیا حضور این باره شما دست بالا را به BBCفارسی نمی‌دهد که به مخاطبین القاء کند بسیاری از نقدهایی که شما پیشتر و ما همیشه بر او داشته ایم،‌بر مبنای واقعیت نیست؟ گزاره را دنبال کنید: BBC به یک هنرمند که از قضا‌ منتقد او هم هست، تریبون می دهد؟!
حدس باقی ماجرا کار سختی نیست…
اما آیا BBC “همیشه” و در هر “موضوعی” این امکان را به “همه” می‌دهد؟
جناب نجفی شما به جز معرفی چند باره آثار ارزشمندتان در BBC کدام حرف نگفته را که قبلا در جایی نگفته یا امکان گفتنش را نداشتید، در آن برنامه بیان فرمودید؟
برادر عزیزمان،چند درصد مخاطبان BBC مخاطب جدی گفتمان شما هستند که به دنبال تأثیر گذاری بر روی آنها بودید؟
آیا نکته ای حیاتی در آن مصاحبه عنوان شده که ما از آن بی خبریم که اینگونه ما را به عدم فهم فضای رسانه متهم می کنید؟
برادر گرانقدر در پاسخ سراسیمه‌ی شما به پرسش هاو نقدها،یک نکته‌ی اساسی نهفته است؛شما به خوبی می‌دانستید بعد از جهت گیری اخیر BBCفارسی در قبال قیام فرودستان،پخش این مصاحبه با واکنش منفی مواجه خواهدشد.
به همین دلیل بود که اینگونه به واکنش پرداختید؛وگرنه لزومی نداشت که این چنین برافروخته ما را بنوازید.
اما برادر عزیزم جسارتا اگر من کمترین در جایگاه رفیع شما بودم!تنها یک جمله عرض می کردم:این مصاحبه متعلق به پیش از این قیام است/چرا که تاریخ ماپس از این قیام تغییر خواهد کرد و هیچ چیز به پیش از آن برنخواهد گشت.
در بخشی از مصاحبه ی تان با BBC،به درستی از خطر امامزاده و بت رهبرسازی گفتید؛جناب نجفی خیل عظیمی از طرفدارانتان به این مصیبت دچار گشته اند..
به گونه‌ای که شما هرچه بگویید پذیرا هستند و هر چه نفی کنید،دشمن.
بسیاری از مفاهیم در بین طرفدارنتان نه از باب کشف و شهود بلکه از آن جهت مورد قبول است،چون تنها شما بیان فرموده اید.
قطع به یقین شما در این امر مقصر و مورد سوال هستید وباید علت را واکاوی نمایید تا به مصیبتی دیگر دچار نگردیم.
جناب نجفی چندی پیش در یک گفتار صوتی راه برون رفت از معضلات جامعه بشری را هنر و فلسفه بیان کردید.
گذشته از این که این کلام نشان از عدم درک صحیح شما از اوضاع خاورمیانه و ایران دارد، واینکه شما بر بستر واقعیت حرکت نمی‌کنید.نشان می دهد که شما نیز چون بسیاری از افراد، دنیا را تنها از دریچه‌ی فعالیت و حرفه خودتان می‌نگرید که خود این امر خطر دگماتیسم را به همراه دارد. همانند”پزشکی”که همه چیز را تنها از زاویه حرفه خود می‌بیند و می‌سنجد.
دوست گرانقدر،بدون تعارف شما یک هنرمند(متعهد)خارج از کشور هستید،
با همه‌ی دغدغه های درخورتان. نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر،با همه‌ی نکات مثبت و منفی که مانند هر کسی دارید.
اما قطعا درک کامل و کافی ازفضای مبارزه و سیاست(نه به معنای سیاستمدارش)ندارید.که اگر داشتید،این مقدار اشتباهات محاسباتی نداشتید؛بزرگ کردن افرادی به غایت متوسط که بعد از بادشدن بادکنکی و به طبع سقوط و ترکیدنشان ترکش‌هایی داشت که هم شما و هم ما را بی‌نصیب نگذاشت.
که اگر مشاوره‌ی درست و پرهیز از دخالت رفاقت در امور مبارزاتی و سیاست بود
این اشتباه چندین بار تکرار نمی‌شد.
جناب نجفی به عنوان عضوی از جامعه‌ای که روزی از سوی اصلاحیون “کرکس” و “اوباش” خوانده شده و روز دیگر از طرف اصولیون “آشغال” خطاب شده و اکنون هم از سمت جنابتان “نفهم” و “سطحی‌نگر” و “سطحی‌گو” اطلاق شده صریحاً عرض می کنم، درست است که این روزها در حال مهیا شدن برای خیزش دوباره در #بهمنی_نو هستیم و خیابان مأوایمان، اما هنوز اندک شعوری برایمان مانده است که قلم در دست گرفته و بگوییم شما، شمایی که مدام خود را (ما) خطاب می کنید ،اجازه‌ی توهین و‌ تحقیرمان را ندارید برادر! هر چقدر هم که هم سنگر و هم دردمان باشید. چرا که ما برای پایان بخشی به همین تحقیرها جان در کف دست گرفته‌ایم.
شاهین عزیز، یک نویسنده‌ی فرانسوی در تعریف شعر گفته است: شعر، پیچیده گفتن مسائل ساده نیست، بلکه برعکس ساده گفتن مسائل پیچیده است‌.
برادر بزرگترم! ۱)مخاطب کلام شما در محرومیت آموزش به سر می برد، درست… اما این دلیل بر چماق کردن آن محرومیت در استدلال هایتان در رد نظر او نیست. ۲) هنر شما در ساده گویی کلامتان است نه در تبختر علمتان و به حساب نیاوردن مخاطب محرومتان.

کلام آخر:چقدر دلم برای آن شاهین خاکی و طاغی تنگ شده.

ارادتمند: بهنام موسیوند
۹۶/۱۰/۲۹

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)