“در یادآوری قتلهای سیاسی 77 و ضرورت پیشبرد دادخواهی…”، این تیتر اصلی متن پرستو فروهر است خطاب به ملت ایران، بمناسبت نوزدهمین سالگرد قتل های سیاسی سال 77 و گرامی‌داشت یاد شهدای راه آزادی و آزادیخواهی ملت ایران: پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، مجید شریف، پیروز دوانی، حمید حاجی‌زاده و فرزند خردسالش کارون.
همانطور که پرستو فروهر در متن دادنامه امسال خود آورده است، نوزده سال از قتل‌های سیاسی پاییز 77 می‌گذرد. به همین سیاق 39 سال از قتلهای سیاسی سال 57 مصادف با بنیان گذاری نظام سیاسی حاکم، 29 سال از قتلهای سیاسی (اعدام دسته جمعی) تابستان سال 67، 8 سال از قتلهای سیاسی سال 88 می گذرد. ذکر این سالها تنها اشاره به مقاطعی است که انعکاس خبری جنایات نظام سیاسی حاکم بشکل گسترده و عمیق قلب مردم را جریحه دار و افکار عمومی را تحریک و وادار به عکس العمل های تند نمود اما، لابلای این سالها نیز بسیاری از آزادیخواهان ایرانی انفرادی ترور فیزیکی یا شخصیتی و از گردونه خارج شدند. به زبان ساده در 39 سالی که از عمر حکومت اسلامی در ایران می گذرد همواره سایه شوم هیولای نحس قتلهای سیاسی و حذف مخالفین و دگراندیشان بر سر ملت ایران سنگینی نموده و می کند. در مقطعی در قالب ترور دسته جمعی شخصیت های آزادیخواه و منتقدین و نویسندگان دگراندیش همچون سال 77، در مقطعی در قالب پاکسازی از طریق اعدام های دسته جمعی فعالان گروه های سیاسی همچون سال 67، در مقطعی تصفیه و پاکسازی سیاسی همچون سال 57 و الی آخر، اما چه چیز این هیولا را زنده نگاه داشته و از تیغ عدالت مصون؟ به اعتقاد من منظور پرستو فروهر از ضرورت پیشبرد دادخواهی اشاره به همین موضوع است. آیا اگر در سال 57 مردم به روند قتلهای سیاسی و تصفیه حساب های غالبا شخصی با طعم و پسوند انقلابی از طریق صدور احکام اعدام در دادگاه های انقلاب که اکثرا بدون طی مراحل قانونی دادرسی و بدون حضور هیئت منصفه و وکیل مدافع صورت می گرفت بطور گسترده اعتراض می کردند. اگر رسانه ها و مطبوعات بجای چاپ تصویر اعدام شدگان و کف و هورا کشیدن برای اعدام کنندگان اقدام به شفاف سازی و در موارد ظلم دادخواهی می کردند، سال 67 شاهد اعدام دسته جمعی چندین هزار جوان اسیر و دربند می بودیم؟ اگر در سال 67 آیات عظام و حجج اسلام وابسته به قدرت سیاسی حاکم (نه بزرگ مردان غیر وابسته و مستقلی همچون آیت الله منتظری که بجرم افشاگری و دادخواهی از جانب اهل قدرت طرد و در دل مردم جای گرفت) بجای سکوت در مقابل جنایات و ظلم وارده سران قدرت را به چالش می کشیدند آیا در سال 77 شاهد فاجعه قتلهای سیاسی می بودیم؟ بر این اساس آیا همه کسانیکه که سکوت کردند بنوعی در قتل و جنایت ظالمان شریک محسوب نمی شوند؟ آری، پرستو فروهر بدرستی با لحنی گلایه آمیز گوشزد می کند که “دادخواهی مسئولیتی‌ست جمعی و مدنی؛ اما وقتی بار این مسئولیت بر زمین می‌ماند، ضرورت برداشتن آن هم بزرگ‌تر است.”
