روژی کورد: بهزاد خوشحالی، نویسنده و مفسر سیاسی کورد، در رابطه با تیراندازی امروز در مجلس جمهوری اسلامی و در مقبره خمینی، ضمن محکوم نمودن کلی تروریسم، به بررسی زوایای گوناگون این حملات که طی آن گفته می شود ۱۲ نفر کشته شده اند، می پردازد.

خوشحالی طی مطلبی تحت عنوان “تروریسم یا خود تروریسمSelf-Terrorism))”، به بررسی زوایای مختلف و استفاده و سوء استفاده های جمهوری اسلامی از این امر و سناریویی بودن آن پرداخته است.

متن دیدگاه این تحلیلگر سیاسی کورد:

بهزاد خوشحالی

نخست: تروریسم در هر حالتی محکوم است و همچنان که از تعریف آن پیداست “استیلای ترس مهیب”، به دلیل آنکه امنیت و کرامت انسان ها را هدف قرار می دهد از مذموم ترین واژگانی است که در ادبیات سیاسی وجود دارد.

دوم: سناریوهای احتمالی و اهداف این عملیات مسلحانه چه می توانند باشند؟

اگر از نگاه تروریستی به موضوع وارد شدیم به ویژه هنگامی که بلافاصله داعش، مسوولیت این عملیات را می پذیرد می توان گفت جمهوری اسلامی ایران از این اقدام داعش، می تواند برای قطبی کردن اذهان در ایران یعنی سنی-شیعه کردن چالش های منطقه به بهترین شیوه ی ممکن بهره برداری نموده و با مهندسی اذهان و استیلای هراس بر اکثریت جمعیت شیعه ی ایران، مردم را مجددا حول یک موضوع موهوم به نام جنگ شیعه-سنی گردهم آورده و بسیج عمومی ایجاد کند: خطر سنی جدی است، متحد شویم می تواند حربه ای بسیار موثرباشد.

نگاه دوم، دیدگاه خودتروریسم (Self-Terrorism)  است که در این مورد می توان به دو موضوع مهم اشاره کرد:

انفجار حرم امام هشتم شیعیان در مشهد را به یاد شما می آورم. سازمان مجاهدین خلق به این اقدام متهم شد اما اصل ماجرا چه بود؟

چند عضو زندانی سازمان مجاهدین، در قالب پروژه ی عفو و به نام رافت اسلامی از زندان آزاد شدند. پس از مدتی از سوی هسته های سازمان، با آنها تماس مجدد برقرار شد. این اعضا مجددا جذب و وارد رابطه ی سازمانی و تشکیلاتی شدند. پس از چند ماموریت روتین نظیر پخش اعلامیه و تراکت یا شناسایی محل و … ماموریت انفجار در حرم امام هشتم شیعیان به آنها ابلاغ می شود. آنها این ماموریت را انجام می دهند و چند نفر از تیم عملیات دستگیر، محاکمه و اعدام می شوند. اما واقعیت چه بود؟

یک جریان موازی به نام سازمان مجاهدین خلق از سوی وزارت اطلاعات ایران، با آماده سازی سناریو و به دام انداختن این افراد، اهداف خود را عملی ساخت: سازمان مجاهدین، به دشمنی با اسلام برخاسته است، یکی از تابوهای تشیع یعنی حرم امام هشتم شیعیان را منفجر کرده است و…

به این ترتیب زمینه ی عمومی لازم برای سرکوب همه جانبه ی اعضای سازمان مجاهدین خلق مهیا شد و همه ی ما کمابیش با تبعات آن آشنا هستیم.

اما موضوع دوم: شاید بسیاری بر این باور باشند که جناح تندرو در ایران به رهبری سپاه پاسداران، به طور کامل در خط رهبری قرار دارند و به اصطلاح خودشان، ییرو منویات مقام معظم رهبری هستند. اما به باور من، سیاست عبور جناح راست و سپاه از رهبری آغاز شده است و  تلاش این جناح برای جایگزینی رهبر، در مسیر دیگری غیر از خواست های رهبر کنونی ایران و بیت رهبری است. در واقع بر خلاف آنچه در ظاهر دیده می شود آقای روحانی و اعتدالیون، اکنون تنها سپر قابل اتکا و قابل اعتماد نظام و رهبری هستند.

با پذیرش موضوع دوم به عنوان یک پیش فرض، می توان گفت جناح راست بازی حداکثری خود را آغاز کرده و با بهانه کردن تروری که یک سناریوی از پیش ساخته است در حرم رهبر پیشین ایران و همچنین مجلس، هدف یک دست کردن وضعیت کشور را با حربه ی امنیتی به پیش براند و به هدف نهایی خود یعنی جایگزینی رهبری دست نشانده نزدیک تر شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)