اسلامگرایان اصلاح طلب از نفرت مردم از رژیم دیکتاتوری اسلامی برای تقویتش سؤاستفاده می کنند. در مضحکه ی انتخابات استصوابی ریاست جمهوری اسلامی نفرت مردم از رژیم را به سمت نامزدی که به ولی فقیه منتسبش می کنند، سوق می دهند تا مردم را به رأی دادن به نامزد موردنظرشان ترغیب کنند. مافیای رسانه ای اسلامگرایان اصلاح طلب در داخل و خارج کشور با ترفندهای گوناگونی در این زمینه عمل می کند و مردم سرخورده و متنفر از حکومت اسلامی را به سیاهی لشکر نمایش مبتذل مقبولیت نداشته اش تبدیل می کند.

در هر صورت بیشتر کسانی هم که به هر دلیلی و بیشتر به دلیل عدم دسترسی به «جایگزین مناسب» در نمایش انتخابات قلابی شرکت می کنند، در صورت جهت دهی درست به نفرتشان از دیکتاتوری اسلامی، پتانسیل زیادی برای پیوستن به جنبش انقلابی برای براندازی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در ایران خواهند داشت، و می توان روی آنان حساب کرد. این حساب محکمتر از حساب اسلامگرایان روی پشتیبانی این بخش از مردم در هنگام براندازی حکومت اسلامی است. در استبدادهای مدرن نمایش مقبولیت دیکتاتوری با مضحکه ی انتخابات قلابی همیشه برپا بوده است و این دلیل حقانیتش بین مردم نبوده است که در موقعیت مناسب همان مردم به براندازی دیکتاتوری کمر همت بسته اند.

اسلامگرایان اصلاح طلب از نفرت مردم از انقلاب اسلامی برای حفاظت از حکومت اسلامی سؤاستفاده می کنند. اسلامگرایان که با انقلاب 57 به قدرت سیاسی رسیده اند و با انقلاب بعدی حیات سیاسی شان پایان خواهد یافت، با اشاره به فجایع حکومت اسلامی ناشی از انقلاب 57، مردم را از انقلاب می ترسانند تا همین حکومت دیکتاتوری فاجعه بار را حفظ کنند.

رهایی از چنگ حکومت دیکتاتوری جز با کامیابی در انقلاب امکان پذیر نیست. انقلاب وسیله است و اگر چهار دهه قبل، از وسیله ای درست استفاده نکرده ایم، دلیل مناسبی برای نفرت از آن وسیله نیست، به خصوص اگر تنها وسیله ی ممکن و در دسترسمان برای دستیابی به دموکراسی و آزادی و عدالت در کشورمان باشد. اصلاح دیکتاتوری ممکن نیست، تحت حکومت دیکتاتوری تنها راه دستیابی به اصلاحات معقول، انقلاب سیاسی برای براندازی دیکتاتوری و ایجاد چارچوب سیاسی دموکراتیک است.

انقلاب سیاسی وسیله ای برای تغییر نظام سیاسی است که استفاده ی درست از این وسیله در جهت براندازی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی است. هر جا دموکراسی برقرار شده است با انقلاب شده است. تا موفقیت در برقراری دموکراسی در ایران، چاره ای جز انقلاب ندارید که فقط دموکراسی چارچوبی نهادی برای انجام اصلاحات بدون استفاده از خشونت و با استفاده از عقل در امور سیاسی فراهم می نماید.

اسلامگرایی سیاسی را براندازید. اسلام و روحانیت را از سیاست پس بزنید تا به حوزه ی دین برگردند. اختلاط دین و سیاست را با قاطعیت پایان دهید. برای اینکه نظام سیاسی دموکراسی ایجاد کنید باید دین را از میدان سیاست بیرون کنید، و برای اینکه زندگی معقولی در ایران داشته باشید، چاره ای جز براندازی دیکتاتوری و جایگزینی آن با دموکراسی ندارید. به تغییر نظام سیاسی انقلاب می گویند، چه با خشونت و چه بی خشونت. دفاع از جان مردم ایران در جریان انقلاب ضروری است. در هر شرایطی باید به طور جدی و قاطع از کشورمان ایران و مردمش و تمامیت سرزمینش و استقلال سیاسی اش محافظت نماییم که دستیابی به دموکراسی در ایران متکی بر آنهاست. برای چنین محافظت جدی، مقدار خشونت مجاز برای دفاع در صورت لزوم در هر مورد در سطح استراتژی در هنگام مقاومت عملیاتی مشخص می شود. نه اسلامگرایان و نه هیچ قدرت دیگری توان مقابله با خواست و نیروی ملت ایران را ندارند.

از انقلاب نترسید، به جای آن آگاهانه و دلیرانه «استراتژی برقراری دموکراسی در ایران»* را پی بگیرید، این جایگزین مناسب را اطلاع رسانی کنید تا در دسترس همه ی مردم ایران قرار بگیرد. خواستار لائیسیته برای جدایی دین و سیاست شوید، و شعار لائیسیته را فراگیر و همگانی سازید. اگر در همگانی سازی استراتژی برقراری دموکراسی در ایران و شعار لائیسیته بین مردم ایران به عنوان شعار اصلی انقلاب موفق شدید، آن هنگام انقلاب لائیسیته برای براندازی حکومت اسلامی و برقراری دموکراسی لائیک در ایران را به آسانی انجام خواهید داد.

ایران – 18 اردیبهشت 1396

www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/Barkamel.pdf *
www.iranliberal.com/ramin-kamran.php

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)