«بنابر آنچه پیش گفته به باور نگارنده هیچ دلیلی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد که رفتارهای متفاوت برای دو جنس، فطری هستند، در این مورد فرضیه ی متضاد آن نیز معتبر است، فرضیه ای که این رفتارها را حاصلِ عوامل و الزامات اجتماعی و فرهنگی ای می داند که کودکان از آغاز تولد تابع آنها هستند.»

به گزارش روزنامه « Aftonbladet »؛«وزیر امور خارجه کشور سوئد;Margot Wallström; مارگوت والسترم» روز جمعه (27،10،2017) در هفدهمین سال روز تاسیس شورای امنیت سازمان ملل متحد حضور یافت
موضوع کنفرانس:« زنان، صلح و امنیت» بود که ایشان در این باره اظهار داشت:« اختناق و خشونت علیه زنان یک بیماری جهانی است». وی افزود:« تجاوز جنسی به زنان در جنگ‌ها به عنوان یک اسلحه بکار گرفته می‌شود که در این خصوص شورای امنیت سازمان ملل نسبت به این امر یعنی تجاوز جنسی به زنان در طول جنگ بیش از (7) تصویب نامه را مصوب نموده است. اما این تصویب نامه‌ها تاکنون تأثیر عملی و اجرایی قابل توجهی نداشته و به آهستگی پیش می روند.
وی طی سخنرانی به سفر خود که به تازگی به کشور افغانستان داشته است اشاره نمود و گفت کوشش های مستمر کشور سوئد در خصوص استقرار صلح و امنیت برای زنان در نمایندگی شورای امنیت در آن کشورکه از (13) زن و (59) مرد تشکیل یافته و بسیار تاثیرگذار بوده است. اما آنچه که در این امر برجسته می نماید اینکه این فعالیت‌ها باید ذاتی و واقعی صورت گیرد. فراتر از این باید کارشناسان ویژه ای به منظور بررسی و تفحص نسبت به موضوع جهانی «صلح/ آزادی و امنیت برای زنان» وجود داشته باشند.»
ایشان در پایان اظهار کرد:« ما نیازمندیم که زنان در تمام جامعه ها حضور فعال و نقش گسترده‌تر خود را در خصوص این امر ایفا نمایند.»
اما اظهارات وزیر امور خارجه سوئد این پرسش را متبادر ذهن می نماید که: آیا تا هنگام به وجود آمدن «کارشناسان خبره و حاذق مسئول بررسی و تفحص»؛ ( بنابه گفته ایشان)، در این باره باید شاهد استمرار خشونت و اختناق علیه زنان در سراسر گیتی باشیم؟

آزار و اذیت جنسی در کشورهای اتحادیه اروپا

و این در حالی است که آزار جنسی درکشورهای اتحادیه اروپا به یکی از شایع ترین ناهنجاری‌های قاره اروپا بدل گشته و بر اساس پژوهش های« آژانس اروپایی برای حقوق اساسی»،شمال اروپا به ویژه کشور سوئد، بیشترین میزان آزار جنسی نسبت به زنان را به خود اختصاص داده است.
بر اساس گزارش گروه بین‌الملل در فرانسه، بریتانیا و آلمان بین (60 تا70%) از زنان مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند.
در لهستان، لیتوانی و رومانی بین (20 تا39%) زنان مورد اذیت و آزار جنسی واقع می شوند.
و اما سوئد با مساحت (449/964) کیلو متر مربع، چهارمین کشور بزرگ اروپا به حیث مساحت است. جمعیت سوئد بیش از (9/6) میلیون تن است.که هر سال نزدیک به هفتادوپنج هزار مورد (کیس) تجاوز و خشونت جنسی توسط پلیس گزارش می شود. در حقیقت این کشور سومین کشور جهان به حیث میزان تجاوز است.

