در جامعه و فرهنگ ايران، نقش مادري همواره در هاله‌ای از تقدس و احترام قرار داشته واز آن به عنوان نماد فداكاري و از خودگذشتگي ياد شده چنانكه براي بيان اهميت اين جايگاه شاهد استفاده از عباراتي چون :«بهشت زير پاي مادران است» و…..هستيم؛ در نتيجه از تمام زنان انتظار مي رود مشتاق دستيابي به آن باشند در حالي كه زنان در زندگي واقعي خود شاهد چنين احترامي نبوده و از سوي ديگر داراي هيچگونه حقي نسبت به فرزندان خود نيستند.

در حال حاضر تضاد و دوگانگي ميان اسطوره مادري و واقعيت مادري براي زنان در ايران به خوبي روشن شده است در نتيجه نسل جوان فعلي حاضر نيست كه از اهداف اجتماعي و فردي خود به خاطر صلاح خانواده و ايفاي نقش مادري بگذرند و نشانه‌هايي وجود دارد كه رابطه مادري و زنانگي در حال تغيير و دگرگوني است.

چندي پيش مطالعه موردي به منظور رسيدن به نشانه‌هاي تغيير نگرش مادري ميان سه نسل، در دانشگاه سوره توسط خانم دكتر افسر افشار نادري با استفاده از روش كيفي به صورت مقايسه‌اي انجام گرفت تا تفاوت نگرش تقبل نقش مادر ي را در ميان ۶۰ دانشجوي دختر مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد در دانشگاه سوره در مقايسه با مادران و مادر بزرگشان، بدست آيد.

به منظور اطلاع يافتن از نتايج اين تحقيق و بررسي نگرش دختران جوان در ارتباط با نقش مادري و علت تغيير ديدگاهها آنها با اين عضو انجمن جامعه شناسي به گفت وگو نشسته ايم.

شما در بررسي هاي خود در مورد جايگاه مادري در بين دختران جوان با توجه تحقيقي كه انجام داده ايد به چه نتايجي دست پيدا كرديد ؟

نتايج حاصل از تحقيقي كه در دانشگاه سوره انجام شد بيانگر اين امر است كه زنان جوان امروزي با مشاهده تصاوير اجتماعي زنان در جوامع ديگر، به جد به اين باور رسيده‌اند كه نقش مادري يك نقش اسطوره‌اي نيست بلكه يك نقش كاملا زيستي، اجتماعي و فرهنگي است و باري كه قرن‌ها به تنهايي بر دوش خود كشيده اند را امروز بايد قسمتي از آن را بر دوش همسر و جامعه بگذارند تا بتوانند به عنوان يك انسان اجتماعي ـ اقتصادي رفتار كنند؛ لذا داشتن فرزند را مانعي براي رسيدن به اهداف خود مي‌بينند.

مادران نسل اول (مادربزرگان) هنوز هم نقش مادري را يك اسطوره مي پندارند كه زنان بايد آن را اولين و مهم‌ترين وظيفه خود تلقي كرده و در راه رسيدن به اين ارزش از همه اميال و آرزوهاي خود چشم‌پوشي كنند. مادران نسل دوم، عليرغم اينكه بر اين وظيفه اصلي زنان تاكيد دارند اما به طور ملايم‌تري كار كردن در فضاي عمومي و درس خواندن را در كنار انجام وظايف مادري، مهم دانسته و اعتقاد دارند در صورت تضاد نقش مادري و نقش كار اجتماعي زنان بايد از كار خارج از منزل صرف‌نظر كرده و به وظيفه اصلي يك زن كه ايفاي نقش مادري است بپردازند.

اما مادران نسل سوم، با استناد به نقش زنان در جهان، بر اين اصرار دارند كه زنان نبايد نقش مضاعف مادري و كار در حوزه عمومي و يا درس خواندن را، به تنهايي بر دوش كشند و اگر قرار است تنها يك نقش را برگزينند، كار خارج از منزل را بر ايفاي صرف نقش مادري كه براي آنها سودمندتر خواهد بود، ترجيح مي‌دهند مگر اينكه مورد لطف و ياري همسران و جامعه قرار گيرند.

آنها مادري را اسطوره نمي‌دانند و در واقع معتقدند كه اگر مادري اسطوره است چرا وقتي زن از شوهرش جدا مي‌شود حضانت بچه را به مادر نمي‌دهند و اين اسطوره بودن ادامه پيدا نمي‌كند. آنها معتقدند كه بايد زمينه‌اي فراهم شود كه كار و تحصيل و مادري را در كنار هم داشته باشند و همان‌طور كه گفتم اگر مجبور به انتخاب شوند اكثرا كار و يا ادامه تحصيل انتخاب مي كنند تا ايفاي صرف نقش مادري.

