شادي صدر: قدرت قهرمانان قتل عام بالاترين نهاد قدرت را به درد آورد(تحليل حرفهاي خامنه اي درمورد دهه۶۰)

(عنوان اين نوشته از من است، اصل مطلب خانم شادي صدر، عنواني نداشت-احمد مجد)

ابراز نارضایتی دیروز خامنه‌ای از “قضاوت درباره دهه ۶۰″، سه نکته مهم در بر دارد:
۱. تفکری که سعی می کرد جا بیاندازد که مساله دهه ۶۰، یک پرونده کهنه و بسته شده مربوط به گذشته است، کاملا شکست خورده است. مساله دهه ۶۰، بیش از همیشه، تبدیل به موضوع حال و آینده ایران شده است.
۲. حتی رهبر جمهوری اسلامی نیز ناگزیر شده بپذیرد که دو روایت موازی از تاریخ دهه ۶۰ وجود دارد. خامنه ای دلواپس است که برخی دارند تاریخ را برای نسل جوان که دهه ۶۰ را زندگی نکرده “تحریف”، و جای “شهید” و “جلاد” را عوض می کنند در حالی که آن‌هایی که کشته شده اند، تروریست بوده‌اند و “مردم”، با کشتن آنها، از خود دفاع و توطئه دشمنان را خنثی کرده‌اند. اگرچه در ظاهر این عبارات، هیچ چیز تازه ای جز تکرار روایت رسمی از تاریخ دهه ۶۰ نیست، اما واقعیت این است که حتی خامنه‌ای هم ناگزیر شده بر قدرت روایت محذوف از تاریخ دهه ۶۰ صحه بگذارد. روایتی که پیش و بیش از همه، خانواده‌های “جان‌باخته”گان و بازماندگان آن فجایع و در وهله بعد، مدافعان حقوق بشر راوی آن بوده و هستند. آن‌ها به درستی گفته‌اند و می‌گویند که فاتحان انقلاب ۵۷، یک نسل از مخالفان سیاسی را با شکنجه (“جلاد”ی)، “ترور”، زندان و اعدام، سر به نیست یا محو کرده‌اند. امروز بیش از همیشه روشن است که روایت سرکوب‌ شده و روایت رسمی از تاریخ دهه ۶۰ به شکلی موازی در جریان هستند. هرچند اولی پشتوانه قدرت سیاسی و بودجه دولتی را دارد و دومی، صدای ضعیفی است که در سخت‌ترین شرایط سانسور و بگیر و ببند، سعی در تاباندن کورسوی نوری داشته است. اما با وجود همه بی قدرتی، بالاترین نهاد قدرت را درد آورده است.
۳. خامنه ای در بخش دیگری از صحبت‌هایش که در این کلیپ نیست، برای حل مساله “قضاوت درباره دهه ۶۰” رهنمود می‌دهد که: “حقیقت” تاریخ دهه ۶۰ را باید بارها و بارها با ذکر جزییات تکرار کرد. در اینجا نیز به نظر می رسد رهبر جمهوری اسلامی از تکرار روایت‌های خانواده های جانباخته‌گان و بازماندگان فجایع جمعی دهه ۶۰ نگران است. او ازکارگزاران فرهنگی‌اش می خواهد روایت مطلوب او را به عنوان “حقیقت” دهه ۶۰ بارها و بارها تکرار کنند و جا بیندازند. ترجمان چنین رهنمودی، انبوه تولیدات فرهنگی و هنری و موسسات و نهادهای تاریخ سازی است که انتظار می‌رود بیش از پیش، تمامی صحنه را اشغال کنند تا جایی برای روایت محذوف و فضایی برای تنفس سرکوب شدگان باقی نماند. تولیداتی که قرار است آن‌قدر تاریخ رسمی را تکرار کنند تا همین اندک ترک‌هایی که به مدد تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و خطرکردن‌های بسیار بر سد سدید روایت رسمی انداخته شده، بسته شود.
***
و در حاشیه این‌که، تحلیل‌هایی از نوع تحلیل جمشید برزگر که صحبتهای دیروز خامنه ای را فقط و فقط جوابی به تبلیغات انتخاباتی روحانی در حمله به رییسی به عنوان “قاتل” می داند، نادیده گرفتن چهار دهه تلاش‌های خانواده ها و فعالان و تاثیرات آن در صحنه سیاسی امروز است. این نوع تحلیل‌ها، برخلاف اصول روزنامه نگاری همه جانبه نگر، فقط نگاه به قدرت دارد و اساسا مردم، عاملیت آن‌ها و حرکت‌های اجتماعی را نادیده می گیرد. جمشید برزگر به سادگی اما به نظر من عامدانه، فراموش می‌کند که اگر روحانی در کمپین انتخاباتی خود آن جملات را می‌گوید دقیقا به دلیل تلاشهایی است که مساله دهه ۶۰ را زنده نگاه داشته است؛ دقیقا به این دلیل است که می‌داند با حمله به “قاتل”، می تواند از بخش مهمی از جامعه نمایندگی بگیرد و در تاریخ سراسر رنج آن‌ها، بی آن که حقی داشته باشد، شریک شود.
در شرایطی که جمهوری اسلامی همه تلاش خود را برای سانسور، تحریف و وارونه جلوه دادن تاریخ دهه ۶۰ می کند و بیش از این هم خواهد کرد، خطر تحلیل‌های های قدرت‌محور و یک جانبه‌نگری از نوع تحلیل برزگر این است که خود به ابزاری برای خاک پاشیدن به حقیقت بدل شوند و اجازه دهند قدرتمندان، تاریخ سرکوب‌شدگان را یک بار دیگر و به شیوه‌ای دیگر از آن خود کنند.
نوشته جمشید برزگر، تحلیل گر بی‌بی‌سی فارسی را اینجا می توانید بخوانید:
http://www.bbc.com/persian/iran-40152700

