با عقب نشینی داعش از ابوکمال، آخرین پایگاه این گروه تروریستی از بین رفت. داعش یا همان دولت اسلامی شام و عراق با اشغال برخی از مناطق سوریه و عراق از سال ۲۰۱۴ به این سو بر بخش های مهمی از آنها تسلط پیدا کرده بود و با دست یابی به سلاحهای پیشرفته و دلارهای نفتی فراوان، در کنار اندیشه های تکفیری واپس گرایانه چهره ای از اسلام به جهانیان عرضه کرد که نه تنها وهن اسلام که وهن انسانیت بود. قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس پس از انهدام آخرین پایگاه داعش طی نامه ای به آیت ا.. خامنه ای ضمن گزارشی سراسر ایدئولوژیک از شکل گیری داعش و اظهار اینکه امریکا ورژیم صهیونیستی پشت این جریان بودند و برشمردن خسارتهای مالی و معنوی در این دو کشور که یکی متحد استراتژیک جمهوری اسلامی است (سوریه) و در دیگری نیز نفوذ زیادی دارد (عراق) پایان داعش را به ایشان تبریک گفت. در لابه لای سطور این نامه سطرهای نانوشته ای هست که من بازگو می کنم:

۱ – آنچه در سوریه به وقوع پیوسته آئینه تمام نمایی از فاجعه ای است که در یکی دیکتاتوری بشار اسد و حزب بعث سوریه نقش جدی داشت و در دیگری توسعه طلبی های شیعیان عراقی به رهبری مالکی، که هردو در کنف حمایت تهران بودند. داعش دست پروده امریکا یا رژیم صهیونیستی نبوده و نیست همچنانکه طالبان در افغانستان ساخته و پرداخته امریکا نبود. هم چنان که حوثی ها در یمن ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی نیستند اما حکومت ایران حامی آنهاست. اگر، انگلیسی خواندن رو حانیت شیعه گزاره دقیق و درستی نیست و روحانیت شیعه پایگاه و جایگاه خاصی در ایران پس از صفویه داشته است امریکایی و اسرائیلی خواندن داعش نیز درست نیست. هر دو جریان در بستری از جهل مرکب رشد کرده اند و قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای چون اسرائیل، امریکا و انگلستان به فراخور سیاسیت هایشان از آنها سود برده اند. مهد داعش و تفکرات سلفی آنها در خاور میانه و آبشخور آن قرائتی خاص از اسلام است.

۲- به نظر می رسد، در برهه ای از زمان دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی این کشوها (امریکا و اسرائیل) برای پاره ای از منافع تاکتیکی به این جریان ها کمک های تسلیحاتی کرده باشند. آن چنان که دولت اردوغان نیز پنهانی از داعش نفت می خرید، همین دو لتی که بر خلاف تهران “شعار اسد باید برود” می داد و با تهران روابطی شکر آب بر سر سوریه داشت در ماجرای کردستان عراق با تهران نرد عشق باخت تا با “هم افزایی قدرتشان” بر آرزوهای اقلیم کردستان خط بطلان بکشند. این بند بازهای در عرصه سیاست نشان می دهد که دولتها دوست و دشمن ندارند و فقط منافع دارند. ترکها با این بندبازیها اقتصادشان را روز به روز قوی تر کردند اما ما، رو ز به روز ضعیف تر شده ایم چون آنها منافع ملی واقعی دارند و ما توهمی از منافع ملی …

۳- از آغاز انقلاب مردم سوریه علیه رژیم جنایتکار بشار اسد، که به دلیل برخورد سنگین ارتش با مردم به پاخواسته مسیرانقلاب منحرف شد و به جنگ داخلی کشید و پای قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای به سوریه باز شد. تا کنون بیش از ۷۰۰ هزار انسان قربانی شده اند، میلیونها انسان آواره شده اند و نسلی از کودکان رنجور، بی خانمان و سراسر از مشکلات روانی از جنگ به جای مانده اند که آینده نامعلومی پیش روی آنهاست. این بهایی است که مردم مظلوم سوریه پرداخته اند چون ولادیمیر پوتین در روسیه و آیت ا.. خامنه ای در تهران خواستار حفظ اسد بودند و خوش شانس بودند که در وانفسای جنگ داخلی سوریه رئیس جمهوری بی عرضه چون او باما در قدرت بود تا صحنه برای ترک تازی مسکو و تهران فراهم باشد.

۴- عراق در حوزه نخست امنیتی ماست. کشوری که پیش از انقلاب با ما تنش داشت و پس از آن جنگی طولانی را بر ما تحمیل کرد. بیش از صدها کیلومتر با ما مرز مشترک دارد که در برگیرنده چندین شهر مرزی ماست. فارغ از اینکه چه رژیم های سیاسی در هر دو کشور حاکم است در سرنوشت هم دخیل اند اما سوریه و لبنان که در همسایگی ما نیستند چنین حکمی ندارند و ما صرفا به دلایل ایدئولوژیک که تامین کننده منافع هیات حاکمه ایران است میلیاردها تومان هزینه کردیم تا بشار اسد در قدرت بماند. پولهایی که با آن می شد خیلی کارها در کشور کرد، می شد دست کم مسکن های بهتری برای مردم ساخت تا در گزند حوادث طبیعی روزگار به راحتی تبدیل به “خانه ابدی” مردم نشود.

۵- مادر سوریه مدافع اسدی هستیم که او و پدرش بیش از چهل سال است که به شکل موروثی در سوریه حکومت می کنند. عجیب است که ما به عنوان حکومتی انقلابی و علیه سلطنت موروثی بی هیچ خجالتی بر حضور اسد در قدرت تاکید کنیم. حضورمان را در آنجا مستشاری اعلام کنیم و بعد که در عصر رسانه خبر تلفات ما جهانی می شود”نیروهایمان را مدافع حرم” بخوانیم. برخی به من یادآوری کردند که در دوران جنگ ما با عراق، سوریه حامی ما بوده است، لطف آنها در همان سالهای دور جبران شد. وانگهی، آنها ما را در جنگ با کشور بیگانه ومتجاوز حمایت کردند اما ما از اسد در جنگ داخلی و علیه مردم خودش حمایت کردیم. به همین دلیل است که مردم سوریه از ما نفرت دارند اما ما چنین حسی به آنها نداریم.

۶- جمهوری اسلامی هر چقدر دست درازتری در منطقه داشته باشد هیچگاه به قدرت رژیم پهلوی که ژاندرام منطقه و مورد حمایت مستقیم امریکا بود نخواهد رسید. آن رژیم با آن قدرت وهیمنه چون مشروعیت خود را به دلیل “نادیده انگاری مردم” و “استبداد داخلی” از دست داد فرو پاشید. با شرمندگی باید گفت، جمهوری اسلامی سالهاست با سرعتی کم نظیر بدین سو در حرکت است. به سرنوشت بنی صدر، رجایی، احمدی نژاد، آیت ا.. هاشمی، خاتمی، خامنه ای، کروبی و موسوی نگاه کنید. از روسای جمهور ما و آنان که در اندیشه پوشیدن این ردا بودند، عاقبت به خیری تنها از آن کسی بود که به رهبری رسید. این یعنی از جمهوری اسلامی فقط نامی به جا مانده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)