علیرضا گلی پور، متولد ۱۳۶۵، زندانی سیاسی مبتلا به سرطان روده است که به گفته وکیلش کمیسیون پزشکی گواهی عدم تحمل کیفر برای او صادر کرده است و در اعتراض به محرومیت از مرخصی درمانی 13 روز است اعتصاب غذا کرده است.
گلی‌پور که هنگام بازداشت دانشجوی دکترای مخابرات و کارمند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بود در مهرماه ۱۳۹۱ از سوی ماموران وزارت اطلاعات دستگیر و تیرماه ۱۳۹۴ به اتهام به اتهام افشای فساد مالی، که بعدتر به جاسوسی تغییر عنوان یافت ابتدا به ۳۹ سال زندان محکوم گردید که در تجدید نظر به ۱۲ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
او در نامه‌ای که می‌خوانید و آن را با صدای خود خوانده است درباره دلایل اعتصاب غذایش می‌نویسد.
درود بی‌کران به ملت عزیز ایران
اعتصاب صدای اعتراض قشری است که به دنبال حقیقت و حق هستند، افرادی که نمی‌خواهند که افراد محیط پیرامون خویش را با جنجال اذیت کنند و برای احترام به حقوق دیگران و گرفتن حقوق از دست رفته خویش اعتصاب می‌کنند و در این امر به خودشان آسیب‌هایی هم می‌رسد.
گاهی اوقات اعتصاب برای یک فرد از روی شرمساری برای خانواده‌اش است که نمی‌تواند از این همه ظلم و ستم و حاکمیت کشور چه جوابی به آن عزیزانش بدهد و طول مدت‌های طویل زندان و درد و رنج‌های حاصله چاره‌ای برایش نمی‌گذارد و چون اهل اندیشه است و به خاطر قلم و اندیشه و بیان حقیقت در بند شده، اصالت خویش را حفظ می‌کند و به دنبال رهایی از بند است که هیچ‌وقت لایقش نبوده و به دنبال حقیقتی است که مثل خورشید روشن است ولی جرات دیدن و بیانش برای این ددمنشان وجود ندارد.
نگرش‌ها گوناگون است ولی راه یکی است، نظریه‌ها مختلف است ولی هدفش یک سیبل است. امروز اگر سخن‌ می‌گوییم نه برای دیده شدن است و نه برای القای نظر است بلکه حرف دل است.
سوز بیش از پنج سال زجر و تحمل شکنجه برای بیان حقیقت است. امروز خرسندم که افشای فساد‌های اقتصادی و اخلاقی مزدوران رژیم باعث شده از درون به جان یکدیگر بیفتند و بر پایه‌های سست رژیم دروغی‌شان با دست خودشان برای فروپاشی آن آب بریزند.
امروز که درد و رنج بیماری را تحمل می‌کنم اما حس می‌کنم با روشنگری که انجام شده دستگاه‌های امنیتی حتی اعتبارشان را در پیش خود بدنه حکومت از دست داده‌اند.
فشار‌ها به روی همه زندانیان سیاسی و از جمله این حقیر بسیار است ولی مقاومت به لطف خداوند بسیار و روحیه مبارزه با ظالمان در ما زنده است و امیدواریم که مردم سرزمین ما با اندیشه و عمل خویش، مبارزه کنند و این اطمینان وجود دارد که خیلی زود از بند و شر این شیادان همگی نجات یابند و ایرانی آباد و آزاد با قوانین برابری و برادری بسازند و ریشه فساد و ظلم را برچینند.
امروز سوالم از مردم سرزمینم و از نهاد های حقوق بشری و بین المللی این است که واقعا محمد نظری، آرش صادقی، سهیل عربی و این حقیر چرا باید با اعتصاب غذا و صدمه زدن به سلامتی خویش خواستار حقوق اولیه و انسانی خویش باشند و باید خود و خانواده‌هایمان چنین فشاری را متحمل شوند؟
دست یکایک شما را می‌فشارم و به این اعتماد و اعتقاد راسخ داریم که جلوی تفکر و اندیشه را هیچ زور و دستگاه سلبی‌ نمی‌تواند گرفت و روز های دگماتیسم این چپاولگران روبه پایان است و دوران نگرش نخبگان، روشنفکران و اندیشمندان در دنیا فرا رسیده و باید افرادی لایق با تخصص و علم برای آینده‌ی ایده آل تصمیم بگیرند.
به امید ایرانی آزاد

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)