ابراز نارضایتی دیروز خامنه‌ای از "قضاوت درباره دهه ۶۰"، سه نکته مهم در بر دارد:۱. تفکری که سعی می کرد جا بیاندازد که مساله دهه ۶۰، یک پرونده کهنه و بسته شده مربوط به گذشته است، کاملا شکست خورده است. مساله دهه ۶۰، بیش از همیشه، تبدیل به موضوع حال و آینده ایران شده است.۲. حتی رهبر جمهوری اسلامی نیز ناگزیر شده بپذیرد که دو روایت موازی از تاریخ دهه ۶۰ وجود دارد. خامنه ای دلواپس است که برخی دارند تاریخ را برای نسل جوان که دهه ۶۰ را زندگی نکرده "تحریف"، و جای "شهید" و "جلاد" را عوض می کنند در حالی که آن‌هایی که کشته شده اند، تروریست بوده‌اند و "مردم"، با کشتن آنها، از خود دفاع و توطئه دشمنان را خنثی کرده‌اند. اگرچه در ظاهر این عبارات، هیچ چیز تازه ای جز تکرار روایت رسمی از تاریخ دهه ۶۰ نیست، اما واقعیت این است که حتی خامنه‌ای هم ناگزیر شده بر قدرت روایت محذوف از تاریخ دهه ۶۰ صحه بگذارد. روایتی که پیش و بیش از همه، خانواده‌های "جان‌باخته"گان و بازماندگان آن فجایع و در وهله بعد، مدافعان حقوق بشر راوی آن بوده و هستند. آن‌ها به درستی گفته‌اند و می‌گویند که فاتحان انقلاب ۵۷، یک نسل از مخالفان سیاسی را با شکنجه ("جلاد"ی)، "ترور"، زندان و اعدام، سر به نیست یا محو کرده‌اند. امروز بیش از همیشه روشن است که روایت سرکوب‌ شده و روایت رسمی از تاریخ دهه ۶۰ به شکلی موازی در جریان هستند. هرچند اولی پشتوانه قدرت سیاسی و بودجه دولتی را دارد و دومی، صدای ضعیفی است که در سخت‌ترین شرایط سانسور و بگیر و ببند، سعی در تاباندن کورسوی نوری داشته است. اما با وجود همه بی قدرتی، بالاترین نهاد قدرت را درد آورده است.۳. خامنه ای در بخش دیگری از صحبت‌هایش که در این کلیپ نیست، برای حل مساله "قضاوت درباره دهه ۶۰" رهنمود می‌دهد که: "حقیقت" تاریخ دهه ۶۰ را باید بارها و بارها با ذکر جزییات تکرار کرد. در اینجا نیز به نظر می رسد رهبر جمهوری اسلامی از تکرار روایت‌های خانواده های جانباخته‌گان و بازماندگان فجایع جمعی دهه ۶۰ نگران است. او ازکارگزاران فرهنگی‌اش می خواهد روایت مطلوب او را به عنوان "حقیقت" دهه ۶۰ بارها و بارها تکرار کنند و جا بیندازند. ترجمان چنین رهنمودی، انبوه تولیدات فرهنگی و هنری و موسسات و نهادهای تاریخ سازی است که انتظار می‌رود بیش از پیش، تمامی صحنه را اشغال کنند تا جایی برای روایت محذوف و فضایی برای تنفس سرکوب شدگان باقی نماند. تولیداتی که قرار است آن‌قدر تاریخ رسمی را تکرار کنند تا همین اندک ترک‌هایی که به مدد تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و خطرکردن‌های بسیار بر سد سدید روایت رسمی انداخته شده، بسته شود. ***و در حاشیه این‌که، تحلیل‌هایی از نوع تحلیل جمشید برزگر که صحبتهای دیروز خامنه ای را فقط و فقط جوابی به تبلیغات انتخاباتی روحانی در حمله به رییسی به عنوان "قاتل" می داند، نادیده گرفتن چهار دهه تلاش‌های خانواده ها و فعالان و تاثیرات آن در صحنه سیاسی امروز است. این نوع تحلیل‌ها، برخلاف اصول روزنامه نگاری همه جانبه نگر، فقط نگاه به قدرت دارد و اساسا مردم، عاملیت آن‌ها و حرکت‌های اجتماعی را نادیده می گیرد. جمشید برزگر به سادگی اما به نظر من عامدانه، فراموش می‌کند که اگر روحانی در کمپین انتخاباتی خود آن جملات را می‌گوید دقیقا به دلیل تلاشهایی است که مساله دهه ۶۰ را زنده نگاه داشته است؛ دقیقا به این دلیل است که می‌داند با حمله به "قاتل"، می تواند از بخش مهمی از جامعه نمایندگی بگیرد و در تاریخ سراسر رنج آن‌ها، بی آن که حقی داشته باشد، شریک شود. در شرایطی که جمهوری اسلامی همه تلاش خود را برای سانسور، تحریف و وارونه جلوه دادن تاریخ دهه ۶۰ می کند و بیش از این هم خواهد کرد، خطر تحلیل‌های های قدرت‌محور و یک جانبه‌نگری از نوع تحلیل برزگر این است که خود به ابزاری برای خاک پاشیدن به حقیقت بدل شوند و اجازه دهند قدرتمندان، تاریخ سرکوب‌شدگان را یک بار دیگر و به شیوه‌ای دیگر از آن خود کنند. نوشته جمشید برزگر، تحلیل گر بی‌بی‌سی فارسی را اینجا می توانید بخوانید:http://www.bbc.com/persian/iran-40152700

Publicerat av Shadi Sadr den 5 juni 2017

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)