چرا اين تغيير تفكر در بين دختران جوان ما در ارتباط با نقش مادري ايجاد شده است؟

اين يك امر طبيعي است و نمي‌توان آن را مثبت يا منفي دانست. زنان سال‌هاي سال فراموش شده بودند و به واسطه مقدس و يا اسطوره قلمداد كردن نقش مادري مجبور بودند كه سال‌ها در خانه زندگي كنند و در جامعه حضور چنداني نداشته باشند. از نظر اقتصادي و اجتماعي به آنها توجه نمي‌شد. در قانون محدوديت‌هاي زيادي در ارتباط با ابتدايي ترين حقوق آنها وجود دارد.

در حال حاضر دختران جوان مي‌خواهند در بيرون از خانه كار كنند، در جامعه حضور داشته باشند و نقش اجتماعي ايفا كنند در حالي كه در جامعه اينگونه قلمداد شده كه زني كه مادر مي‌شود بايد از تمام خواسته‌هاي خود از جمله كار كردن و يا ادامه تحصيل بگذرد. ايجاد اين تفكر در بين نسل جوان يك نوع اعتراض به اين ديدگاه است، آنها مي‌گويند در همه جاي دنيا زنان، مادري و ايفاي نقش در اجتماع را در كنار هم دارند اما در جامعه ما چنين چيزي امكان ندارد و معتقدند كه بايد شرايطي فراهم شود كه زنان دو نقش را در كنار هم داشته باشند. جامعه بايد در برابر نقش مادري انعطاف داشته باشد و براي زنان نقش اجتماعي قائل شود.

مادري در ايران نقشي است كه نه تنها هيچگونه پاداش معنوي و يا مادي بدان تعلق نمي‌گيرد، بلكه در شرايط كنوني با نگاه سنتي كه نسبت به آن وجود دارد، زناني كه فقط نقش مادري را ايفا مي كنند در جامعه در جايگاه پاييني قرار دارند.

از طرف ديگر محدوديت‌هاي قانوني نيز در ايجاد چنين تفكري در بين دختران جوان موثر بوده است چرا كه آنها مي‌گويند ما بچه‌دار مي‌شويم و مجبوريم به خاطر بچه، كار و تحصيل را رها كنيم ولي در برابر فرزندانمان حقي نداريم و از نظر قانوني وكالتي بر فرزندانمان نداريم.

بسياري از زنان مورد مطالعه، به نقش و جايگاه معتبر زنان در جهان اشاره كرده و آرزوي رسيدن به اين جايگاه را در ذهن خود مي‌پرورانند.

البته بايد به اين نكته نيز توجه شود كه با قرار گرفتن در فرآيند جهاني شدن و چند فرهنگي شدن ملل جهان، الگوي تك فرهنگي جوانان، به الگوي هاي متعدد جهاني تغيير يافته است و جوانان با مشاهده فرهنگ‌هاي ديگر و چگونه زيستن در آن فرهنگ‌ها، به عقلانيت فرهنگي كه در آن زندگي مي‌كنند، ترديد كرده، و در روياي بدون قيد و بند زيستن فرو مي‌روند؛ نگرش به نقش مادري نيز يكي از همين ترديدها در فرآيند جهاني شدن است.

آيا مي توان نتايج اين تحقيق را به نگرش كل دختران نسل جوان در كشور در ارتباط با نقش مادري تعميم داد؟

همان طور كه اشاره كردم من اين تحقيق را در ميان ۶۰ دختر دانشجوي مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد در دانشگاه سوره و مادران و مادر بزرگشان، انجام دادم پس بنابراين نمي‌توانيم نتايج حاصل از اين تحقيق را به كل جامعه تعميم دهيم و احتياج به نمونه آماري بيشتري دارد ولي مي‌توان به عنوان يك نمونه از يك جامعه كل آن را در نظر گرفت.

آيا سياست هاي تشويق افزايش جمعيت كه از سوي دولت پي گيري مي شود، مي تواند نگرش دختران جوان را تغيير داده و آنها را به ايفاي اين نقش ترغيب كند؟

سياست تشويقي افزايش جمعيت كه از سوي دولت دنبال مي‌شود شايد براي جامعه روستايي موثر باشد و جواب بدهد ولي براي جامعه شهري چندان موثر نخواهد بود.

زنان شان اجتماعي و فراهم شدن زمينه براي رشد مي‌خواهند و معتقدند كه بايد سياست‌ها و نگرش مرتبط با زنان و مادر شدن تغيير كند. همان‌طور كه گفتم ممكن است سياست‌هاي تشويقي مانند دادن سكه و مسائل اين‌چنيني براي بچه‌دار شدن در جامعه روستايي تاثيرگذار باشد ولي در جامعه شهري جواب نخواهد داد.

سپاس از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.

تهيه و تنظيم : اكرم احقاقي

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)