نهضت ادامه دارد…؟ امر مسلم این است که: ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم…!
نهضت آزادی ایران که در سال ۱۳۴۰ به همت شادروان مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی تاسیس گردید، این روزها حزبی میان سال محسوب می شود. این حزب منشعب از جبهه ملی ایران در طول عمر ۵۶ ساله خود فراز و نشیب های بسیاری را طی نموده. چه قبل از سال ۵۷ در رژیم پهلوی و چه پس از تغییر رژیم و روی کار آمدن حکومت اسلامی، در برخی از برهه های تاریخی، در مقاطع کوتاه زمانی، نقش آفرین اصلی میدان مبارزه و عالم سیاست بوده است اما واقعیت این است که نهضتی ها بیشتر عمر ۵۶ ساله خود را مطرود و مغضوب نظام های سیاسی بوده و هستند. و بتبع مغضوبیت غالبا تحت انواع و اقسام فشارهای سیاسی امنیتی، از سخت ترین و تلخ ترین این دوران قطعا ۳۸ اخیر است.
این حزب سیاسی، بار اتهامات زیادی را از جوانب مختلف بر دوش می کشد. جالب اینکه برخی از اتهامات وارده از جانب سران نظام با اتهامات وارده از جانب بخشی از توده مردم در تضاد است. مثلا نهضتی ها از جانب نظام متهم به مشی لیبرالی هستند، در حالیکه از جانب مردم موضوع دقیقا برعکس است یعنی مردم نهضت را متهم می کنند به نداشتن مشی لیبرالی و گرایش به نظام مذهبی. گروه میانه رو اینگونه قضاوت می کند که نهضت مشی لیبرالی داشته و دارد اما در فرصتی که به او داده شد قادر به پیاده سازی آرمان هایش نبوده است. در هر حال از هر منظر که بنگریم اگر از حق نگذریم نهضتی ها ندرتا فرصت دفاع پیدا نموده اند یا اگر این فرصت بوده از آن کمتر استفاده کرده اند. شاید به این خاطر که اصولا مرام و مسلکی معتدل دارند و کمتر به حواشی ورود می کنند. نمی دانم این حسن است یا عیب اما اینگونه بوده اند و ظاهرا هنوز هم بر همین منوال پیش می روند.
شادروان بازرگان از آغاز تا هنگام مرگ دبیر کلی نهضت را بعهده داشت. پس از او مرحوم دکتر ابراهیم یزدی عهده دار این سمت گردید. چند روز قبل، در پی فوت آقای دکتر یزدی خبری منتشر گردید که آقای محمد توسلی از نزدیکان و یاران دکتر یزدی و رئیس سابق دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران بعنوان سومین دبیر کل نهضت تعیین گردیده است. که جای تبریک دارد.
اما دغدغه توده مردم (از جمله خود من) این است که فارغ از ابعاد تبلیغاتی تعیین دبیر کل و تغییرات احتمالی داخلی این حزب، آیا نهضت و نهضتی ها قرار است بر اساس رویکرد گذشته قدم بردارند و منتظر اجازه فعالیت – به قضاوت برخی صدور فرمان عفو از جانب اهل قدرت – از جانب نظام بنشینند یا با تغییرات پیش آمده شاهد تغییرات ریشه ای در این حزب خواهیم بود.
اینگونه بگویم مردم می خواهند بدانند آیا آقای محمد توسلی بعنوان دبیر کل نهضت آزادی ایران به همراه تیم مدیریتی جدید این حزب می تواند نهضت را از پستوی سیاسی و کنج محافل خصوصی و فعالیت در حد تک مضراب های گاه و بی گاه اینستاگرامی تلگرامی بیرون کشیده و به فعالیت واقعی سیاسی اجتماعی باز گرداند. آیا نهضت می تواند بعنوان یکی از قدیمی ترین احزاب سیاسی ایران از کانال های حقوقی و قانونی ( با استناد به اصل بیست و ششم قانون اساسی همین نظام حاکم که می گوید: “احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.”) حق حضورش در فضای سیاسی را به نظام گوشزد و جایگاهش را باز پس گیرد یا سهم اش از آشفته بازار اصطلاحا اصلاحات چی ها تنها یکی دو سرمقاله البته بعد از مرگ دبیرکل اش خواهد بود. مردم بحق سوال می کنند نهضتی که نتواند حق خود را از اهل قدرت بگیرد چگونه ممکن است در احقاق حقوق پایمال شده مردم عملکرد مثبتی داشته باشد.
عموم مردم که من هم یکی از آنها هستم بی صبرانه در انتظار صدور بیانیه تجدید میثاق دوباره نهضت و نهضتی ها و تعیین مشی سیاسی نهضت منطبق بر فضای سیاسی امروز کشور هستند. بیانیه ای در حد و اندازه بیانیه اعلام موجودیت نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۰، که در آن ایگونه نوشته شده بود:
…………………………………….
