از این پس مطالب مورد علاقه ام اینجا منتشر می‌کنم. این مطلب جال اول بخوانیم:

شاید مکرر این مبحث ایجابی و سلبی را شنیده یا خوانده باشید. به واقع در حل مسائل و مشکلات خواه یا ناخواه این دو مبحث همیشه طرح می‌شود.
همیشه سلبی چیز بدی نیست.
مجازات و جریمه ماهیت سلبی دارند، برای پیش‌گیری از جرم و یا تخلف مؤثر است، چرا که همیشه همراه تشویق، امکان تنبیه هم باید باشد، وگرنه عدالت مورد تردید قرار می‌گیرد یعنی میان انسان شایسته که قانون را اجرا می‌کند با کسی که از آن تخلف می‌کند فرقی قائل نشدیم و این ضد عدالت است؛ ولی راه حل بنیادی نیست.

سلبی پرهزینه است.
سلبی آخرین راه حل است.
سلبی خروجی فرهنگی ندارد.
سلبی، نشانۀ ناکارآمدی قانون است.
سلبی ممکن است دافعه به‌وجود آورد.
سلبی نماد شکست فرهنگ، خرد و اخلاق است.

مبحث ایجابی مقدم بر سلبی است.
در بحث ایجابی، ما دربارۀ شرایطی سخن می‌گوییم که انسان را مجاب و رهنمون می‌کند به سمت کار درست. به طور طبیعی بر حسب عقل و اخلاق انسان‌ها متمایل به کار درست هستند. اغلب عمل نادرست موقعی رخ می‌دهد که شرایط انجام کار درست دشوار است.

در بحث اقتصاد، و از جمله مباحث مهم میحط زیست، بایست شرایط ایجابی اولویت‌دار باشد و بیش‌تر بدان پرداخته شود. اگر توقع داریم مردم اسراف نکنند، و در امر حفاظت از محیط زیست مشارکت مؤثر داشته باشند، بایست شرایط ایجابی اش فراهم کرد. نخست آگاهی و آموزش است. بعد مردم به عینه به‌بینند که میان عمل شایسته و نادرست فرق گذاشته می‌شود. کسی که اسراف نمی‌کند بایست مورد تشویق و قدردانی قرار گیرد. مثلاً سیستم محاسبۀ پلکانی مصرف در تشویق مصرف کم و پرهیز از اسراف، ضمن این‌که در راستای عدالت است، موجب تشویق و شرایط ایجابی می‌شود تا مردم از اسراف به پرهیزند، اما بایست در برآورد نیاز دقت شود و حداقل مصرف منطقی در نظر گرفت و این طور نباشد مردم به‌ویژه کم‌درآمد در فشار و تنگنای رفع نیازشان باشند، به عبارت دیگر این قدر حداقل را کم نگیریم که مردم ناچار شوند از کیفیت و رفاه حداقلی‌شان بزنند تا قبوض سبکی را به بینند! البته مبحث ایجابی بسیار گسترده‌تر از این حرف‌هاست.
در حالی که قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته است، و دورنمای روشنی هم نیست که در میان مدت و حتی بلند مدت تحولی بزرگی در بحث مزد و درآمد اکثریت مردم رخ دهد، سرمایه‌گذاری در تولید برق از روش‌های گران منطقی نیست. این عجله بی‌مورد است، در حالی‌که می‌توان از ظرفیت و مزیت نسبی فعلی – ساخت نیروگاه گازی- استفاده کرد. برق ارزان، پیش‌زمینۀ اقتصاد منطقی است که مردم را مجاب می‌کند از نوع برقی وسائل مشابه بیش‌تر به‌کار برند.
این مورد را شخصاً با بررسی و صحبت با مردم متوجه شدم که موقعی که قیمت سی. ان.جی (CNG) افزایش یافت و بهایش نزدیک به بنزین شد، بسیاری مردم ترجیح دادند از بنزین استفاده کنند! چرا که دلیل اصلی به‌کاربردن سی.ان.جی قیمت پایین‌ترش نسبت به بنزین بود. به نظرم اگر بهایش سی.ان.جی کم‌تر از نصف بنزین باشد جذابیت کاربرد دارد.
منبع:
http://pakabara.blogfa.com