شیرین عبادی جایزه نوبل را کی و کجا و به کی تحویل می دهد؟

خانم شیرین عبادی، طی گفتگویی که رادیو فردا خبرش را داده برای شرکت در انتخابات قلابی آخوندها تبلیغ کرده. البته ایشان در همان حرفهایشان گفته اند که هر دو جناح رژیم کارنامه بسیار بدی در زمینه حقوق بشر دارند. ولی چرا با چنین کارنامه یی از هر دو جناح باید در انتخابات بین بد و بدتر شرکت کرد را خودشان باید جواب بدهند.
شاید خانم عبادی چون برنده نوبل صلح هستند، باید همیشه صلح و صفا برقرار کنند. و هنگامی که دیدند این حرفشان، سران حکومت اسلامی از هر دو جناح را ممکن است دلخور کند، تلاش کرده اند حقوق بشر جلادان را هم رعایت کنند.
آخر ایشان حقوقدان و متهم به دفاع از حقوق بشر هستند. تا زمانی که ما نتوانیم ثابت کنیم درنده ترین حیوانات جنگلی هم از نظر نتیجه و راندمان اجتماعی به سران این رژیم شرف دارند،ایشان ناگزیرند که سران رژیم آخوندی را «بشر»حساب کنند و جانب آخوندها را نگهدارند.
بنا به ملاحظات بسیار انساندوستانه خانم شیرین عبادی، بعد از نیش مختصری که به رژیم بابت نقض حقوق بشر زده اند، امتیاز مهمی هم از کیسه خلیفه (نمی دانم کدام خلیفه، شاید یکی از خلفای اسکاندیناوی)، به رژیم بخشیده اند و فرمان داده اند که مردم ایران باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنند.
چه کسی گفته؟ و این چه رهنمودی است که خانم عبادی به مردم می دهند و به آنها می گویند که شما مجبورید یا بد یا بدتر را انتخاب کنید؟ اگر خانم عبادی بابت این حرف به خودشان دسته گل هم بدهند و بگویند تبلیغ شرکت در انتخابات نکردم، بلکه از شورای نگهبان و رئیس آن جنتی یک نیشگون هم گرفته، باز این حرفشان تبلیغ برای شرکت در انتخابات است، بدجوری هم هست. چرا؟
زیرا در زندان زابل یک زندانی سیاسی به نام ارژنگ داودی در غل و زنجیر است و سر سوزنی از آزادیها و حقوق و مصونیتهای سیاسی و بین المللی که خانم عبادی از آنها برخوردارند را ندارد و هر لحظه از جمله به خاطر همین موضعگیریش علیه انتخابات می تواند دهسال دیگر به زندانش اضافه کنند یا او زیر شکنجه و به سلول انفرادی ببرند یا به جایی بدتر از زابل تبعید کنند.
اما ارژنگ داوودی نه تنها خودش را مجبور به شرکت در انتخابات ندیده، بلکه گفته: شرکت مأمور و مزدور و مجبور در انتخابات با هم هیچ فرقی ندارد و همه را فراخوانده که شرکت نکنند.
نمونه دیگر خانم مریم اکبری منفرد است که فقط به خاطر نامه نگاری به ارگانهای بین المللی در مورد اعضای خانواده قتل عام شده خودش، به زندان افتاده و به خاطر نامه های اعتراضی در دفاع از حقوق بشر از زندان، دوبار زندان مکرر گرفته و بعد از 8سال زندان که فقط به خاطر نامه به گزارشگر سازمان ملل نوشته باید 10سال دیگر هم در زندان بماند. اما او دلاورانه از زندان پیام داده که رأی من نه به حاکمیت اسلامی است و همه را به صراحت فراخوانده که در این انتخابات شرکت نکنند.
من اگر به جای خانم عبادی بودم، جایزه صلح نوبل را به زابل یا تهران می بردم و جلو درب زندان زابل یا زندان اوین بست می نشستم تا درب را باز کنند و ارژنگ داودی یا مریم اکبری منفرد را بیاروند و جایزه صلح و بشردوستی را دودستی به یکی از آنها تقدیم می کردم.
خانم عبادی نان سیاسی و حیثیتی جایزه صلح نوبل را (که رنج نقض حقوق بشر را این زندانیان تحمل کرده اند و تبدیل به جایزه ایشان شده) می خورند و نمکدان را به این صورت بر سر همین قربانیان می شکنند.
(این نوشته را از یک کامنت در زیر خبر گفتگوی خانم عبادی در سایت رادیو فردا الهام گرفته ام-بی باک و بیم).

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)