تئوری “کمربندسبز” به سیاست های برژینسکی در خاورمیانه و با هدف نابودی افکار چپ و کمونیستی با سلاح اسلام بنیادگرایانه و حتی خشونت طلبانه گفته میشود.
در طی نزدیک به نیم قرن اخیر خاورمیانه بوسیله همین گروه های بنیادگرانه اسلامی تبدیل به یک میدان جنگ کثیف و قتلگاه آزادی خواهان و برابری خواهان و فعالین اجتماعی سیاسی سکولار شده است.
طالبان در پاکستان،ج.ا در ایران،حافظ اسد و بشار اسد و داعش در سوریه،صدام در عراق و… همه نتیجه همین سیاست های امپریالیسم امریکا میباشد.
اینجاست که میتوان ابزار های ضدانسانی کاپیتالیسم را به وضوح دید.در دنیای مبتنی بر قدرت و ثروت،معنویت و دین هم در یک معادله،اوبژه و ابزار طبقه حاکم میشوند و گاهی هم در یک سطح کوچک خود به قدرت حاکم تبدیل میشوند(نمونه بارزش ایران).
برای سیاست های استعماری امپریالیسم امریکا تنها و تنها تفرقه و چند دستگی و به تبع آن سرکوب توده هاست که اهمیت دارد.بورژوازی وقتی پای منافعش وسط باشد از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند.
اینجاست که میتوان فهمید؛دین افیون توده هاست!
دین ابزاری برای چند دستگی و استثمار توده مردم فرودست است.
اینجاست که میتوان فهمید؛چرا دین و مذهب کماکان قدرت دارند.

کابل امروز را خوب نگاه کنید کابل امروز میراث برژینسکی و امپریالیسم آمریکاست.اما بغض کابل و کابل ها روزی میترکد!
نیم قرن است خاورمیانه به خون کشیده شده وعاملانش امروز علم حمایت از انسانیت بدست گرفتند و داعی حقوق بشر شدند.

پ.ن:تاریخ بخوانیم!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)