هموطن: اقتضای اطاعت از «خدا» مبارزه با بندگی غیر او، و شرط سپاس ایزدی تحصیل آزادی برای بکار بستن آن در طریق حق و عدالت و خدمت است. ما باید منزلت و مسوولیت خود را در جهان خلقت بشناسیم تا به رستگاری و پیروزی نائل شویم.
هزاران سال از تاریخ بشریت گذشت تا اقوام پیشرفته وارسته‌ای مقام منیع انسانی را درک نموده با اجرای اصول آزادی، استقرار حکومت‌های دمکراسی اعمال فداکاری به آن درجه از رشد اجتماعی رسیدند که امروز پیش آهنگان کاروان بشریت و گردانندگان چرخ‌های علم و صنعت و سیاست هستند. ملت ایران که به لحاظ سرمایه‌های طبیعی و استعدادهای نژادی کم از دیگران نبوده و نیست طی قرون متمادی بر اثر فشار استبداد یا به علت انقیاد در برابر استبداد، از حقوق اولیه انسانی تا حد زیادی محروم مانده، اجبارا کنج انزوا گزیده یک حالت بی‌ثمری و بی‌اثری را اختیار نمود.
مردم ایران با داشتن زنده‌ترین آئین مثبت اجتماعی در خواب غفلت فرو رفته، با داشتن مذهبی که امتیاز و افتخارش مبارزه با تحمیل حکومت غیر ملی و دفاع از عدالت و آزادی است از طرفی در برابر جور و فساد مقاومت ننموده و از طرف دیگر مذهب را به وظائف فردی محدود و منحصر کرده و آن را با پشت کردن به دنیای مترقی از سیاست جدا شناخت تا جائیکه کار حکومت را یکسره در کف زمامداران بی‌کفایت یا در اختیار فرومایگان دنیاپرست غارتگر گذاشت و به این سبب امنیت و سلامت و رشد و حرکت از کشور ما رخت بسته شخصیت و فضیلت کشته شد ضعف و ذلت جایگزین آن گردید. «دولت» مانند یک «اجنبی» در برابر «ملت» قرار گرفت. مداهنه و دروغ و ریا از یک طرف، سرپیچی از وظیفه و خدمت از طرف دیگر وسائل مشروعی برای هرگونه خیانت خصوصا دستبرد به اموال عمومی تلقی شده بالاخره رذایل و مفاسد اخلاقی بر تقوی و مردانگی غلبه نمود… در داخل کشور مردم توسری‌خور مأمورین متعدی و در خارج کشور دولت‌های ما مقهور اجانب و اقویا شدند.
در قرن اخیر تاریخ که امواج تمدن مغرب زمین به مشرق سرایت نمود. برتری و فشار گرانبار استعمار بر مردم این سامان فزون‌تر و به‌‌‌ همان نسبت عرصه بر آزاد مردان غیور تنگ‌تر گردید تا آنکه معدودی از ایرانیان به سبب بیداری ملی و بیزاری از دشمنان داخلی و خارجی متوجه مشکلات اجتماعی و معترف به لزوم همکاری و اصلاحات وسیع عمومی گردیدند.
در‌‌ همان حال در مقابل ملت ایران، در دنیای سراسر رقابت بین‌المللی و کشمکش‌های اقتصادی و سیاسی مطامع خارجی به هیچ وجه تعطیل و تخفیف نیافته بلکه با حیله و حرص بیشتری ظاهر می‌‌شد. حکومت‌های داخلی که بیشتر برگزیده خانواده‌های تغییر نام داده استبداد بودند آماده‌ترین اسباب کار برای سیاست‌های خارجی محسوب می‌‌شدند. نه اکثریت مردم چندان دست از روش و عادت قدیم و انزوای همیشگی برداشته فکر و تربیت اجتماعی گرفته بودند و نه حکومت‌ها احترامی به انقلاب مشروطیت و اعتنایی به قانون اساسی داشتند.
بر خلاف اصل مسلم اساسی بدیهی از نظر مشروطیت و دموکراسی که «شاه باید سلطنت کند نه حکومت» دخالت‌های خلاف قانون بی‌شمار در امور عمومی و ممانعت‌های فراوان از بروز حق حاکمیت ملت و استفاده او از آزادی و عدالت به عمل آمد تا جایی که رهائی از ننگ عقب افتادگی و گسیختن زنجیرهای استعمار هدف اصلی و کمال مطلوب آزادیخواهان مملکت گردید.
در سال ۱۳۲۹ که هنوز نظم جهان بعد از جنگ دوم استقرار کامل نیافته، عدم تعادل و توافق‌های دولت‌های بزرگ اجازه تظاهر و دادخواهی را به کشورهای کوچک می‌‌داد، ملت ستمدیده و بیدار شده ایران به رهبری پیشوای محبوب خود دکتر محمد مصدق علیرغم قدرت عظیم دشمن و ضعف عجیب خود به بزرگترین موفقیت تاریخی نائل آمد: با ملی کردن صنعت نفت ایران بر ارکان قدرت استعمار کهن نه تنها در کشور ما بلکه در خاورمیانه و دنیا شکاف عظیمی وارد آمد و سپس برای اولین بار ملت ایران با ایجاد یک حکومت مطلوب خود توفیق حاصل نمود و نیز برای اولین بار بین دولت و ملت همفکری صادقانه و همکاری صمیمانه آغاز گردید و طلیعه امید بخش اصلاح و ترقی در افق کشور ما نمایان گشت. ولی نهال آزادی و حکومت ملی هنوز سایه‌ای کافی بر صحنه پهناور کشور نگسترده و ثمری نداده بود که سیاست‌های خارجی مطرود از طریق حیله و نیرنگ با سوءتعبیر سیاست حکومت ملی و با توسل به کودتا حکومت را از دست ملت ایران خارج کردند.
