جریان سوم

اصلاحات آخرین فشنگهایش را بروی مردم شلیک کرد.

خیزش اخیر چند دست آورد بسیار بزرگ داشته است که به هیچ شکل برگشت پذیر نیست.
نخستین و بزرگترین دستاورد آن صدای بلند جریان سومی است که بر خلاف دو جریان پیشین بر سر سهم بیشتر از خان گسترده ای که برای خودی ها پهن شده چانه نمیزند.تنها خواسته اش جمع شدن بساط دو جریانی است که به نابودیش کمر بسته اند .
دومین دستاورد آن درهم شکستن توهم فریبی است که مدعیان اصلاحات سیستم ،بدنبال نمایندگی آن از سوی آنان بوده اندتا به مددصف بزرگ این مال باختگان غارت ملی ،سهم بیشتری ازچپاول را برای خود بدست آورند .
جریان سوم هر دو جناح را به یک حد در این فریبکاری مقصر میداند تا آنجا که به زیرکی جناح اصلاح طلب را در آزمونی سخت به نمایش گذاشت تا اصلاحات آخرین فشنگهایش را بروی مردم شلیک کند. آزمونی که از قبل هم نتیجه اش معلوم بود وبه اثبات حقارت و وادادگی و دریوزگی جناحی که حصر رهبران دربند خود را نیزبرای عبورآزسیستم نظارت استصوابی مبادله کرد. دیدیم که اصلاحات با ارایه لیستی حداقلی از فرصت طلب ترین و در یوزه ترین نمایندگانش در بده بستانی آشکار با شورای نگهبان مهرتایید برسیستمی نهاد که به سلب آشکارترین حقوق اجتماعی ملت چون نظارت بر سسیتم و مشارکت آزادانه در آن انجامید.
آنهم به بهای صرفنظرکردن از تمامی خواسته های جنبش ۸۸ و تنها شعار هنوز زندهٔ آن که پایان دادن به حصر رهبران در حصرش بود.خواسته ای که صرفنظر کردن از آن تیر خلاصی بود برجنبشی که مردم در آن سرنوشت سیاسی خود را به آنان سپرده بودند.
ابوالفضل قدیانی، از فعالین سیاسی و از مبارزان دوران ستم‌شاهی واز اعضای سازمان مجاهدین اسلامی میگوید:
“نتیجه انتخاباتی که شورای حفظ استبداد دینی (یعنی شورای به اصطلاح نگهبان!) تمام منتقدان را در آن قلع و قمع کرده است، نمایندگان تسلیم و رئیس جمهور تسلیم تر است. رئیس جمهور و مجلسی که به جای آنکه بار اقتصاد را بر بودجه‌ نهادهای انتصابی و ارگان‌های صوری و سایر خدم و حشم استبداد بگذارند، از آستان قدس و بنیاد به اصطلاح مستضعفان و ستاد اجرایی مالیات بستانند و نهایتا این نهادهای عمومی را به خدمت مردم و دین باز گردانند، فشار کمرشکن اقتصادی را به گرده این مردم مظلوم می‌اندازند و در توجیهش آسمان و ریسمان می‌بافند. از وکیلان و رئیسانی که هزارخوان شورای نگهبان را گذرانده‌اند و نتیجتا بیشترشان نگران تأیید صلاحیت مجدد و پست‌ها و اموال قبلی و بعدی‌شان هستند نمی‌توان انتظار ایستادگی در برابر مستبد را داشت”.
آنچه مسلم است آنکه ،چشم به بخشش حاکمان نمیتوان داشت و جریان سوم به جایگزینی خارج از مدار قدرت موجود یعنی به خود چشم دوخته است.
دست آورد سوم :شکستن صفوف بخشی از وادادگان سیاسی چپ است که هنوز با شعارهای تکراری سالهای نخست خیزش پنجاه وهفت بوی ماندگیشان دنیا را آلوده می کند .کسانی که با پناه گرفتن پشت جریان اصلاحات بدنبال یافتن جان پناهی امن برای اخته کردن اندیشه های عدالت طلب بوده اند. بجای تحقق عدالت و ایستادن در صف محرومان به کار بسازو بفروشی درسسیتم ولایی همت گمارده بودند تا اطمینان حاصل کنند اراده محرومان بر سرنوشت خویش هرگزمیسر نمی گردد.
جریان سوم ازهم اکنون معادلات موجود را درهم ریخته است و دیری نخواهد پایید که متحدین واقعی عدالت خواه خود را نیز از میان متحدین واقعیش که چشم بدنیاییی دوخته اند که درآن ریاکاری و ولایتی دیگرمیسر نخواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)