بیست و دوم بهمن مصادف با اربعین شهدای راه آزادی، در ایران روز عزای ملی است…
آیت الله خامنه ای می گوید ملت ایران بعد از گذشت چهار دهه انقلابی تر از گذشته است. من این ادعا را تایید می کنم. اما چرایی این واقعیت محل مجادله میان امثال من و آیت الله خامنه ای و هم فکرانش است. آقای خامنه ای معتقد است مردم به خواسته خود رسیده اند و بدنبال حفظ و حراست و حمایت از آن هستند و ما معتقدیم مردم ایران اصولا به خواسته نرسیده اند و این ناکامی دلیل تداوم انقلابی گری است. استدلال بسیار ساده است. وقتی کسی به خواسته خود برسد یا حتی قلبا باور داشته باشد که به سمت و سوی خواسته و هدف در حرکت است بطور طبیعی و منطقی به آرامش می رسد اگر نه همان ابتدا که با گذشت زمان. اما در طول قریب چهل سال گذشته حتی یک سال نخواهید یافت که ملت ایران روی آرامش به خود دیده باشد، برعکس هر سال بر التهابات اجتماعی سیاسی فرهنگی اقتصادی و حتی هنری افزوده شده است. و هر دهه شاهد یک انقلاب اجتماعی سیاسی بودیم. از دهه 60 تا 70 یا 80 و امروز 90 هر بار جنبش ها و خیزش هایی را تجربه کرده ایم که جنبش ها و خیزش های دهه 50 که منجر به تغییر رژیم در سال 57 شد در مقابل آنها کمرنگ است. اگر پایه انقلاب های آزادیخواهانه در ایران را انقلاب مشروطه در نظر بگیریم باید گفت ملت ایران تنها ملتی است در تمامی جهان که بالغ بر یک قرن انقلابی باقی مانده و خسته نشده است، این فطرت و ذات آزادیخواهی مردم ایران الحق ستودنی و منحصر بفرد است. نبرد ملت برای آزادی یا بقول آیت الله خامنه ای در صحبت های امروزش، نبرد «ملت با ضد ملت» و «ایران با ضد ایران» همواره ادامه خواهد داشت.
در تظاهرات سراسری روزهای اخیر (نمی گویم بعد از حوادث روزهای اخیر چون هنوز در دل حوادث هستیم) برخی از دوستان فروکش کردن هیجانات بعضا کاذب اولیه را یک امتیاز منفی برای خیزش مردمی ثبت کردند. اما، من بعکس آنها معتقدم این را بایستی یک امتیاز مثبت برای جنبش تلقی کرد. انفجار احساسات همچون زلزله همه کشور را لرزاند و تصمیم گیری و تصمیم سازی در رابطه با ادامه جریان را دشوار ساخت. در گیر و دار هیجانات کاذب خواسته یا ناخواسته اتفاقات و حوادثی هم روی می دهد که می تواند مسیر جنبش را بکلی دگرگون کند. با فروکش کردن هیجانات کاذب، تفکر و تعقل و برنامه ریزی و هدف گذاری جایگزین می شود و هیجانات انقلابی واقعی جایگزین هیجانات کاذب می شود و در این فضا است که می شود هدفمند و دقیق وقایع را کانالیزه کرد. این دقیقا همان چیزی است که در حال وقوع است.
مثل همه وقایع تاریخی و تحرکات مردمی طبیعتا برخی از دوستان در اپوزیسیون پیدا می شوند که رویه ای مشابه برخی از بزرگواران پوزیسیون (همچون آقای علی مطهری و امثالهم، که صبح بازداشت شدگان را اغتشاش گر و عامل سرویس های اطلاعاتی بیگانه خطاب می کنند و از رئیس قوه قضائیه برایشان تقاضای اشد مجازات، و بعدازظهر می نویسند اینها همه مردم کوچه و بازار بودند که دغدغه معاش دارند و پیگیر مشکلات افراد بازداشتی هستند و …) را پیش بگیرند. این گروه غالبا در زمینه هواشناسی تخصص دارند، انگشت به دهان می برند و مسیر باد را می سنجند، جالب اینکه در اکثر اوقات درست هم پیشبینی می کنند و دقیقا در مسیر باد حرکت می کنند و متاسفانه غالبا به مقصد هم می رسند. به پوزیسیون کاری ندارم، تکلیفشان روشن است، یکی به نعل می زنند و یکی به میخ، صبح ها لیبرال اند و بعد از ظهرها مذهبی دو آتشه، تریبون هم دستشان است و اینگونه تلاش می کنند فردایشان را تضمین کنند. اما به آن دسته خاص از اپوزیسیون از زبان مردم توصیه می کنم (مدعی سخنگویی مردم نیستم، فقط شنیده هایم از صحبت های مردم در کوچه و خیابان را بازگو می کنم) که ما را به خیر شما امیدی نیست، فقط کافی است شر مرسانید، نظاره گر باشید، لطفا!