کسانی که به طرفداری از اعلامیه‌های حقوق بشر تظاهر می‌‌کردند علنا و به بهانه احتمال پیش افتادن یک سیاست خارجی رقیب با دخالت و حمایت آشکار خود از هیئت حاکمه منصوب خود، حق زندگی و آزادی و امنیت را از مردم ایران گرفتند. مانع انتخابات آزاد و سد ابراز افکار مردم شدند. علیرغم اراده ملت با اعمال وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها حکومت را در ید دست نشاندگان خود محفوظ داشتند و خوش خدمتی و خیانت‌های آنان را به بهای هنگفت‌ترین دزدی‌های تاریخ ایران و جهان از مالیه مردم پاداش دادند. ولی مزه آزادی و آزادگی و حکومت ملی نه چنان بود که مردم جرعه‌ای نوشیده را تشنه‌تر نسازد و برای احقاق حق خود جسور‌تر ننماید. مدت هشت سال تظاهرات و مقاومت‌ها گوناگون با وجود اختناق و فشارهای فراوان ابراز شد تا آنکه در جریان انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی با اجتماع و ارتباط عده‌ای از سران فداکار ملت فعالیت مجدد «جبهه ملی ایران» اعلام گردید.
سپس با استفاده از مقتضیات جهان و الزامی که هیئت حاکمه به تظاهر بر اعطای آزادی انتخابات احساس می‌‌نمود فعالیت و پشتکار مردم که از پیوند همت مبارزین سابق، جوانان دانشگاه، بازاریان و طبقات دیگر مردم روز به روز وسعت و قوت می‌‌گرفت به ابطال انتخابات مفتضح اول، انحلال مجلس غیرقانونی ناشی از انتخابات رسوا کننده دوم، و سقوط پی در پی دولت‌های متجاوز به حقوق ملت و روی کار آمدن که با احساس خطر به مجله و اصرار وعده آزادی و اصلاحات می‌‌دهد منتهی گردید تا پرده بعدی چه باشد؟
مردم نگران امنیت هستند. خسته از استبداد و اختناق هشت ساله، رنجور از سختی معیشت و شرمسار از ننگ دزدی و خیانت هیئت حاکمه‌ای که متاسفانه نام ایران و ایرانی را آلوده ساخته است خواهان سرنوشت بهتر، رهایی از ننگ و نکبت و استقرار یک حکومت ملی سازنده ایران پاک و آباد و آزاد است.
امر مسلم این است که: ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
اقتضای شرایط حاضر، در این پیچ مهم تاریخ ایران، با استعانت از پروردگار جهان، با امید به مردانگی و همکاری هموطنان، تاسیس «نهضت آزادی ایران» اعلام می‌گردد.
……………………………………………………..
بسیاری از مردم، خصوصا جوانان کشور، منتظر شکل گیری یک تشکل سیاسی مستقل اند. مدتهاست که انتظار می کشند جبهه ملی ایران و نهضت آزادی ایران از رخوت بیرون آمده و دوباره اعلام موجودیت کنند. ادعای آقای روحانی در مجامع مختلف بین المللی از جمله همین چند روز قبل در مجمع عمومی سازمان ملل متحد مبنی بر وجود فضای باز سیاسی، آزادی فعالیت های مدنی، اجتماعی، سیاسی در ایران، و حکومت بر مبنای دموکراسی (بقول ایشان دموکراسی دینی) شاید بهترین فرصت باشد برای محک زدن. محک جامعه به نهضت و نهضتی ها و به دولت اصلاحات. محک جامعه بین الملل به ادعاهای آقای روحانی و دولت اصلاحاتش، محک خود نهضتی ها و جبه ملی ها به خودشان و خلاصه زمانی مناسب برای تغییر و شروع فعالیت سیاسی.
سیاست کلا، خصوصا در ایران قابل پیشبینی نیست. شاید آقای روحانی و تیم اصلاحاتش سبب خیری شود برای اصلاح رویکرد احزابی همچون نهضت آزادی و جبهه ملی ایران.
من و امثال من که قدرتی نداشته و نداریم و نخواهیم داشت اما در صورت مطالبه حق حضور در فضای سیاسی از جانب نهضت آزادی و جبهه ملی هر چه در توان هست را اگر چه اندک و ناچیز در طبق اخلاص خواهیم گذاشت و تمام قد کنارشان خواهیم بود.
ایکاش عزیزان در نهضت آزادی و جبهه ملی، باور کنند که: ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)