سال ها همچون برق می آیند و می گذرند و حین گذر برق آسای زمان، تاریخ کشورها و ملت ها بدست خودشان ساخته و ثبت می شود. در تاریخ نه خاطره جنایت و خیانت و ظلم و خودگامگی اهل قدرت پاک می شود و نه خاطره ازخودگذشتگی و ایثار آزادیخواهان.
خانواده های داغدار قتلهای سیاسی از جمله خانواده فروهر هر چه که باید از دست می دادند را در همان روز فاجعه از دست داده اند. هیچ چیز جبران خسارت وارده به آنان را نمی کند. فریاد دادخواهی آنان در طول این سالها صرفا برای جلوگیری از تکرار وقایع مشابه در کشوری است که به آن عشق می ورزند. کشور و مردمی که عزیزترین هایشان زندگی خود را بر سر عشق به آنها نهادند و رفتند. دادخواهی خانواده های مظلوم و زجر کشیده قتلهای سیاسی نه از جنس انتقام خواهی که از جنس عدالت خواهی است، عدالت خواهی نه تنها برای تسکین آلام خود بلکه برای جامعه ای که به آن تعلق خاطر دارند.
اما در رابطه با ممنوعیت برگزاری مراسم در طول این سالها. مهم ترین و شاخص ترین نکته اینکه ممنوعیت ها بوضوع نشان می دهد قاتلین اصلی هنوز در راس فضای سیاسی حضور دارند و از همان نفوذ و قدرت گذشته برخوردارند و از طرح دوباره موضوع و زنده شدن پرونده و دادخواهی خانواده ها عمیقا بیم دارند و طبیعتا تا قاتلین هستند احتمال وقوع دوباره فجایع مشابه یا بزرگتر وجود دارد. دوم اینکه ممنوعیت ها رسما نشان از آن دارد که ادعای دولت اصلاحات مبنی بر تغییر رویه در نظام و فضای سیاسی و بازی های تبلیغاتی همچون انتشار منشور حقوق شهروندی صرفا در مورد پرونده های فساد و اختلاس های نجومی خودی هایی مثل اخوی رئیس جمهور یا اخوی معاون رئیس جمهور و امثالهم کارآیی دارد و غیر خودی ها همچنان غیر خودی هستند و فاقد حقوق شهروندی. سوم اینکه ادعا می کنند برای حفظ نظم و امنیت جامعه از برگزاری مراسم جلوگیری می شود! این در حالیست که انتظامات مراسم همواره از جانب برگزار کنندگان تضمین شده است، در ثانی این اقرار به ناتوانی در مقابله با چند لباس شخصی تندرو اقرارعجیبی است آنهم از جانب دولتی که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی اش ادعای دژبانی کل منطقه خاورمیانه را دارند.
علی ایحال، نمی دانم آیا امسال همچون سالهای قبل باز هم شاهد پخش عکس پرستو فروهر تنها نشسته بر یک صندلی چوبی قدیمی زیر عکس پدر ومادر در خانه و قتلگاه پدری خواهیم بود یا به هموطنانش اجازه خواهند داد در نوزدهمین سالگرد واقعه کنارش باشند اما، در هر دو حال، او بر حسب وظیفه میهنی مثل سال قبل و سالهای قبل از آن به دادخواهی می آید و روز یکم آذر به دادخواهی می نشیند. پیامش زینب گونه است، وقتی بعد از بقتل رسیدن برادرش حسین ابن علی در حضور یزید ابن معاویه، فریاد زد “ای یزید، عزیزان ما را کشتی به این نیت که مردم فراموششان کنند، اما بدان که تو در تاریخ مورد لعن و نفرین ابدی قرار خواهی گرفت و فراموش خواهی شد و ما تا ابد خواهیم ماند…” الا لعنت الله علی القوم الظالمین …
اگر خانه ای در ایران شایسته نصب کاشی ماندگار باشد آن خانه فروهرها است. پس یکم آذرماه در کاشی ماندگار فروهرها.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)