خمینی آشکارا حقیقت را گفت، مردم درک نکردند


سی و هشت سال از انقلابی گذشت که بعدها انقلاب ربوده شده نامیده سال سی و هشت سال، ترور، اعدام، کشتار دسته جمعی، رعب و وحشت، دست اندازی و تداخل در امورات داخلی کشورهای منطقه تحت عنوان صدور انقلاب، ضبط آزادیهای شخصی و حقوق فردی مردم و …. تاکنون نه تنها امیدی به اصلاح نیست بلکه فض روزبروز امنیتی تر و عرصه روز بروز تنگتر گردید و می گردد.

اما این تنها کوردها بودند که با درایت رهبرانی از جمله شهید دکتر عبدالرحمن قاسملو، درک نمودند که خمینی چه می خواهد و به همه پرسی فرمالیته او و نظامش، نه گفتند و هزینه گزافی برای این نه گفتن پرداختند اما باز ایستادند و مقاومت کردند.

طی ویدیوئی که از حمینی منتشر شده است و در این نوشتار می بینید، خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی که اشخاصی همچون موسوی که به ناحق رهبر جنیش سبز خوانده شد، تمامی اهدافش را بازگشت به سخنان و اهداف خمینی مهنا می کرد،یا شخص رفسنجانی که خود نیز قربانی دسته بازیها و منافع گروهی و شخصی شد، مدام وصیت نامه خمینی را به یاد همگان می آورد، خطاب به روشنفکران ایراد نموده است.

طی این فایل خمینی آشکارانه می گوید، شما به ما می گوئید مرتجع، بله ما مرتجع هستیمم.

خمینی دامه می دهد: “شما روشنفکر هستید و نمی خواهید ما به ۱۴۰۰ سال پیش برگردیم اما ما به آن زمان برمی گردیم”.

و این شد که ایران اکنون به طور توقف ناپذیری به ۱۴۰۰ سال پیش و شاید پیش تر از ان نیز برمی گردد.

مردم ایران ان زمان تحت احساسات شدید به ظاهر انقلابی، سخنان خمینی را که بعدها فتوای جهاد علیه ملت کورد را صادر کرد، دستور کشتارهای وسیع و ترورهای متعدد و اعدامهای فله ای را صادر کرد را درک نکردند.

اما واقعیتی تلخ اینک وجود دارد و آن نیز وجود احساسات توصیف ناپذیر در بین توده ای است که زمانی انقلابی بوده و اکنون خارج نشین هستند.

منظور همان توده ای است که محسن رضایی آنها را فراری و آدمکش می خواند.

اکنون این دسته نیز قربانی احساساتی نامنطقی و ناسیاسی شده و جهت جلوگیری از مثلا رئیس جمهور شدن رئیسی، روحانی را پیشوای اصلاحات و امید آزادی می خوانند.

باید از خود پرسید: “آیا این مردمان سیاسی و مبارزف اکنون قدرت تحلیل را از دست داده اند یا این تفکر فاشیستی آنهاست که از ترس تجزیه ایران به امامان کشتار و ترور، لبیک می گویند؟”

این سوال شاید تا مدتها بدون پاسخ باقی بماند اما آنچه هویداست این است که جنبشهای رهایی و حق خواهانه در کوردستان و بلوچستان و الاحواز، در حال تداوم و تکاپوی بیشتری در مقایسه با بیست سال گذشته است.

بدان امید که این شور آزادیخواهی در سراسر ایران و به ویزه در بین آذریها نیز تقویت شده و در راستای حق تعیین سرنوشت و قبول حقوق ملی و مدنی همدیگر حرکت کنیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)