یک هفته تمام سران نظام به حساب خودشان لشکر کشی خیابانی کردند. کارمندان و حقوق بگیران و خلاصه همه وابستگان حکومت فراخوانده شدند. پرسنل همه ادارات و دوایر دولتی در تمامی شهرها موظف شدند در این خودجوشی شرکت کنند. البته نتیجه این خودجوشی را در تلویزیون دیدید. اکثرا حتی حال و حوصله تکرار شعارهای اعلام شده را نداشتند تاجاییکه حتی دوربین های صدا و سیما هم نتوانست با وصله و پینه تصاویر را پر شور نشان دهد. همه توان سازمان های تبلیغاتی متنوع نظام با بودجه های نجومی بر چند نکته تمرکز داده شده، اولا اعتراضات سراسری نبوده و فقط چند شهر را شامل میشده، دوما تعداد شرکت کنندگان قلیل بوده است (از آمار شش هزار نفر آقای مکارم تا 42 هزار نفر آقای رحمانی فضلی!)، سوما، مردم فقط بدلیل نارضایتی از اوضاع اقتصادی و گرانی به خیابان آمده بودند و هیچگونه هدف سیاسی در کار نبوده است. چهارما اغتشاش گران خود را قاطی مردم کرده اند و فضا را به سمت و سوی خشونت و تخریب اموال عمومی سوق داده اند. پنجما دست سازمان های اطلاعاتی بیگانه در کار بوده و ایجاد اغتشاش و سوء استفاده از اعتراضات مدنی مردمی از قبل برنامه ریزی شده بوده است. ششما سران نظام از قبل، وقوع یک بقول آنها فتنه جدید را پیشبینی کرده بودند. و از همه مهم تر که همه موارد بالا برای دستیابی به آن است اینکه اغتشاشات مقطعی بوده و در نطفه خفه شده است.
اما واقعیت چیز دیگری است. اولا اعتراضات سراسری بوده و برای اولین بار شهرهای بسیار کوچک هم در آن نقش آفرین بودند، موردی که حتی در خیزش های گسترده دهه 50 هم نمونه ای ندارد. دوما، شرکت کنندگان چند صد هزار نفر بودند که اگر حضور گسترده همراه با ایجاد رعب و وحشت نیروهای ضدشورش و بسیج و مامورین اطلاعاتی نبود قطعا چند میلیونی میشد. سوما در تمامی شهرها پس از دقایق ابتدایی شکل گیری اعتراضات و حضور حمایتی مردم تنها چیزی که شنیده نمی شود گله مندی در مورد گرانی است. تمامی شعارها سیاسی است و بنیاد و راس نظام را هدف گرفته است. چهارما اگر هم اغتشاشگری در میان جمعیت حضور داشت آنها هم از بدنه مردم بودند اما ناراضی تر و گرفتارتر و بتبع آن متمایل به خشونت. پنجما اگر دست سازمان های اطلاعاتی بیگانه در کار بود می توانستند با پخش تعداد کمی سلاح گرم کمری فضا را بگونه ای پیش ببرند که همان روز کار یکسره شود. اما دیدیم که جمعیت در اوج خشمگینی با دست خالی یا نهایتا با سنگ و آجر و هر آنچه اطرافشان بود آنهم صرفا در مقام دفاع از خود مظلومانه در مقابل نیروهای دوره دیده امنیتی از خود و جمع دفاع نمود. ششما، آقایان در تمام طول 39 سالی که از عمر نظام می گذرد، سال، ماه، هفته و یا حتی روزی نبوده که در سخنرانی ها و مصاحبه هایشان پیشبینی فتنه جدیدی را نکنند (از جمله همین امروز و تکرار مکررات)، این دیگر نامش پیشبینی نیست بلکه بیشتر بازخوانی کابوس های شبانه آقایان است. واژه هایی همچون فتنه، دشمن، نفوذ و امثالهم کلید واژه همه سخنرانی های آیت الله خامنه ای است. که نشان از علم به ناتوانی در کنترل حوادث و وقایع دارد. و از همه مهم تر اینکه، آنچه آقایان در آستانه جشن فرمایشی حکومتی نهم دی تجربه کردند تنها فاز اول اعتراضات سراسری بود.
هیئت حاکمه در حالی اعتراضات سیاسی اخیر را مقطعی و پایان یافته اعلام می کند که طبق آمار غیر رسمی منتشر شده مردم در این تظاهرات سراسری تنها ظرف یک هفته دست کم بیست کشته، ده ها زخمی و قریب دو هزار بازداشتی داشته اند. این در حالیست که هنوز از سرنوشت بسیاری از بازداشت شدگان اطلاع دقیقی در دست نیست و همین دیروز خبر خودکشی یکی از جوانان در اوین تایید شد. این یعنی در فاز اول اعتراضات که هیئت حاکمه مدعی است نیروهای امنیتی با درایت و سیاست با معترضین رفتار کرده اند بطور میانگین روزانه 3 کشته، چندین زخمی و سیصد بازداشتی داشته ایم. آماری که بیشتر شبیه به آمار جنگ های برون مرزی ارتش های مکانیزه حرفه ای است!
قریب یک ماه بعد بیست و دوم بهمن ماه حکومت اسلامی در ایران می رود که جشن پایان سی و نه سالگی و ورود به سن چهل سالگی اش را تجربه کند. از دوازدهم تا بیست و دوم بهمن ماه را دهه فجر و جشن حکومتی اعلام کردند. جای آن دارد که این دهه از جانب مردم هر روزش مراسم یادمانی باشد برای عزیزان از دست رفته در اعتراضات. و بیست و دوم بهمن ماه مصادف است با اربعین جوانانی که برای آزادی میهن و مردم از جان خود گذشتند. در حالیکه این روزها مام وطن، ایران عزیز به سوگ فرزندان خود نشسته است، روز بیست و دوم بهمن ماه را باید روز عزای ملی تلقی نمود و همه به سوگ بنشینند.
اعتراضات سراسری مردمی که الحق نام قیام ملی برایش برازنده است همواره مسالمت آمیز بوده و هست و خواهد بود مگر مردم را مجبور به دفاع از خود کنند.
حضرت فردوسی می فرماید: پدر کشتی و تخم کین کاشتی، پدر کشته را کی بود آشتی؟! فاز دوم اعتراضات در راه است …

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)