اگر در قرارعاشقانه گذاشتن به دنبال “شخصیت” خاصی هستید _از چک لیستی استفاده می‌کنید که در آن صفات دلخواه شخص مورد نظرتان در روابط عاشقانه وجود دارد _ پائول ایستویک محقق دانشگاه آستین در تگزاس حرفی برای نصحیت به شما دارد: “این کار را متوقف کنید.”
ایستویک اخیراً وقتی همدیگر را در سندیگو برای شرکت در کنفرانس سالانه “انجمن روانشناسی فردی و اجتماعی” ملاقات کردیم، این حرف را به من زد.
ایستویک بر روی جاذبه و روابط عاشقانه تحقیق می‌کند. به چه کسانی علاقه مند هستیم؟ و چه تاثیرات عاشقانه‌ای دارد؟
ایستویک می‌گوید: “هیچ مدرکی وجود ندارد که اگر تو را به فردی که “شخصیت” مورد نظرت را دارد معرفی کنم، تو او را در مقابل کسی که “شخصیت” مورد نظر تو نیست، بیشتر دوست خواهی داشت.” وی در ادامه توضیح می‌دهد، در عوض “جاذبه” مبتنی بر غریزه‌ی درونی است. ملاقات رودررو این واکنش غریزی را هدایت می‌کند که آیا ما آن‌ها را دوست خواهیم داشت یا خیر؟
ایستویک و همکارانش در مورد قرار ملاقات سریع (در این نوع قرار گذاشتن شما تنها در حد یک مکالمه‌ی کوتاه زمان دارید تا تشخیص دهید که از طرف مقابل خوشتان می‌آید یا خیر.م) و قرار ملاقات مجازی تحقیق کرده‌اند. آن‌ها با جوانان تازه ازدواج کرده و افرادی که رابطه‌ی متعهدانه بلند مدت دارند، مصاحبه کردند.
آن‌ها در شرایط آزمایشگاهی از دانشجویان خواستند تا شریک ایده‌آل خود را توصیف کنند. بعد دانشجویان برای مرحله عملی مشاهده‌گری به آزمایشگاه بازگشتند. شرکای آزمایشی آن‌ها همه‌ی صفاتی که آن‌ها می‌خواستند را تماماً دارا بودند. (شریک آزمایشگاهی در واقع یکی از همکاران آزمایش‌کننده بود که به او دستور داده بودند تا همان‌گونه که دانشجویان گفته بودند دوست دارند، شریک ایده‌آلشان باشد، رفتار کند.) بعد از این فعالیت آزمایش‌کنندگان از دانشجویان پرسیدند که آیا علاقه‌مند به قرار ملاقات عاشقانه گذاشتن با شریک آزمایشگاهی خود هستند؟ معلوم شد که چه یک فرد واقعا همان فرد رویاهای شما باشد یا نه، هنگامی‌که با واقعیت او مواجه شوید، این مسئله بی‌اهمیت می‌شود.
اتفاقی که رخ می‌دهد این است که وقتی ما شخصی را ملاقات می‌کنیم، یا لیست صفات مورد نظر خود را فراموش می‌کنیم یا ما لیست خود را بازتفسیر می‌کنیم تا با صفات فردی که ملاقات کردیم، سازگارش کنیم.
به عنوان مثال از لحاظ نظری، من ممکن است فکر کنم که فردی را می‌خواهم که هیجان‌انگیز و باشهامت است. کسی که من را با شراب و پیشنهاد نامناسب اغوا کند. اما اگر او را پیدا کردم و از او خوشم نیامد چه؟ من ممکن است در این حالت بگویم:” من کسی را می‌خواهم که سکسی و هیجان‌انگیز باشد این فرد فقط بی‌ملاحظه و فاسد است.”