برخی از رسانه‌های غربی دلیل افزایش جرائم جنسی در ایران را موضوع هایی چون حجاب معرفی می کنند. و این در حالی است که در اروپا نیمی از زنان بی حجاب از نوجوانی مورد آزار جنسی قرار می گیرند.
موضوع هایی چون مانند احکام دینیِ اجباری، جامعه سنتی یا عدم آزادی زنان در ایران با مصادیقی همچون حجاب اجباری، توسط رسانه‌های غربی به ویژه رسانه‌های فارسی زبان مانند «بی بی سی» تحت عنوان دلائل افزایش جرائم جنسی در ایران معرفی می شود.
در زمان کنونی که کمیت و سرعت انتشار اخبار، افراد در سراسر گیتی را از رخدادها مطلع و آگاه می نماید؛ این پرسش مطمح نظر قرار می‌گیرد که اگر آزار و اذیت جنسی در ایران به دلیل بسته بودن محیط و عدم اجازه برای پوششِ انتخابی و روابط آزاد در میان زنان و مردان است؛ پس چگونه در کشورهای غربی به ویژه اروپایی که فاقد شرایطی مانند ایران هستند و به میزان آزادی اشان افتخار و خود را از فرهنگ بالایی برخوردار می دانند؛ اما میزان اذیت و آزار جنسی دختران و زنان در این کشورها به میزان نگران کننده ای وجود دارد؟
چندی پیش «یورونیوز» گزارشی از آزار و اذیت جنسی زنان در اروپا به نشر سپرد که شاید برای بسیاری از جامعه شناسان شگفت‌آور بود.
دراین گزارش که بر اساس مطالعات «آژانس اروپایی حقوق بنیادین؛European Union Agncy for Fundamental Rigths» صورت گرفته آمده است:« در اتحادیه اروپا بیش از نیمی از زنان از دوران نوجوانی مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند، در بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا، آزار جنسی زنان در محیط کار جرم محسوب می شود. اگرچه این موارد بندرت گزارش می‌شود و آزارگر هم همیشه مورد مجازات واقع نمی گردد. در کشورهای اسکاندیناویا و فرانسه زنان بیشتری قربانی این قبیل خشونت ها می شوند.»
این گزارش می افزاید:« بیش از نیمی از زنان در ارپا از (15) سالگی، آزار جنسی را تجربه کرده‌اند که شامل لمس و تماس ناخواسته، ایمیل یا پیامک با محتوای جنسی و یا پیشنهادهای سکسی می گردد.
هرچه یک زن تحصیلکرده تر، آکادمیک و یا از نظر حرفه‌ای موفق تر باشد، احتمال اینکه مورد این قبیل آزار و اذیت ها قرار گیرد بیشتر است.
به استناد مطالعاتِ «آژانس اروپایی حقوق بنیادین» که نتیجه مصاحبه با (42 هزار) زن از کشورهای مختلف اروپا در سال (2014) است؛ بیش از نیمی از زنان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا از سن (15) سالگی مورد آزار واذیت جنسی قرار گرفته‌اند و نزدیم به یک سوم آنان گفته‌اند که در محیط کار از سوی همکار، مافوق و یا مشتری مورد آزار جنسی واقع شده اند.
البته به رغم تصوری که نسبت به کشورهای اسکاندیناویا وجود دارد مبنی بر اینکه این کشورها به حیث برابریِ جنسیتی؛ از وضعیت رضایت بخشی برخوردارند؛ اما کشورهای سوئد و دانمارک در این خصوص در صدرجدول آزار جنسی قرار دارند که به ترتیب (80 و 81%) زنان در این کشورها، آزار و اذیت های دریافتی را گزارش داده اند.

اما فرانسه از نظر آزار جنسی زنان تحصیلکرده در محیط کار جزو چند کشور نخست عضو اتحادیه اروپا است که آزارهای جنسی شامل دریافت پیام یا اظهارنظر با محتوای جنسی، جوک هایی با موضوعات سکسی، تماس یا لمس ناخواسته و یا دریافت ویدئوکلیپ های «پورنوگرافی» در محل کار است.
از یک سو رسوایی اخلاقی «دنیس بوپن»؛ نائب رئیس مجلس ملی فرانسه، یکی از نشانه‌های آزا جنسی زنان در محیط کار است که پس از آن موجب گردید تا هفده وزیرِسابقِ(زن) فرانسه در یک اقدام هماهنگ اظهار دارند که دیگر در برابر پدیده «آزار جنسی زنان» در عرصه سیاست سکوت نخواهند کرد.
از دیگر فراز طی یک نظرسنجی در فرانسه مشخص گردید که میزان آزار جنسی زنان در ترن های متروی پاریس؛ پایتخت این کشور بسیار تکان دهنده بوده است.
همچنین طی نظرسنجیِ انجام یافته توسط شورای عالی برابری در فرانسه، صد در صد از ششصد زن که از آن‌ها نظرسنجی صورت گرفته؛ بیان داشته‌اند که در داخل ترن های پاریس به نوعی هدف آزار جنسی قرار گرفته اند. نیمی از همین زنان نیز اظهار داشته‌اند که پیش از رسیدن به سن قانونی (18 سال) آزار جنسی را تجربه کرده اند.
فراتر از این بر اساس نظرسنجی که به تازگی در بریتانیا انجام یافته است، نیمی از زنان در این کشور آزارواذیت جنسی در محیط کار را تجربه نموده اند در این سنجش که توسط «کنگره ی اتحادیه های کارگری» به نشر سپرده شده، زنان جوان بین (18 تا24 سال) به ویژه در این زمینه آسیب پذیرتر هستند.و دو سوم افرادی که در این آزمون و سنجش شرکت یافته بودند گفته‌اند که قربانی این قبیل آزارها شده اند.

از این بیش به گزارش محققان «کنگره سندیکاهای انگلیس» و «سایتِ طرح موسوم به جنسیت گراییِ هر روزه»، زنان انگلیسی در محل کار خود مورد سوء‌استفاده جنسی و شوخی های نامناسب مواجه هستند. این گزارش بیانگر آن است که (80%) از این زنان از بیم آنکه مبادا روابط کاری اشان به مخاطره افتد، کارفرمایشان را از این امر آگاه نساخته اند.
بر اساس این تحقیقات تقریباً از هر پنج زن؛ یک تن از سوی مافوق مستقیم خود مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند و بنابه گفته خود احساس کده اند که اگر این موضوع را به پلیس گزارش کنند؛ کسی آن‌ها را جدی تلقی نخواهد کرد.