همین مسئله عیناً در مورد شرایطی که باعث می‌شود شما یک رابطه را آغاز نکنید یا آن را پایان دهید نیز رخ می‌دهد. مطمئنا ممکن است گفته باشم به کسی که بیش از حد باشهامت و هیجان‌انگیز است علاقه‌ای ندارم _دردسر زیادی‌ برایم دارد_ اما اگر از کسی خوشم بیاید که با شهامت است چه؟ من او را با کلمه‌ی “باشهامت” برچسب‌گذاری نمی‌کنم در عوض می‌گویم که او دارای جرئت و دلیر است.
بعلاوه، پژوهش‌ کمی در حمایت از این ایده وجود دارد که اگر شما با شخصی که دقیقاً همانی هست که می‌خواهید، درگیر رابطه شوید، خوشحال‌تر خواهید بود. درواقع علم پیشنهاد می‌دهد _زمانی که در یک رابطه متعهدانه هستیم_ افراد دیدگاه خود را نسبت به یک شریک ایده آل به تصویری تغییر می‌دهند که دقیقاً با موضوع عشق آن‌ها (معشوقشان) مطابقت دارد.
بنابراین بهترین نصیحت ایستویک برای افرادی که به دنبال رابطه هستند این است که از جستجو برای یک شخصیت و تیپ خاص دست بکشند و بیرون بروند و افراد را به صورت حضوری ملاقات کنند. شبکه اجتماعی خود را گسترش دهید، اگر با افراد بیشتری برخورد کنید، بیشتر احتمال دارد تا شخصی را ملاقات کنید که به او علاقه دارید. به همین دلیل است که ایستویک قرارهای مجازی را این‌گونه توصیف می‌کند: ” فوق‌العاده است. فرصتی است تا افرادی را ملاقات کنید که در غیراین صورت، آن‌ها را ملاقات نمی‌کردید.”
اگرچه کلید اصلی در این است که این آشنایی‌ها به ملاقات‌های حضوری ختم شود. شما باید به خود این فرصت را بدهید تا آن عکس‌العمل غریزی را که پیش‌تر صحبتش را کردیم، در دیدار حضوری تجربه کنید.
همچنین ایستویک به من اطمینان داد که هیچ شواهدی وجود ندارد که چگونگی آشنایی با یک فرد بر روی نتیجه‌ی رابطه اثر بگذارد. وی می‌گوید: ” این تفکر قدیمی است که می‌گوید اگر رابطه‌ی یک شبه می‌خواهید به بار بروید و اگر رابطه‌ی جدی می‌خواهید به کلیسا بروید.”
درنهایت همه‌ی چیزی که اهمیت دارد این است که شما دو تن در وهله‌ی اول ملاقات کنید.
اما هنوز چیزی وجود دارد که من را به فکر واداشته: بعد از جرقه‌ی اولیه، چیز دیگری هم هست که باید به دنبال آن باشیم؟ بله
براساس یک مقاله منتشر شده در “دستورالعمل های فعلی در علوم روانشناسی،” محققان چیزی را شناسایی کرده‌اند که آن را ” پدیده میکل آنژ” می‌نامند. میکل آنژ گفته است که وقتی به یک قطعه سنگ مرمر خام نگاه می‌کند، در همان لحظه می‌توانست مجسمه تمام شده را در پس آن قطعه سنگ ببیند. به طور مشابهی بعضی افراد وقتی به شریک خود نگاه می‌کنند، می‌توانند آن کمالی را که شریک آن‌ها امیدوار است روزی به آن تبدیل شود را ببینند. این افراد از تلاش‌های شریک خود برای بهتر شدن، حمایت می‌کنند و در عین حال جوری رفتار می‌کنند که گویی شریک آن‌ها درحال حاضر به آن هدف دست پیدا کرده.
ایستویک می‌گوید: اگر فردی با تو مانند شخصی که می‌خواهی باشی رفتار کرد، آن فرد یک شریک بسیار خوب برای تو خواهد بود و آن فرد به تو کمک خواهد کرد تا به شخصی که می‌خواهی، تبدیل شوی.”

منبع
راه‌های ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)