و این در حالی است که «جان استوارت میل» در خصوص زن و شخصیت، وضعیت و رخدادهای زندگی‌اش تأثیرات تربیتی را بررسی می کند و افزون بر این ساده ترین و مطمئن ترین راه را برای دستیابی به نوعی آگاه، از زن نشان می دهد که بر خلاف اغلب موارد بازتاب نگرش مرد نسبت به زن نیست. او به طور مستقیم به«خودِ»زن می پردازد.
از این بیش وی به نحوی دقیق و آشکار بیان می کند که چه شرایطی لازم است تا زنان بپذیرند در مقامی برابر با مرد، بی آن که احساس وابستگی و فرودستی کنند، از خود سخن بگویند و به توصیف و تشریح زندگی، روحیات و مشکلات خویش بپردازند. هیچ امکان ندارد که میان اشخاصی که رابطه ی غالب و مغلوب با یکدیگر دارند، گفت و گوی راستین صورت پذیرد.

گفت و گو(دیالوگ)مستلزم آن است که دو طرف خود را برابر احساس کنند. در نتیجه، برای شنیدن آنچه زن می خواهد از خود بگوید، مرد نیز باید اورا همتای خود بداند. اما اگر مردان حتی تنها به شنیدن آنچه زنان می خواهند درباره خود بگویند، تمایلی می داشتند،بخش گسترده ای از مسائل میان دو جنس تاکنون حل شده بود، موضوعی که در حال حاضر هنوز با تحقق آن فاصله ای بسیار داریم.

وی می افزاید هر زنی که در صدد برآید تا از«خود» و از«نقش»خویش در فرهنگ سخن گوید می تواند سرگذشت دخترانه ی دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود و نیز بلایایی را که به سبب جنسیت خویش تحمل نموده است را روایت کند. اما قدرت ذهن و حافظه ی او در پژوهش و بازجستنِ مسائل گذشته هر اندازه هم که گسترده باشد، سرانجام متوجه می گردد که همواره یک منطقه ی ناروشن وجود دارد:دوره ی نوباوگی که چیزی از آن به یاد ندارد ولی بِستر شکل گیری و پرورش دشواری های پی در پی و آتی او بوده است.
با توجه به وجود عوامل هورمونی و ژنتیک، تعلیم و تربیت است که عامل تعیین کننده ی هویت پذیریِ جنسی را تشکیل می دهد و موجب می گرددکه کودکان خود را«پسر یا دختر»بدانند. نتایج پژوهش هایِ انجام یافته در خصوص کودکانی که رشد جنسیشان ناقص است نشانگر این است که همانند شدن کودک با این یا آن جنس و نیز بر عهده گرفتن یک نقشِ جنسیِ معین، در اساس از رهگذر تعلیم و تربیت انجام می پذیرد.

حال آنکه دلیل افزایش جرائم جنسی در ایران افزون بر قوانین بازدارنده علیه زنان وبه موجب فتواهای برخی مراجع دینی که پس از بهمن (1357) مصوب گردیده و به این ترتیب زنان از آزادی در انتخاب نوع پوشش و حتی نوع حجاب محروم شدند؛ می‌توان به موضوع هایی چون احکام دینیِ اجباری، جامعه سنتی یا عدم آزادی زنان در تصمیم گیری نسبت به اموری که مختص آنان است، با مصادیقی همچون حجاب اجباری، توسط رسانه‌های غربی به ویژه رسانه‌های فارسی زبان مانند «بی بی سی» تحت عنوان دلائل افزایش جرائم جنسی در ایران معرفی می شود! اشاره نمود.

پایان سخن

بنابر آنچه پیش گفته به باور نگارنده هیچ دلیلی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد که رفتارهای متفاوت برای دو جنس، فطری هستند، در این مورد فرضیه ی متضاد آن نیز معتبر است، فرضیه ای که این رفتارها را حاصلِ عوامل و الزامات اجتماعی و فرهنگی ای می داند که کودکان از آغاز تولد تابع آنها هستند.

و درتمام مباحثه ها در خصوص موقعیت زنان، درباره ی شخصیت و وضعیت روحی و جسمی زنان، درباره ی فرودستی و رهایی زنان، این واقعیت اساسی را از نظر دور می دارند که تمایز دو جنس بر مبنای یک بافت فرهنگی انجام می گیرد که پایه و اساس مناسبات انسانی را می سازد و پسر(بچه ای) نیز که بزرگ می شود، درست بمانند دختر(بچه ها)به موجب یک الگوی خاص و کاملاً معین شکل می گیرد.

*مطلب بیشتر در این زمینه:
– من دخترم؛ تو پسری: 22،8،2017 میلادی

برگردان اظهارات وزیر امور خارجه سوئد به فارسی، نیره انصاری، متخصص حقوق بین الملل خصوصی، نویسنده، پژوهشگر و کوشنده حقوق بشر
3،11،2017 میلادی
برابر با12،8،1396 خورشیدی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)